چهارشنبه 17 اسفند 1390  ساعت 11:15 ق.ظ

نفر اول حوزه انتخابیه تهران گفت: نکته مهم دیگر درباره این انتخابات این است که انتخاب مردم مستلزم یک بلوغ سیاسی بیشتر بود. قبلا انتخاب بین خوب و بد بود اما در این انتخابات، انتخاب بین خوب و خوب‌تر بود و این از خصوصیات این دوره است. ما در گذشته در چنین حالتی قرار نداشتیم.

به گزارش جهان، دکتر غلامعلی حداد عادل در انتخابات روز ۱۲ اسفند بیش از یک میلیون و ۱۰۰ هزار رای کسب کرد و بار دیگر با اختلاف فاحش نسبت به نفر دوم، برنده اول حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر شد.

وی که هم اکنون رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هشتم است، در گفت گویی با جهان نیوز به بررسی ابعاد حماسه ۱۲ اسفند، موضوع تحریم انتخابات، رابطه مجلس نهم با دولت و دیگر مسائل پیرامون انتخابات پرداخت. این گفت وگو را در ادامه می خوانید:

*ضمن تبریک انتخاب مجدد جنابعالی، ارزیابی شما از انتخابات مجلس نهم چیست؟

بنده تصور می کنم این انتخابات اقتدار نظام جمهوری اسلامی را هم درخارج و هم در داخل کشور افزایش داد و این یک سرمایه بسیار ارزشمند است که باید حفظ شود. من از بصیرت و وقت شناسی مردم ایران اسلامی به خاطر خلق این حماسه بزرگ تشکر می کنم.
نکته مهم دیگر درباره این انتخابات این است که انتخاب مردم مستلزم یک بلوغ سیاسی بیشتر بود. قبلا انتخاب بین خوب و بد بود اما در این انتخابات، انتخاب بین خوب و خوب‌تر بود و این از خصوصیات این دوره است. ما در گذشته در چنین حالتی قرار نداشتیم.

* اطلاعی از نظر مقام معظم رهبری در رابطه با حضور پر شور مردم در این انتخابات ندارید؟

بعد از انتخابات خدمتشان نرسیده ام ولی می توانم حدس بزنم که بسیار خوشحال هستند و مردم هم از خوشحالی ایشان خوشحالند.

* در دوم از انتخابات در تهران ۵۰ نامزد با هم رقابت می کنند استراتژی جبهه متحد چیست؟

راهبرد ما قطعا با مرحله اول فرقی ندارد منتها ممکن است به اقتضای شرایط مرحله دوم تصمیمات ویژه ای اتخاذ شود. هنوز جلسه ای بعد از اعلام نتایج نداشته ایم تا بحث و بررسی کرده و تصمیم گیری کنیم .

* آیا هنوز ساختار ۷+۶ پا برجاست؟ نظر درباره این ساز و کار چیست؟

بله؛ تصمیم گیری برای دور دوم هم قاعدتا در همان غالب انجام خواهد شد. باید نشست و تصمیم دسته جمعی گرفت. من به تنهایی نباید اظهار نظر کنم باید همانطور که تا اینجا دسته جمعی تصمیم گرفتیم برای این مرحله به بعد هم دسته جمعی تصمیم بگیرم.

* در مرحله اول انتخابات خطر فتنه و انحراف از خطوط قرمز جبهه متحد بود اما در مرحله دوم این خطر را تقریبا نداریم. آیا الان هم همان سازو کار جبهه متحد حاکم است؟

به هر حال مرحله دوم شرایط خاص خودش را دارد. اجازه بفرمایید یک بحث و مشورتی صورت بدهیم جمع بندی آن را ان‌شاءالله سخنگوی جبهه متحد در اختیار رسانه‌ها می‌گذارد.

* رای مردم به شما در این انتخابات بسیار بیشتر از مجلس هشتم بود؛ فکر می کنید علت آن چیست؟

این را از مردمی که رای دادند بپرسید چون زبان من برای تشکر قاصر است و امیدورام بتوانم این بار سنگین مسئولیت را که مردم به دوش من نهاده اند، تحمل کنم و دینی را که به مردم دارم انشاالله ادا نمایم.

* با وجود فضاسازی گسترده محافل بیگانه و اپوزیسیون درباره تحریم انتخابات، آمار شرکت مردم ۱۱ درصد بیشتر از دوره پیش بود، تحلیل شما از این واقعه چیست؟

مردم می فهمند چه کسی دوست آنها و چه کسی دشمنشان است. آنان نمی توانند دو ماه پیش از این شاهد ترور دانشمند جوان هسته ای توشط دشمن باشند و بعد به سخنان کسانی که دانشمند جوانشان را تکه تکه کردند، گوش کنند و از حق خودشان در انتخاب نماینده صرف نظر کنند. مردم آگاهی و بصیرت بالایی دارند و خوب می فهمند چه کسی خیرخواه مملکتشان است و چه کسی دشمن. خیلی روشن است. باید از آنهایی که نمی فهمند پرسید چرا نمی فهمند.

* افرادی همچون محمد خاتمی هم در انتخابات مجلس نهم شرکت کردند. نظر شما در این رابطه چیست؟

همین را بگوییم که آقای خاتمی کار خوبی کردند که در انتخابات شرکت کردند. بزودی توضیحات بیشتری در این باره خواهم داد.

* رابطه مجلس نهم با دولت را چگونه ارزیابی می کنید؟

باید صبر کرد تا مجلس نهم شکل بگیرد. من امیدوارم نگاه تقابلی بر مجلس حاکم نباشد. مجلس می تواند با حفظ اقتدار، با دولت تعامل داشته باشد. ما اقتدار مجلس را نباید در تقابل با دولت تعریف بکنیم. اقتدار مجلس در برخورد منطقی و نشان دادن روحیه همکاری است. امیدوارم این نگاه در مجلس تقویت شود.

* آیا این نگاه انفعالی نیست؟ چون برخی رویکرد مجلس هفتم در اواخر کار دولت هشتم را انفعالی می دانند.

خیر. ما تدبیر کردیم، جنجال به راه نینداختیم وگرنه در همان موقع ما وزیر راه را استیضاح و برکنار کردیم. در همان مدت طرح تثبیت قیمتها را برخلاف سیاستهای دولت آقای خاتمی اجرا کردیم. ما درآن مدت هم کار می کردیم و هم مستقل تصمیم می گرفتیم. اما حالت خروس جنگی نداشتیم که دائم به صورت دولت پنجه بیفکنیم. یکی از دلایلی هم که مردم در انتخابات ریاست جمهوری نهم به یک رئیس جمهور اصولگرا رای دادند، رفتار متینی بود که در یک سال اول از اصولگراها مشاهده کردند.

* زمزمه هایی درباره ریاست مجلس نهم قبل از اتمام انتخابات شروع شده است که اسم شما هم در رسانه ها به عنوان نامزد ریاست بر مجلس نهم مطرح است. آیا شما برنامه و یا پیش بینی‌ خاصی دارید؟

من به این موضوع فکر نمی کنم، همان که دیگرانی فکر می کنند کافی است.

* نظر شما درباره تخریب هایی که علیه شما شروع شده چیست؟

به هر حال من همیشه به وظیفه خودم عمل کرده‌ام و آنچه که برای مهم است حفظ شأن انقلاب است و اینکه کاری نکنیم که مردم به ارزشهای انقلاب بدبین شوند. این وظیفه اول ماست. ما باید این سرمایه اجتماعی را حفظ کنیم و هیچ کسی نباید برای ریاست تشنگی نشان دهد. این آن چیزی است که مردم به هیچ وجه نمی‌پسندند، ما باید مراقب باشیم. بنده هم باید مراقب باشم.

* بخش از نامزدها در این انتخابات رای نیاوردند و یک عده هم راهی مرحله دوم شدند، نکته ای یا توصیه ای برای این دو دسته دارید؟

بالاخره انتخابات یک مسابقه است و زیبایی مسابقه هم در این است که یکی برد و یکی ببازد. اگر قرار باشد همه ببرند دیگر مسابقه نمی شود. آنهایی هم که رای نیاوردند با مشاهده این پیروزی عظیمی که برای ملت پدید آمده، ناراحتی خودشان را فراموش کنند. ناراحتی کسی که رای نیاورده در مقایسه با شکوهی که این انتخابات داشته ناچیز است و وجد و شعف پیروزی مردم همه ناراحتی ها را جبران می کند.

* آنهایی که به مرحله دوم رفتند چطور؟

ایشان هم باید یک رقابت شرافتمندانه‌ای داشته باشند، مردم هم باید در دور دوم مجددا با جدیت به میدان بیایند و سعی کنند بهترین ها را انتخاب کنند.

* نظر شما پیرامون سوال از رییس جمهور چیست؟

سئوال از رئیس جمهور هم یکی از ساز و کارهای نظارتی مجلس است که مراحل آیین نامه ای آن طی شده است. امیدوارم به دور از هرگونه غرض‌ورزی و تبلیغات، نمایندگان بتوانند به وظیفه خود عمل کنند. دولت هم بیاید توضیح بدهد، مردم هم داوران خوبی هستند که ببینند بالاخره حق با مجلس است یا دولت.

منبع:http://khabarfarsi.com



 نگاشته شده توسط رضا کرمی نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 17 اسفند 1390  ساعت 11:13 ق.ظ
دندان تیز کردن برای جمهوری اسلامی
خاتمی هرگز طرف بازی نخواهد بود

خبرگزاری فارس:ملت، خاتمی را نه بعنوان بازیگر این بازی بلکه بعنوان مهره بی ارزش این صفحه شطرنج که هدایتش دست بازیگر اصلی است شناخته است.

خبرگزاری فارس: خاتمی هرگز طرف بازی نخواهد بود

 

 

به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل ندای انقلاب، روزهای پس از انتخابات ۸۸ حلاوت حضور مردم با حماقت سران فتنه ممزوج شد و نتوانستیم شیرینی «حضور» را درک کنیم.

اما داستان انتخابات ۹۰ (مجلس شورای اسلامی) متفاوت تر بود. هر چه شیرینی حضور مردم پای صندوق های رای به کام ملت ایران خوش آمد، حضور سید محمد خاتمی همگام با مردم پای صندوق های رای، خاکستر درون اپوزوسیون را روشن کرد.

هر چند با سیاست های آفتاب مهتاب سید محمد خاتمی اختلاف نظر بسیاری مخالفین و موافقینی دارد اما در مورد شاخصه اصلی او یعنی چند چهره بودن و فرصت طلبی اکثرا اشتراک دارند.شرکت خاتمی در انتخابات مجلس نهم خیلی فراتر از یک شرکت ساده در انتخابات است. باید نگاه نافذانه ای را به این شرکت داشت.

محمد خاتمی مردی است که «با دست پیش می کشد و با پا پس می زند». هر چند خود را یک اصلاح طلب می داند اما اصلا مایل به ترک ایران و پیوستن به خارج نشینان نیست. او که پس از تحریم از جانب اصلاح طلبان، در نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، خود را تنها می دید، سعی کرد با حضور در انتخابات خود را ملزم به قانون اساسی کشور نشان دهد و با زبان بی زبانی بگوید با اصل نظام مشکلی ندارد که البته این برای خاتمی و دیگر سران فتنه کافی نیست. قرار نیست با یک حضور ساده بر صندوق رای خاتمی به نظام برگردد.که این خود پروسه ای طولانی خواهد بود!

خاتمی که پس از فتنه ۸۸ در زمره سران اصلی فتنه قرار گرفت و به همراه موسوی و کروبی به دنبال براندازی آن هم از نوع مخملینش بودند، امروز خود را از آنها جدا می کند و می گوید نباید با طناب موسوی و کروبی به چاه برویم. او که از مدعیان تقلب در انتخابات ۸۸ بود با حضور در انتخابات ۹۰ ، حتی به موضع گیری های خود نیز دهن کجی کرد. اما به نظر می رسد حضور خاتمی در انتخابات آغازی باشد بر بازی شطرنج سیاسی که از انتخابات ۹۰ کلیک خورده و احتمالا تا انتخابات ریاست جمهوری آینده نیز ادامه خواهد داشت.

اما نظر هم مسلکان مردی در ظاهر خندان !حتی از رای دادن خاتمی نیز جالبتر است.

محمد علی ابطحی که در فتنه ۸۸ به عنوان یکی از اصلی ترین متهمان فتنه، مدتی را در زندان به سر برد و اعترافات جالبی را به زبان آورد، در رابطه با رای دادن خاتمی اعتقاد دارد: «خاتمی در انتخابات شرکت کرد تا جای خالی اصلاح طلبان احساس نشود. او خاتمی را شجاع می خواند و رای دادنش را هم شجاعت و او نیز راه خاتمی را در پیش می گیرد و بار دیگر اعلام می کند که همراه با خارج نشینان نیست و با اصل نظام مشکلی ندارد.»

اما علی شکوری راد از اعضای شورای مرکزی حزب منحله مشارکت که به تازگی حکم حبس خود را دیافت کرده است! هم ضمن اعتراض به شرکت سیدمحمد خاتمی در انتخابات، او را فردی نامید که "نمی‌خواهد" و "نمی‌تواند" قهرمان باشد. شکوری راد رای دادن خاتمی را از روی خوف و هراس می داند و می گوید: «من هیچ خبری از اینکه چرا خاتمی به پای صندوق رأی رفت ندارم ولی مطمئن هستم عامل آن خوف بوده است. خوف از اینکه مبادا رأی ندادن او آب به آسیاب کسانی بریزد که با تمام قوا تمام روزنه های اصلاح را مسدود می کنند.» البته شکوری راد قضاوت نهایی را در این رابطه زود می داند و می گوید: «شاید لازم باشد چند ماهی صبر کنیم تا حکمت رأی دادن غیرمنتظرۀ خاتمی را دریابیم. نباید اشتباه و خود زنی کنیم. فقط باید قدری صبر کنیم.»

صادق زیبا کلام فعال سیاسی اصلاح‌طلب و استاد علوم‌سیاسی دانشگاه تهران که تمایل خاصی به هاشمی دارد نیز سیاست خنثی را در پیش گرفته است: «آقای خاتمی هیچ‌گاه نگفته بود که در انتخابات شرکت نکنید و در انتخابات شرکت نخواهم کرد و یا انتخابات را تحریم می‌کنم. آنچه که خاتمی گفت این بود که اصلاح طلبان در انتخابات آتی به صورت فردی و یا لیستی هیچ نامزدی نخواهند داشت. »

خانم میلیشیا،فخر السادات محتشمی پور همسر مصطفی تاج زاده از عوامل فتنه سال ۸۸ که در شبکه اجتماعی جاسوسی فیس بوک تبلیغ و انتشار پیام های همسرش را بر عهده دارد نسبت به رای دادن رئیس جمهوری پیشین ایران واکنش های بسیار تندی را نشان داده است. محتشمی پور همسر تاج زاده نیز با این جمله برای خاتمی که "عکسش نیز گاهی آزارم می دهد" و انتشار چند کاریکاتور  از او در صفحه فیس بوکش عصبانیت شدید خود را نشان داده است.

"عباس عبدی" تحلیل گر سیاسی نزدیک به جریان اصلاح طلب نیز در مصاحبه ای با بی بی سی فارسی ، از دو جنبه اخلاقی و سیاسی رای آقای خاتمی را تحلیل کرد. او گفت: «" محمد خاتمی" پیش از این نشان داده که با فشار اطرافیان تصمیماتش قابل تغییرند و این فشار‌ها، غیر اخلاقی است. آقای خاتمی با این رای، مواضع چند ماه گذشته‌اش را اصلاح کرد و خاتمی تغییر ماهیت داد. (عبدی) پیش از این نیز توصیه کردم که به ایشان فشار نیاورند تا خودشان با مشورت به یک جمع بندی برسند.»

اما موضع خاتمی در قبال کسانی که به او مشورت می دهند نیز خواندنی است: «مشکلات ما از این مشاورین عزیز است چرا من باید جواب نتیجه راهنمایی های شما را بدهم؟ مدام هزینه داده ام با فشار شما عدم شرکت در انتخابات را مطرح کردم. آقایان در زندان و بیرون مرزها ما را تا تحریم پیش بردند. مرا به سازشکاری متهم کردند چه می خواستید بکنید که نکردید بعد می گویند برو یواشکی رای بده حالا فحش می دهید. اگر ۲ تا از این پیر مردها و پیرزن ها که رفتند رای دادن مشاور ما باشند والله بهتر است. ما با چه سازی باید بسازیم خدا عالم است.مثال ما مانند روی اره نشستن است نه راه پیش داریم نه را پس!"»

حرفهای پایانی خاتمی در این باره بسیار تامل برانگیز است. اما بار دیگر بر سیاست های دوپهلوی خاتمی تاکید می گردد . البته به نظر محتمل ترین دلیل برای شرکت در انتخابات ۹۰، زمینه سازی برای انتخابات ۹۲ پیش بینی می شود. اینکه او خود را به ظاهر از اصلاح طلبان جدا می کند و به ملت می چسباند، آغازی است بر سیاست «دندان تیز خاتمی برای نظام جمهوری اسلامی»

باید منتظر ماند و دید حرکت بعدی خاتمی در بازی شطرنجی که آغاز کرده است چیست؟ هرجند که با بصیرتی که در مردم وجود دارد خاتمی را نه بعنوان بازیگر این بازی بلکه بعنوان مهره بی ارزش این صفحه شطرنج که هدایتش دست بازیگر اصلی است شناخته است! و از مهره چیزی جز اراده بازیگر اصلی انتظاری نیست!



 نگاشته شده توسط رضا کرمی نظرات 1 | لينک مطلب


چهارشنبه 17 اسفند 1390  ساعت 11:08 ق.ظ

به گزارش خبرگزاری پانا، اسامی 225 نفری که از مجموع 206 حوزه انتخابیه تاکنون از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور اعلام شده‌اند، به این شرح است:

در حوزه سنقر محمدابراهیم محبی با 18788 رای از مجموع 49275
در حوزه اردکان محمدرضا تابش با 25945 رای از مجموع 39830
در حوزه بناب محمد باقری با 33912 رای از مجموع 75762
در حوزه سمنان و مهدیشهر علیرضا خسروی با 31615 رای از مجموع 84837
در حوزه دامغان عبدالرحمان رستمیان با 16714 رای از مجموع 48674
در حوزه خمین محمدابراهیم رضایی با 27227 رای از مجموع 54630
در حوزه آستانه اشرفیه محمدحسین قربانی با 22076 رای از مجموع 62021
در حوزه انتخابیه میانه، محمدعلی مددی با کسب 44هزار و 855 رأی و سیدبهلول حسینی با کسب 25 هزار و 848 رأی از 88000
در حوزه انتخابیه اسدآباد بهروز نعمتی با کسب 26هزار و 129 رأی از مجموع 83970
در حوزه مهاباد عثمان احمدی با کسب 48هزار و 128 رأی از مجموع 86965
در حوزه انتخابیه قائنات جواد هروی با کسب 31هزار و 717 رأی از 83770
در حوزه انتخابیه مبارکه علی ایران‌پور با 17هزار و 843 رأی از 64246
در حوزه انتخابیه شهرکرد سیدسعید زمانیان دهکردی با کسب 62هزار و 765 رأی از 153514
در حوزه انتخابیه قم علی اردشیر لاریجانی با کسب 270هزار و 382 رأی، رضا آشتیانی عراقی با کسب 164هزار و 219 رأی و احمد امیرآبادی فراهانی با کسب 147 هزار و 765 رأی از مجموع 414865
در حوزه انتخابیه بوکان محمدقسیم عثمانی با کسب 68191 رأی از مجموع 97791 آرا
در حوزه انتخابیه کلیبر، بخش هورآند و خداآفرین ارسلان فتحی‌پور با کسب 29879 رأی از مجموع 63041
در حزه انتخابیه گرمی، میرعصمت موسوی اصل با کسب 18004 رأی از 49834
در حوزه انتخابیه صومعه سرا حمیدرضا خصوصی ثانی با کسب 39هزار و 135 رأی از 86396
در حوزه انتخابیه میبد و تفت سیدجلال یحیی زاده فیروزآبادی با کسب 25هزار و 382 رأی از 58102
در حوزه انتخابیه رودبار عطاءالله حکیمی با کسب 27هزار و 728 رأی از 64017
در حوزه انتخابیه فردوس، طبس، بشرویه و سرایان محمدعلی عبدالله زاده با کسب 43هزار و 198رأی از 98808 رای.
در حوزه انتخابی بروجن امیر عباس سلطانی با کسب 24 هزار و 465 رای از مجموع 67 هزارو 171 رای
در حوزه انتخابی دشتی و تنگستان سید محمد مهدی پور فاطمی با کسب 29 هزار و 990 رای از مجموع 84 هزار و 898 رای
در حوزه انتخابی نائین ، خور سید حمیدرضا طباطبایی نائینی با کسب 13 هزار و 287 رای از مجموع 35 هزار و 250 رای
در حوزه انتخابی نهاوند مهدی سنایی با کسب 40 هزار و 542 رای از مجموع 94 هزار و 385 رای
در حوزه انتخابی بیرجند و درمیان سید محمد باقر عبادی با کسب 65 هزار و 342 رای از مجموع 155 هزار و 343 رای
در حوزه انتخابی لامرد و مهر سید موسی موسوی با کسب 30 هزار و 260 رای از مجموع 79 هزار و 654 رای
در حوزه انتخابی بوئین زهرا روح الله عباس پور با کسب 37 هزار و 440 رای از مجموع 82 هزار و 125 رای
در حوزه انتخابی بم، ریگان و فهرج موسی غضنفرآبادی با کسب 94 هزار و 310 رای از مجموع 140 هزار و 466 رای
در حوزه انتخابی بوشهر، چنگاور و دیلم عبدالکریم جمیری با کسب 47 هزار و 538 رای از مجموع 122 هزار و 407 رای
در حوزه انتخابی درگز حسین محمدزاده با کسب 19 هزار و 168 رای از مجموع 37 هزار و 138 رای
در حوزه انتخابی استهبان و نیریز محمد سقایی با کسب 40 هزار و 572 رای از مجموع 97 هزار و 279 رای
در حوزه انتخابی مراغه و عجب‌شیر مهدی دواتگری با کسب 92 هزار و 215 رای از مجموع 152 هزار و 785 رای
در حوزه انتخابی گلپایگان و خوانسار سید محمد حسین محمدی با کسب 14 هزار و 365 رای از مجموع 46 هزار و 232 رای
در حوزه انتخابی اسفراین هادی قوامی با کسب 34 هزار و 962 رای از مجموع 69 هزار و 392 رای
در حوزه انتخابی شیروان عبدالرضا عزیزی با کسب 38 هزار و 811 رای از مجموع 73 هزار و 929 رای
در حوزه انتخابی چابهار، کنارک و نیک شهر یعقوب جدگال با کسب 63 هزار و 452 رای از مجموع 157 هزار و 644 رای
در حوزه انتخابی کرمان و راور محمدمهدی زاهدی با کسب 150 هزار و 825 رای و محمدرضا پورابراهیمی داورانی با کسب 102 هزار و 748 رای از مجموع 279 هزار و 977 رای
در حوزه انتخابی ملایر علی نعمت چهار دولی با کسب 44 هزار و 829 رای از مجموع 122 هزار و 350 رای و همچنین حسن وفایی با کسب 28 هزار و 361 رای و احمدآریایی نژاد با کسب 28 هزار 303 رای به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.
در حوزه انتخابیه نهبندان و سربیشه، مراد هاشمی زهی با کسب 14534 رای از مجموع 54469 آرا
در حوزه انتخابیه بهار و کبودرآهنگ، محمدعلی پورمختار با کسب 45895 رای از مجموع 136739 رای
در حوزه انتخابیه نور و محمودآباد، عبدالوحید فیاضی با کسب 56680 رای از مجموع 119557 رای
در حوزه انتخابیه فومن و شفت، ناصر عاشوری قعله رودخانی با کسب 47379 رای از مجموع 100455 رای
در حوزه انتخابیه بابلسر و فریدون کنار، مقداد نجف نژاد با کسب 48388 رای از مجموع 99032 رای
در حوزه انتخابیه ساری و میاندواب، محمد دامادی با کسب 93731رای و سید رمضان شجاعی کیاسری با کسب 62174 رای
در حوزه انتخابیه زاهدان، حسینعلی شهریاری با کسب 110601 رای و ناصر کاشانی با کسب 81065 رای از مجموع 215621 رای
در حوزه انتخابیه بستان آباد، غلامرضا نوری غزلجه با کسب 17203 رای از مجموع 56598 رای
در حوزه انتخابیه قوچان و فاروج، هادی شوشتری با کسب 47172 رای از مجموع 109397 رای
در حوزه انتخابیه گرگان و آق قلا، سیدعلی طاهری با کسب 74501 رای از مجموع 244534 رای و عبدالحسین ناصری با کسب 50223 رای و عیسی امامی با کسب 43312 رای به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.
در حوزه انتخابیه همدان و فامنین، امیر خجسته با کسب 83120رای از مجموع 247746 رای و سیدمحمدکاظم حجازی با کسب 56819 رای و ابراهیم کارخانه با کسب 53589 رای به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.
در حوزه انتخابیه آبادان، جواد سعدون زاده با کسب 27538 رای از مجموع 102552 رای حائز اکثریت آرا شدند و محمدسعید انصاری با کسب 24792 رای، سید حسین دهشتی با کسب 4510 رای، غلامرضا شرفی با کسب 21175 رای و جلیل مختار با کسب 20626 رای به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.
در حوزه انتخابیه درود و ازنا، حسین گودرزی با کسب 16482 رای و عباس قائیدرحمت با کسب 16147 رای از مجموع 109964 رای به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.
در حوزه انتخابیه بافت، رابر وارزوئیه، علیرضا منظری توکلی با کسب 44279 رای از مجموع 83451 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه شازند، قاسم عزیزی با کسب 21978 رای از مجموع 61384 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه خوی و چایپاره، موید حسینی‌صدر با کسب 78149 رای از مجموع 180446 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه پارس‌آباد و بیله‌سوار، حبیب برومند داشقاپو با کسب 43416 رای از مجموع 119863 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه یزد و صدوق، محمدصالح جوکار با کسب 79401 رای از مجموع 193373 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه ورزقان، الهویردی دهقانی با کسب 17575 رای از مجموع 31832 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه سلماس، علی‌اکبر آقایی مغانجوقی با کسب 42026 رای از مجموع 94264 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه داراب و زرین‌دشت، نبی‌اله احمدی با کسب 60478 رای از مجموع 128994 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه ساوجبلاغ، طالقان و نظرآباد، مفید کیائی‌نژاد با کسب 42183 رای از مجموع 139253 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه کوهدشت، الهیار ملکشاهی با کسب 47088 رای از مجموع 113831 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه فریمان، سرخس و بخش‌های احمدآباد و رضویه، احمد سجادی با کسب 38884 رای از مجموع 133140 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه کاشان و آران و بیدگل، عباسعلی منصوری با کسب 49196 رای از مجموع 171504 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه محلات و دلیجان، علیرضا سلیمی با کسب 17525 رای از مجموع 38528 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه رباط‌کریم و بهارستان، ابراهیم نکو با کسب 69601 رای از مجموع 199516 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه آمل، عزت‌الله یوسفیان با کسب 88377 رای از مجموع 169168 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه لنگرود، مهرداد بائوج لاهوتی با کسب 22902 رای از مجموع 70670 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه کاشمر، محمداسماعیل نیاء با کسب 61505 رای از مجموع 149200 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه فریدن، فریدون‌شهر و چادگان، محمدعلی اسفنانی با کسب 34693 رای از مجموع 87918 ارای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه رزن، عطاءالله سلطانی صبور با کسب 29096 رای از مجموع 58340 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه گنبدکاووس، سلیمان عباسی با کسب 47402 رای از مجموع 151325 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه شهریار، قدس و ملارد، حسین گروسی با کسب 105196 رای از مجموع 348377 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه بجنورد، مانه و سملقان، جاجرم و گرمه، موسی‌الرضا ثروتی با کسب 109532 رای و قاسم جعفری با کسب 64710 از مجموع 229233 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شدند.
در حوزه انتخابیه زابل، زهک و هیرمند، سیدباقر حسینی با کسب 64267 رای و رضا نجفی با کسب 46844 از مجموع 178672 آرای صحیح ماخوذه حائز اکثریت لازم شد.
در حوزه انتخابیه کردکوی، ترکمن، بندرگز و گمیشان آقای محمد جواد نظری مهر با کسب 924/38 رأی از مجموع 901/143 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه رودسر و املش آقای محمد مهدی رهبری با کسب 035/43 رأی از مجموع 643/110 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه تربت حیدریه، زاوه و مه ولات آقای ابوالقاسم خسروی سهل آبادی با کسب 074/82 رأی از مجموع 293/148 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه دماوند و فیروزکوه آقای شاهرخ رامین با کسب 760/17 رأی از مجموع 996/63 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه بندر لنگه،بستک و پارسیان آقای احمد جباری با کسب 764/52 رأی از مجموع 609/103 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه لاهیجان و سیاهکل آقای ایرج ندیمی با کسب 860/33 رأی از مجموع 336/100 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه میناب،رودان،جاسک، سیریک و بشاگرد آقای سید عبدالکریم هاشمی نخل ابراهیمی با کسب 318/101 رأی از مجموع 558/224 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه دیر، کنگان و جم آقای موسی احمدی با کسب 576/34 رأی از مجموع 721/99 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه مینودشت، گالیکش، کلاله ومراوه تپه آقای عبدالکریم رجبی با کسب 500/47 رأی از مجموع 757/160 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه شوش آقای سید راضی نوری با کسب 117/65 رأی از مجموع 367/97 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه سراوان وسیب و سوران و زابلی آقای هدایت اله میر مرادزهی با کسب 713/52 رأی از مجموع 755/118 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه پاکدشت آقای فرهاد بشیری با کسب 858/49 رأی از مجموع 562/95 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه بهشهر، نکا و گلوگاه آقای احمدعلی مقیمی با کسب 822/57 رأی از مجموع 202/157 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه شوشتر و گتوند آقای سید محمد سادات ابراهیمی با کسب 536/43 رأی از مجموع 658/121 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه شاهین شهر ومیمه /برخوار آقای حسینعلی حاجی دلیگانی با کسب 807/56 رأی از مجموع 491/110 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه کنگاور، صحنه ، هرسین ،بیستون و دینور آقای وحید احمدی با کسب 090/33 رأی از مجموع 196/126 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه ورامین - پیشوا آقای سید حسین نقوی حسینی با کسب 540/84 رأی از مجموع 863/180 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه ماهنشان، انگوران ، ایجرود و دهستانهای بوغداکندی و قلتوق آقای رضا عبدالهی با کسب 459/19 رأی از مجموع 240/46 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه ارومیه آقایان نادر قاضی پور با کسب 903/192 رأی و عابد فتاحی با کسب 978/114 رأی و جواد جهانگیر زاده با کسب 133/108 و از مجموع 279/390 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه زنجان و طارم آقایان محمد اسماعیلی با کسب 614/89 رأی و محسن علیمردانی با کسب 478/62 رأی و از مجموع 073/203 آرای صحیح مأخوذه.
در حوزه انتخابیه قروه و دهگلان آقای حامد قادر مرزی با کسب 723/28 رأی و از مجموع 940/96 آرای صحیح مأخوذه.
در حوزه انتخابیه خرمشهر آقای عبدالله سامری با کسب 962/24 رأی و از مجموع 740/59 آرای صحیح مأخوذه.
در حوزه انتخابیه لردگان آقای محمد جلیل سرقلعه با کسب 269/28 رأی از مجموع 460/112 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه اردستان آقای احمد بخشایش اردستانی با کسب 883/10 رأی از مجموع 153/27 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه پاوه، جوانرود، ثلاث باباجانی و روانسر آقای نعمت اله منوچهری با کسب 602/21 رأی از مجموع 814/82 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه نجف آبادو تیران و کرون آقای ابوالفضل ابوترابی با کسب 075/66 رأی از مجموع 130/137 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه شاهرود و میامی آقای کاظم جلالی با کسب 331/71 رأی از مجموع 263/115 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه اسلام آباد غرب و دالاهو آقای علی جلیلیان با کسب 357/43رأی از مجموع 312/114 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه چناران و بینالود( طرقبه و شاندیز) آقای محمد دهقانی نقندر با کسب 486/54 رأی از مجموع 988/94 آرای صحیح مأخوذه حائز اکثریت لازم گردیدند.
در حوزه انتخابیه بندر انزلی آقای حسن خسته بند با کسب 164/22 رأی از مجموع 214/43 آرای صحیح مأخوذه حائز اکثریت لازم گردیدند.
در حوزه انتخابیه اهر و هریس آقای عباس فلاحی بابا جان با کسب 848/40 رأی از مجموع 028/110 آرای صحیح مأخوذه حائز اکثریت لازم گردیدند.
در حوزه انتخابیه نطنز و قمصر آقای محمد فیروزی با کسب 956/12 رأی از مجموع 441/32 آرای صحیح مأخوذه حائز اکثریت لازم گردیدند.
در حوزه انتخابیه الیگودرز آقای محمد تقی توکلی با کسب 237/23 رأی از مجموع 492/63 آرای صحیح مأخوذه حائز اکثریت لازم گردیدند.
در حوزه انتخابیه بیجار آقای سید محمد بیاتیان با کسب 588/19 رأی از مجموع 342/48 آرای صحیح مأخوذه حائز اکثریت لازم گردیدند.
در حوزه انتخابیه ایلام و ایوان و شیروان و چرداول و مهران وملکشاهی آقایان فریدون همتی با کسب 845/41 رأی و احمد شوهانی با کسب 331/39 رأی و داریوش قنبری با کسب 280/31 و علی اکبر متین با کسب 752/30 از مجموع 407/216 آرای صحیح مأخوذه، به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.
در حوزه انتخابیه دیر، کنگان و جم آقای موسی احمدی با کسب 576/34 رأی از مجموع 721/99 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه کهگیلویه، بهمئی و چرام آقای سید علی محمد بزرگواری با کسب 497/62 رأی از مجموع 268/123 آرای صحیح مأخوذه.
در حوزه انتخابیه جیرفت و عنبرآباد آقای فرج الهر عارفی با کسب 115/58 رأی از مجموع 483/156 آرای صحیح مأخوذه.
در حوزه انتخابیه شهر بابک آقای حسین فتاحی با کسب 287/25 رأی از مجموع 282/44 آرای صحیح مأخوذه.
در حوزه انتخابیه زرند و کوهبنان آقای حسین امیری خامکانی با کسب 998/34 رأی از مجموع 683/79 آرای صحیح مأخوذه.
در حوزه انتخابیه اراک، کمیجان و خنداب آقایان محمد حسن آصفری با کسب 085/85 رأی و آقای عباس رجایی با کسب 038/65 رأی از مجموع 714/236 آرای صحیح مأخوذه.
در حوزه انتخابیه اندیمشک آقای صید عیسی دارایی با کسب 211/63 رأی از مجموع 083/99 آرای صحیح مأخوذه.
در حوزه انتخابیه رامیان و آزادشهر آقای رضا صابری با کسب 514/32 رأی از مجموع 623/92 آرای صحیح مأخوذه.
در حوزه انتخابیه مسجد سلیمان، لالی، اندیکا و هفتگل آقای اسماعیل جلیلی با کسب 757/28 رأی از مجموع 007/99 آرای صحیح مأخوذه.
در حوزه انتخابیه مریوان و سروآباد آقای امید کریمیان با کسب 480/29 رأی از مجموع 898/78 آرای صحیح مأخوذه.
در حوزه انتخابیه ساوه و زرندیه خانم شهلا میرگلوبیات با کسب 375/41 رأی از مجموع 086/114 آرای صحیح مأخوذه.
در حوزه انتخابیه بروجرد آقای علاء الدین بروجردی با کسب 153/41 رأی از مجموع 597/128 آرای صحیح مأخوذه حائز شرایط کسب اکثریت حداقل یک چهارم آراء شده و آقایان هادی مقدسی با کسب 046/30 و بهرام بیرانوند با کسب 965/29 به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.
در حوزه انتخابیه شبستر آقای علی علی لو با کسب 214/16 رأی از مجموع 404/59 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه میاندوآب، شاهین دژ وتکاب آقایان روح الله بیگی ئیلانلو با کسب 260/79 رأی و مهدی عیسی زاده با کسب 481/75 از مجموع 783/223 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه پیرانشهر و سردشت آقای رسول خضری با کسب 840/42 رأی از مجموع 456/96 آرای صحیح مأخوذه.
در حوزه انتخابیه خلخال و کوثر آقای جلیل جعفری با کسب 745/23 رأی از مجموع 422/58 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه سبزوار، جغتای، جوین و خوشاب آقایان محمدرضا محسنی ثانی با کسب 004/53 رأی و رمضانعلی سبحانی فر با کسب 933/52 رأی از مجموع 591/209 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه مرودشت، ارسنجان و پاسارگاد آقای محمد مهدی برومندی با کسب 057/64 رأی از مجموع 836/190 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه سیرجان و بردسیر آقای شهباز حسن پور با کسب 026/69 رأی از مجموع 204/138 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه سقز و بانه آقای محسن بیگلری با کسب 427/44 رأی از مجموع 025/123 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه سروستان،کوار و خرامه آقای داریوش اسمعیلی با کسب 563/35 رأی از مجموع 415/99 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه جهرم آقای محمدرضا رضایی کوچی با کسب 575/53 رأی از مجموع 816/98 آرای صحیح مأخوذه .
در حوزه انتخابیه اردبیل، نمین، نیر و سرعین آقایان منصور حقیقت پور با کسب 268/103 رأی و کمال الدین پیرمؤذن با کسب 634/90 از مجموع 289/256 آرای صحیح مأخوذه حائز شرایط کسب اکثریت حداقل یک چهارم آراء شده و آقایان مصطفی افضلی فرد با کسب 784/46 و سید کاظم موسوی با کسب 723/45 به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.
در حوزه انتخابیه سمیرم آقایان مسعود پیرمرادیان با کسب 746/10 رأی و بهروز جعفری با کسب 342/9 رأی از مجموع 746/43 آرای صحیح مأخوذه، به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.
در حوزه انتخابیه خرم آباد و دوره آقای ایرج عبدی با کسب 562/67 رأی از مجموع 865/249 آرای صحیح مأخوذه حائز شرایط کسب اکثریت حداقل یک چهارم آراء شده و آقایان ابراهیم آقا محمدی با کسب 356/39 و محمدرضا ملکشاهی راد با کسب 920/35 به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.
در حوزه انتخابیه کرمانشاه آقایان عبدالرضا مصری با کسب 065/144 رأی و سید سعید حیدری طیب با کسب 644/118 رأی از مجموع 048/341 آرای صحیح مأخوذه حائز شرایط کسب اکثریت حداقل یک چهارم آراء شده و آقایان جهانبخش امینی با کسب 171/76 و محمد رزم با کسب 222/65 به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.
در حوزه انتخابیه مهریز و بافق وابرکوه و خاتم و بهاباد آقایان دخیل عباس زارع زاده مهریزی با کسب 002/24 رأی و کاظم فرهمند با کسب 419/23 رأی از مجموع 219/99 آرای صحیح مأخوذه، به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.
در حوزه انتخابیه دشت آزادگان و هویزه آقایان ناصر صالحی نسب با کسب 234/15 رأی و هاشم سواری با کسب 401/13 رأی از مجموع 428/73 آرای صحیح مأخوذه، به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.
در حوزه انتخابیه تویسرکانآقایان مرتضی فضلعلی با کسب 136/9 رأی و کاظم سلیمی با کسب 374/6 رأی از مجموع 063/60 آرای صحیح مأخوذه، به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.
در حوزه انتخابیه اهواز وباوی آقای سید شریف حسینی با کسب 880/209 رأی از مجموع 108/457 آرای صحیح مأخوذه حائز شرایط کسب اکثریت حداقل یک چهارم آراء شده و آقایان سید شکرخدا موسوی با کسب 983/98 و شبیب جویجری با کسب 909/98 و ناصر سودانی با کسب 714/92 و محمد جعفر فلسفی با کسب 046/84 به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.
در حوزه انتخابیه ایذه و باغملک آقایان حجت الله درویش پور با کسب 980/38 رأی و سید هادی طباطبائی با کسب 138/29 رأی از مجموع 205/156 آرای صحیح مأخوذه، به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.
در حوزه انتخابیه پلدختر آقایان علی کائیدی با کسب 919/11 رأی و سید حمیدرضا کاظمی با کسب 715/10 رأی از مجموع 895/51 آرای صحیح مأخوذه، به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.
در حوزه انتخابیه رشت آقایان حسن تأمینی لیچائی با کسب 192/80 رأی از مجموع 616/265 آرای صحیح مأخوذه حائز شرایط کسب اکثریت حداقل یک چهارم آراء شده و آقایان جبار کوچکی نژاد ارم ساداتی با کسب 182/57 و سید علی آقازاده دافساری با کسب 347/51 و غلامعلی جعفر زاده ایمن آبادی با کسب 141/48 و نظر علی علیزاده با کسب 273/33 به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.
در حوزه انتخابیه اردل، فارسان، کوهرنگ و کیار آقایان حمیدرضا عزیزی فارسانی با کسب 160/36 رأی و علی یوسف پور با کسب 575/35 رأی از مجموع 269/149 آرای صحیح مأخوذه، به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.
در حوزه انتخابیه قصر شیرین، سر پل ذهاب و گیلان غرب – فتح الله حسینی با کسب 25 هزار و 310 رأی از مجموع 100 هزار و 773 رأی
در حوزه انتخابیه گناباد و بجستان – محمد رجایی با کسب 27 هزار و 102 رأی از مجموع 61 هزار و 102 رأی
در حوزه انتخابیه شادگان – عبدالله تمیمی با کسب 21 هزار و 984 رأی از مجموع 68 هزار و 553 رأی
در حوزه انتخابیه گچساران – غلامرضا تاج گردون با کسب 34 هزار و 974 رأی از مجموع 91 هزار و 463 رأی
در حوزه انتخابیه شهررضا و دهاقان – عوض حیدرپور شهرضایی با کسب 20 هزار و 737 رأی از مجموع 76 هزار و 764 رأی
در حوزه انتخابیه نقده و اشنویه – عبدالکریم حسین زاده با کسب 31 هزار و 165 رأی از مجموع 97 هزار و 792 رأی
در حوزه انتخابیه فسا – محمدحسن دوگانی آقچقلو با کسب 41 هزار و 801 رأی از مجموع 104 هزار و 804 رأی
در حوزه انتخابیه ملکان – شهروز افخمی با کسب 30 هزار و 010 رأی از مجموع 58 هزار و 759 رأی
در حوزه انتخابیه هشترود و چاراویماق – غلامحسین شیری علی آبادی با کسب 25 هزار و 775 رأی از مجموع 51 هزار و 178 رأی
در حوزه انتخابیه نیشابور و تخته جلگه – حسین سبحانی نیا با کسب 78 هزار و 079 رأی و علی مروی با کسب 71 هزار و 527 رأی از مجموع 234 هزار و 532 رأی
در حوزه انتخابیه طوالش، رضوان شهر و ماسال – بهمن محمدیاری با کسب 39 هزار و 812 رأی و احسان الله رادمهر با کسب 37 هزار و 652 رأی از مجموع 184 هزار و 214 رأی به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.
در حوزه انتخابیه تنکابن، رامسر و عباس آباد – شمس الله شریعت نژاد با کسب 27 هزار و 698 رأی و علی شمس با کسب 24 هزار و 579 رأی از مجموع 124 هزار و 709 رأی به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.
در حوزه انتخابیه دزفول – محمد علی قاسمی با کسب 36 هزار و 315 رأی و عباس پاپی زاده پالنگان با کسب 33 هزار و 158 رأی از مجموع 151 هزار و 454 رأی به مرحله دوم انتخابات راه یافتند.

 



 نگاشته شده توسط رضا کرمی نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 17 اسفند 1390  ساعت 11:07 ق.ظ

با نهایی شدن نتایج انتخابات ،27 روحانی در مرحله اول انتخابات به نمایندگی از مردم راهی صحن بهارستان شدند.


اسامی این روحانیان به شرح ذیل است:


1 مرتضی آقا تهرانی - تهران

2 سید محمد حسن ابوترابی فرد - تهران

3 رضا آشتیانی ـ قم /

4 سیدمحمد سادات ابراهیمی - شوشتر

5 محمد موسوی سجاسی - خدابنده ـ
6 غلامحسین سبحانی نیا - نیشابور

7 مفید کیایی نژاد - ساوجبلاغ

8 شیخ موسی احمدی - دیر، کنگان9 نصرالله پژمانفر مشهد و کلات ـ استان خراسان رضوی 232004 رای
10 ناصر موسوی لارگانی - فلاورجان

11 احمد سالک - اصفهان

12 سید علی طاهری - گرگان

13 محمدرضا امیری - کهنوج

14 روح الله بیگی - میاندوآب

15 محمدرضا باقری بنابی - بناب

16 علی اکبر ناصری - بابل

17 سید محمد مهدی پورفاطمی - دشتی و تنگستان

18 برومند - پارس آبادو بیله سوار

19 علیرضا سلیمی - دلیجان و محلات

20 موسی غضنفرآبادی - بم

21 سید علی محمد بزرگواری - کهگیلویه

22 سید جلال یحیی زاده - تفت و میبد

23 میرقسمت موسوی - گرمی

24 سید مرتضی حسینی - قزوین‌

25 محمد باقر عبادی - بیرجند

26 محمد رجایی - گناباد و بجستان

27 سیدمهدی موسوی نژاد - دشتستان
تعدادی از روحانیون نیز به مرحله دوم انتخابات راه یافته اند.
 



 نگاشته شده توسط رضا کرمی نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 17 اسفند 1390  ساعت 10:57 ق.ظ

كرسي مجلس چه سبز باشد و چه قرمز، آن‌قدر جذاب هست كه افرادي بخواهند براي رسيدن به آن هزينه كنند و حتي اين هزينه‌ها را در هر دوره از انتخابات تكرار كنند اما در اين تلاش براي بازآمدن، گاهي اقبال مردم به يك كانديدا، مثل هزينه‌هاي تبليغات، بيشتر شده و گاهي هم كمتر شده است.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، بررسي آمار و ارقام مربوط به دوره‌هاي ششم، هفتم، هشتم و نهم مجلس شوراي اسلامي نشان مي‌دهد كه ميزان اقبال مردم تهران به نمايندگان‌شان در اين سه دوره و همچنين انتخابات دوره نهم مجلس، كم و بيش متغير بوده است، تاجايي‌كه غلامعلي حدادعادل در انتخابات مجلس ششم، آخرين نفر تهران بود اما در سه دوره پس از آن، راي اول پايتخت‌نشينان را كسب كرد.

حدادعادل در انتخابات مجلس ششم، پايين‌تر از فهرست سي نفره تهران قرار گرفت اما پس از ابطال برخي از آراء توانست به جمع نمايندگان تهران در مجلس ششم بپيوندد. چهار سال بعد، وي با كسب 888 هزار و 276 راي توانست نفر اول فهرست نمايندگان تهران شود و پله‌هاي ترقي را در درون مجلس هم طي كرد تا اين‌كه به عنوان رييس مجلس هفتم شناخته شد.

آراء حدادعادل در انتخابات مجلس هشتم نيز به يك ميليون و 909 هزار و 562 راي رسيد تا باز هم در ميان كانديداهاي حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر، اول باشد؛ هرچند كه قباي رياست مجلس اين‌بار بر تن علي لاريجاني نشست.

در انتخابات مجلس نهم، آراء حدادعادل افزايش يافت و توانست با كسب يك ميليون و 119 هزار و 474 راي، در صدر فهرست منتخبان تهران قرار گيرد.

انتخابات مجلس ششم، با پيروزي اصلاح‌طلبان همراه بود. در اين دوره از انتخابات، بيش از 3 ميليون نفر از مردم تهران در پاي صندوق‌هاي راي حاضر شدند تا محسن آرمين، بهروز افخمي، مجيد انصاري، احمد بورقاني فراهاني، احمد پورنجاتي، سهيلا جلودارزاده، غلامعلي حدادعادل، الياس حضرتي،‌ فاطمه حقيقت‌جو، سيدهادي خامنه‌اي، محمدرضا خاتمي، سيدمحمود دعايي، فاطمه راكعي، ابوالقاسم سرحدي‌زاده، ميثم سعيدي، داوود سليماني، علي شكوري‌راد، محسن صفايي فراهاني‌، وحيده علايي طالقاني، جميله كديور، مهدي كروبي‌، الهه كولايي، علي‌اكبر محتشمي‌پور، رسول منتجب‌نيا، علي‌اكبر موسوي‌خوئيني، محسن ميردامادي نجف‌آبادي، بهزاد نبوي، محمد نعيمي‌پور، عليرضا نوري و سيدشمس‌الدين وهابي را به مجلس بفرستند. البته روش و منش اين افراد در مجلس و سرنوشت سياسي اين افراد دستخوش تحولات بسياري شد بطوريكه هم‌اكنون برخي در خارج كشور، برخي از عوامل اصلي فتنه 88 و برخي ديگر ـ به جز يكي دو نفر ـ درحاشيه سياست قرار گرفتند.

در تهران آن‌قدر چهره‌هاي اصلاح‌طلب روانه مجلس شد كه حتي جايي براي فردي مثل عليرضا محجوب باقي نماند و وي از راهيابي به مجلس ششم بازماند. البته عليرضا محجوب چهار سال بعد هم از تهران كانديداي مجلس شد تا اين‌بار با راهيابي به دور دوم انتخابات، نماينده مردم تهران در مجلس هفتم شود.

وي، در مجلس هشتم هم داوطلب نمايندگي از حوزه انتخابيه تهران شد و با كسب ‌308 هزار و ‌429 راي، باز هم به دور دوم رفت و سپس وارد مجلس هشتم شد.

محجوب در انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي بار ديگر نشان داد كه مرد دور دوم انتخابات است. وي در دور اول انتخابات اخير 255 هزار و 359 راي كسب كرد و به دور دوم رفت تا شايد در رقابت با 49 نفر ديگر، يكي از 25 نماينده باقي‌مانده تهران در مجلس نهم باشد.

انتخابات مجلس هفتم، ورق را براي جناح راست برگرداند و بخت با اصولگرايان يار شد، بطوري‌كه اكثريت مجلس را اين‌بار اصولگرايان قبضه كردند. در دور اول انتخابات مجلس هفتم، بيش از يك ميليون و 900 هزار نفر در تهران مشاركت كردند تا غلامعلي حداد عادل، احمد توكلي، اميررضا خادم، سيدمحمدمهدي طباطبايي شيرازي، احمد احمدي، حسين مظفر، سعيد ابوطالب، نفيسه فياض بخش، محمد خوش‏چهره جمالي، عماد افروغ، داوود دانش‌جعفري، عليرضا زاكاني، لاله افتخاري، فضل‌الله موسوي، فاطمه آليا، حسين نجابت، حسين شيخ‌الاسلام، الهام امين‏زاده، عباسعلي اختري، سيدعلي رياض، فاطمه رهبر، الياس نادران، حميدرضا كاتوزيان، پرويز سروري، منوچهر متكي، مهدي كوچك‏زاده، غلامرضا مصباحي‌مقدم، عليرضا محجوب، علي عباسپور تهراني فرد، سهيلا جلودارزاده، حسن غفوري فرد و حسين فدايي آشياني به مجلس بروند.

البته در انتخابات مجلس هفتم، آراء 25 نفر از منتخبان مردم تهران در دور اول به حد نصاب يك‌چهارم كل آراء رسيد و 5 نفر بعدي، با رقابت در دور دوم انتخاب شدند.

احمد توكلي هم يكي ديگر از چهره‌هايي است كه براي دوره‌هاي ششم، هفتم، هشتم و نهم مجلس شوراي اسلامي از تهران كانديدا شد. وي در دوره ششم با وجود شناخته‌شده بودن در بين مردم ـ كه دليل عمده آن، كانديداتوري وي براي انتخابات رياست جمهوري سال 1372 بود ـ با اقبال عمومي چنداني مواجه نشد و راي لازم را براي ورورد به مجلس ششم كسب نكرد.

اما چهار سال بعد، اوضاع براي توكلي هم مثل ديگر اصولگرايان متفاوت بود و وي توانست با 776 هزار و 979 راي، جايگاه دوم فهرست تهران را به خود اختصاص دهد و يك پله پايين‌تر از حدادعادل بايستد.

در انتخابات مجلس هشتم، هم آراء و هم جايگاه توكلي در فهرست نمايندگان تهران افت كرد ولي در نهايت وي با ‌568 هزار و ‌459 راي و ايستادن در جايگاه چهارم، به مجلس هشتم راه يافت.

هرچند توكلي در انتخابات مجلس نهم با كسب با 481 هزار و 12 راي، در جايگاه هفتم فهرست تهران قرار گرفت، اما اين راي و اين جايگاه براي نماينده شدن وي كافي نبود و تنها توانست به دور دوم انتخابات راه پيدا كند.

در انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي، چهره‌هاي جديدي در بين اصولگرايان ظهور كردند و با اقبال هم مواجه شدند. اگرچه حضور اين چهره‌ها مانع از اول شدن حدادعادل در ميان منتخبان تهران نشد، اما چهره‌هايي نظير توكلي را به عقب راند، بطوريكه جايگاه وي در انتخابات مجلس هشتم از دوم به چهارم تغيير كرد و در انتخابات مجلس نهم نيز تا رده هفتم پايين آمد. بررسي روند حضور توكلي نشان از افول اقبال مردم به او و كاهش نسبي آراء وي در اين دوره نسبت به سه انتخابات اخير مجلس دارد.

مرتضي آقاتهراني و علي مطهري دو تن از اين چهره‌هاي جديد جناح راست بودند كه در انتخابات مجلس هشتم، بالاتر از احمد توكلي قرار گرفتند. نام حجت‌الاسلام والمسلمين مرتضي آقاتهراني، با سابقه تحصيل در بنياد باقرالعلوم و مدرسه حقاني قم و حضور در مسجد امام علي (ع) نيويورك به‌عنوان امام جماعت، از زماني بيشتر بر سر زبان‌ها افتاد كه به عنوان معلم اخلاق كابينه محمود احمدي‌نژاد شناخته‌شد.

كمتر از دوسال بعد، وي در انتخابات مجلس هشتم شركت كرد و توانست با كسب ‌584 هزار و ‌198 راي، در جايگاه دوم فهرست منتخبين تهران و بالاتر از احمد توكلي قرار بگيرد.

وي در انتخابات مجلس نهم نيز جزو معدود نامزدهايي بود كه توانست در همان دور اول، يك‌چهارم آراء را كسب كند و با 690 هزار و 848 راي به‌عنوان نفر چهارم منتخبان تهران معرفي شود.

علي مطهري، يكي ديگر از چهره‌هاي جديد اصولگرايان در انتخابات مجلس هشتم بود كه با كسب ‌571 هزار و ‌71 راي به عنوان نفر سوم تهران وارد مجلس شد اما در اين چهار سال، دوران پرحاشيه‌اي براي وي رغم زده شد تا جايي‌كه وي و برخي ديگر از اصولگرايان مجلس هشتم، عملا به طيفي جديد از اصولگرايان تبديل شدند.

هرچند كه انتقادات صريح وي از دولت تا حد طلايه‌داري طرح سوال از رييس‌جمهور و استعفا از نمايندگي (كه نمايندگان به آن راي مثبت ندادند)، ايراد برخي نطق‌ها در صحن علني مجلس، نحوه نگاه به حوادث سال88 و برخي عقايد و اظهارنظرهاي علي مطهري، از وي اصولگرايي با چهره‌اي متفاوت ساخته بود اما همين تفاوت‌ها موجب شد كه در انتخابات مجلس نهم، نام وي در برخي ليست‌هاي اصلي اصولگرايان در تهران نظير جبهه متحد اصولگرايان و جبهه پايداري انقلاب اسلامي قرار نگيرد و در نتيجه در انتخابات اخير با كسب 446 هزار و 158 راي و ايستادن در جايگاه نهم فهرست منتخبان تهران، تنها به دور دوم انتخابات راه پيدا كند.

انتخابات مجلس هشتم، وضعيت چندان متفاوتي براي اصولگرايان نداشت؛ جز آنكه چهره‌هايي جديد از اين طيف را به جامعه معرفي كرد. البته ميزان مشاركت مردم تهران در انتخابات مجلس هشتم، كمتر از مجلس هفتم بود و يك ميليون و 740 هزار و 941 نفر از مردم پايتخت در اين انتخابات شركت كردند تا تنها 19 نفر از نامزدها به حد نصاب يك‌چهارم آرا دست پيدا كنند و تكليف مابقي نمايندگان به دور دوم انتخابات كشيده شود.

در نهايت، غلامعلي حدادعادل، مرتضي آقاتهراني، علي مطهري، احمد توكلي، حسن غفوري‌فرد، محمدرضا باهنر، بيژن نوباوه وطن، سيد شهاب‌الدين صدر، سيدعليرضا مرندي، حميدرضا كاتوزيان، علي عباسپور تهراني‌فرد، اسماعيل كوثري، سيدرضا اكرمي، غلامرضا مصباحي‌مقدم، فاطمه رهبر، فاطمه آليا، روح‌الله حسينيان، حسين نجابت، اسدالله بادامچيان، علي‌اصغر زارعي، الياس نادران، لاله افتخاري، مهدي كوچك‌زاده، عليرضا زاكاني، حسين فدايي آشتياني، حميد رسايي، پرويز سروري، زهره الهيان، طيبه صفايي و عليرضا محجوب از تهران به مجلس هشتم راه يافتند.

در بين كانديداهاي مشترك در سه دوره اخير مجلس شوراي اسلامي، دو چهره شاخص ديگر يعني علي عباسپور تهراني و الياس نادران، با وضعيتي نوساني مواجه بوده‌اند.

الياس نادران با كانديداتوري در انتخابات مجلس هفتم و قرار گرفتن در ليست اصولگرايان، 516 هزار و 600 راي كسب كرد تا در بين 25 نفري كه در همان دور اول به مجلس هفتم راه يافتند، نفر بيست و دوم شود.

ميزان مشاركت مردم تهران در انتخابات مجلس هشتم موجب شد تا نادران شانس قرار گرفتن در بين منتخبين قطعي دور اول را از دست بدهد. كاهش نسبي آراء نادران در انتخابات مجلس هشتم و كسب 421 هزار و ‌63 راي، وي را روانه دور دوم انتخابات كرد ولي در نهايت توانست كرسي‌اش در مجلس را حداقل براي يك دوره ديگر حفظ كند.

نادران يكي از منتقدان هميشگي سياست‌هاي اقتصادي دولت محسوب و همين مساله موجب شده است كه نام وي از نام اصولگرايان حامي دولت فاصله آشكاري پيدا كند.

در انتخابات مجلس نهم، الياس نادران باز هم با كاهش آراء مواجه شد و با كسب 348 هزار و 383 راي، در جايگاه هفدهم فهرست تهران ايستاد و مثل 49 نفر ديگر در اين حوزه انتخابيه، راهي دور دوم شد.

علي عباسپور تهراني، يكي از چهره‌هاي حاشيه‌دار مجلس هشتم بود كه بخش عمده اين حاشيه، به مواضعش به عنوان رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات، در قبال مساله دانشگاه آزاد برمي‌گشت.

وي در انتخابات مجلس هفتم در سال 82، داوطلب نمايندگي از حوزه انتخابيه تهران شد تا 431 هزار و 256 راي كسب كند. اما اين ميزان راي براي وي آنقدر كافي نبود كه بتواند مستقيما وارد مجلس شود؛ بنابراين به دور دوم انتخابات راه يافت و در آنجا براي حضور در مجلس هفتم انتخاب شد.

در انتخابات مجلس هشتم، آراء عباسپور اندكي افزايش يافت و كاهش تعداد راي‌دهندگان هم كمك كرد كه وي اين‌بار بتواند در همان دور اول وارد مجلس شود. او در انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي، 485 هزار و 771 راي كسب كرد.

افزايش انتقادات از رييس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس بويژه در مجلس هشتم كار خود را كرد و عباسپور در انتخابات مجلس نهم، در ليست جبهه متحد قرار نگرفت. همين امر موجب شد كه راي‌هاي او به شدت افت كند و حتي پس از يك روز از آغاز راي‌شماري، از جمع 60 نفر اول تهران هم خارج شود و در نهايت حتي به دور دوم هم راه پيدا نكرد.

محمدرضا باهنر نيز دچار همين نشيب آرا در چند دوره اخير بوده است، آنچنانكه جايگاه وي از رتبه ششم در انتخابات مجلس هشتم، به رتبه 25 در مرحله نخست انتخابات اخير سقوط كرده است.

12 اسفند امسال، انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي برگزار شد و طبق اعلام ستاد انتخابات كشور، دو ميليون 335 هزار و 424 نفر از مردم تهران در اين انتخابات شركت كردند تا 5 نفر، يعني حدادعادل، مرندي، ابوترابي‌فرد، آقاتهراني و ميركاظمي را مستقيما به مجلس بفرستند.

بدين ترتيب، تكليف 25 نماينده باقيمانده از حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر در مجلس نهم، بايد در دور دوم انتخابات معلوم شود تا از بين 50 نفر، يعني بيژن نوباوه‌وطن، احمد توكلي، اسماعيل كوثري، علي مطهري، روح‌الله حسينيان، علي‌اصغر زارعي، عليرضا زاكاني، حسين مظفر، زهره طبيب‌زاده نوري، محمد سليماني، غلامرضا مصباحي‌مقدم، سيدمهدي هاشمي، سيدمحمود نبويان، مهدي كوچك‌زاده، مهرداد بذرپاش، حميد رسايي، الياس نادران، لاله افتخاري، مجتبي رحماندوست، محمدرضا باهنر، حسين فدايي‌آشياني، پرويز سروري، فاطمه آليا، فاطمه رهبر، حسين نجابت، زهره الهيان، قاسم روانبخش، محسن كازروني، زهره سادات لاجوردي، محمدناصر سقاي بي‌ريا، الهام امين‌زاده، حسين طلا، اسدالله بادامچيان، عليرضا محجوب، حسن غفوري‌فرد، حسن حميدزاده، سهيلا جلودارزاده، محمدنبي رودكي، محمدنبي حبيبي، بتول نامجو، محمدحسين استادآقا، فرهاد جوانمردي، محمدجمال خليليان اشكذري، علي‌اصغر خاني، محمداسماعيل كفايتي، عليرضا صفارزاده، جواد محمدي، حميدرضا كاتوزيان، علي خطيبي شريفيه و ابراهيم انصاريان، 25 نفر به اين مجلس راه پيدا كنند.

آنچه از بررسي چهار دوره اخير انتخابات مجلس شوراي اسلامي به‌دست مي‌آيد، افول آراء برخي چهره‌هاي اصلي اصولگرايان ايت. به نظر مي‌رسد انتقادات تند و بي‌مهاباي آنها از دولت، قبل از آنكه براي ايشان محبوبيت ايجاد كند موجب ريزش هواداران آنها شده است يا شايد ملال شهروندان از حضور تكراري چهره‌هاي قديمي و رويكرد آنها به چهره‌هاي تازه باعث اين ريزش آرا شده است.



 نگاشته شده توسط رضا کرمی نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 17 اسفند 1390  ساعت 10:54 ق.ظ

پدید آورنده : دکتر محمدرضا مرندی

بحث نظارت بر انتخابات از جمله مباحثی است که در چند سال اخیر به طور جدی در محافل سیاسی و مطبوعاتی جامعة ما مطرح گردیده و اشکالات حقوقی و سیاسی بسیاری نیز بر آن گرفته شده است، گرچه نقطة اوج این بحث، انتخابات خبرگان رهبری در سال 1377 بود لکن در سال جدید نیز که انتخابات ریاستجمهوری را در پیش رو داریم، این بحث، بار دیگر مطرح گردیده است. ما در این نوشتار برآنیم تا درحد امکان در خصوص مفهوم نظارت و انواع آن، حیطه و قلمرو نظارت در مباحث حقوق عمومی و اساسی، دلایل ضرورت نظارت و شیوه های اِعمال آن در کشورهای مختلف و در قانون اساسی جمهوری اسلامی، دلایل حقوقی نظارت استصوابی شوراینگهبان بر انتخابات و اشکالات و شبهات مطرح در این باره، بحثی هر چند کوتاه و گذرا ارائه کنیم.

1. مفهوم نظارت

نظارت در لغت به معنای «اِعمال مراقبت بر اجرای امری» است و ناظر نیز کسی است که مراقب اجرای امری باشد.

2. انواع نظارت

بحث نظارت در فقه عمدتاً در باب وقف آمده و در حقوق نیز جایگاه اصلی آن در حقوق خصوصی و یا مدنی می باشد و از آنجا به حقوق اساسی راه یافته است. فقها و حقوقدانان نظارت را به دو قسم کلی تقسیم می کنند:

الف- نظارت استطلاعی یا اطلاعی

این نوع نظارت، نظارتی است که در آن ناظر، فقط حق یا وظیفة کسب اطلاع را داشته باشد. در نظارت اطلاعی، ناظر، حق صدور حکم و دستوری را ندارد و در صورت صدور، حکم و دستور او مطاع نیست و اَعمال حقوقی بدون اذن و موافقت او نیز اعتبار دارد و ضمانت اجرایی برای اِعمال مستقیم نظر او وجود ندارد.

همانند بازرسان وزارت آموزش و پرورش که وظیفه و حق تحقیق و تفحص در امور مدارس را دارند. آنان بعد از آنکه نظارت خویش را اعمال کردند گزارش تهیه می نمایند و آن را به مقامات مربوط منعکس می کنند ولی چه در زمان بازرسی و چه در گزارش، حق صادرکردن هیچگونه دستور و اِعمال نظری ندارند و به فرض اگر هم دستوری صادر نمایند، مطاع و لازم الاجرا نمی باشد.

اگر بخواهیم در قانون اساسی جمهوری اسلامی نهادی را نام ببریم که طبق قانون وظیفه اش اعمال نظارت استطلاعی باشد آن نهاد، سازمان بازرسی کل کشور است که وظیفه اعمال نظارت بر حسن جریان امور و اجرای صحیح قوانین در دستگاه های اداری[1] را بر عهده دارد. نمونة دیگری که برای این نظارت می توان ذکر کرد «هیأت نظارت بر اجرای قانون اساسی» است که در سال 77، از سوی رئیس جمهور محترم تشکیل گردید این هیأت وظیفه دارد تا از موارد احتمالی تخلف در نهادهای اساسی جمهوری اسلامی در هر سه قوه گزارش تهیه نموده و آنها را به اطلاع رئیس جمهور برساند و بیش از آن، وظیفة دیگری نمی تواند برعهده داشته باشد.[2]

ب- نظارت استصوابی

این نظارت، در مقابل نظارت اطلاعی عنوان می شود. «استصواب» در لغت به معنی «صواب دید»[3] است و مقصود از نظارت استصوابی این است که ناظر علاوه بر کسب اطلاع، صواب دید هم بنماید یعنی بتواند حکم و دستور هم صادر نماید و حکم او نیز مطاع و نافذ باشد و اَعمال حقوقی بدون اذن و موافقت او اعتبار نداشته باشد.

برای مثال، نظارتی که مدیر یک کارخانه یا رئیس یک اداره بر عملکرد کارکنان و زیردستان خود اِعمال می کند از نوع نظارت استصوابی است. به عبارت دیگر، مدیر، نظارتش به کسب اطلاع و احیاناً تهیه گزارش از عملکرد کارکنان خویش محدود نمی شود بلکه نظارت وی علاوه بر اطلاع، ضمانت اجرایی نیز دارد یعنی در صورت لزوم، حق صدور دستور را دارد و کارکنان یا کارمندان وی نیز موظف به انجام حکم و دستور او می باشند. در قانون اساسی جمهوری اسلامی یکی از موارد نظارت استصوابی، مربوط به نظارت قوة قضائیه بر حُسن اجرای قوانین از طریق احکام دادگاه ها - و نه از طریق سازمان بازرسی کل کشور - می باشد.

3. سابقة بحث نظارت استصوابی در فقه و حقوق

همانگونه که قبلاً اشاره شد، بحث نظارت در فقه عمدتاً در باب وقف و در حقوق نیز در قسم حقوق خصوصی و مدنی مطرح شده است. بحث نظارت استصوابی در کتب فقهی بحثی کاملاً آشناست. به عنوان نمونه مرحوم سیدکاظم طباطبایی یزدی در کتاب ملحقات العروة در بحث نظارت بر وقف به دو نوع استصوابی و استطلاعی اشاره کرده است[4] و از آنجا که قانون مدنی ایران برگرفته از فقه شیعه می باشد در آن به این مسأله تصریح گردیده که:

«واقف می تواند بر متولی ناظر قرار دهد که اَعمال متولی به تصویب یا اطلاع او باشد.»[5]

از فحوای آن درمی یابیم که این قانون، نظارت استصوابی را نظارتی دانسته که در ضمن آن متولی - مجری - بدون اذن و تصویب ناظر نتواند کاری را انجام دهد و یا به عبارت دیگر، ناظر حق ابطال و یا تنفیذ عمل را داشته باشد و در مقابل آن، نظارت اطلاعی را نظارتی دانسته که در آن متولی - مجری - صرفاً وظیفه دارد تا اقدامات خود را به اطلاع ناظر برساند و یا به عبارت دیگر، ناظر، حق اطلاع پیدا کردن از اقدامات متولی - مجری- را داشته باشد.

فقها و حقوقدانان عموماً براین نظرند که هرگاه واقف در وقف معلوم نکند که مقصودش کدامیک از اقسام نظارت بوده، اصل بر نظارت استصوابی است.

4. حیطة نظارت

مقصود از حیطة نظارت این است که نظارت بر چه اموری تعلق پیدا می کند. به طور کلی در حقوق اساسی و عمومی نظارت بر امور سیاسی و فرهنگی به دو حیطة دولتی و غیردولتی[6] قابل تفکیک است:

1. نظارت در حیطة دولتی: شامل نظارت بر اجرای قانون اساسی و اَعمال قوة مجریه می شود.

2. نظارت در حیطة غیردولتی: شامل نظارت بر جمیع فعالیت های غیردولتی سیاسی و فرهنگی کشور از جمله نظارت بر مطبوعات و احزاب می شود.

توجه به این نکته ضروری است که نظارت بر انتخابات گرچه اصالتاً در حیطة اول یعنی حقوق اساسی دولتی جای می گیرد - زیرا اجرای انتخابات بر عهدة قوة مجریه می باشد - لکن از جهت آنکه در امر انتخابات، اشخاص غیردولتی، مطبوعات و احزاب نیز ذی مدخل هستند در حیطة حقوق اساسیِ غیردولتی نیز داخل می شود.

5. مراجع اِعمال نظارت

الف- مراجع عالی اِعمال نظارت در حیطة دولتی(بر قوة مجریه و قانون اساسی) در ایران و دیگر کشورها

در اکثر کشورهای دنیا به منظور اِعمال نظارت بر عملکرد قوة مجریه و اجرای قانون اساسی و نظارت بر انتخابات، مراجعی قانونی وجود دارند. شوراینگهبان در جمهوری اسلامی، دادگاه قانون اساسی در ترکیه، محکمةالنقد در مصر، شورای قانون اساسی و دیوان عالی عدالت در فرانسه، دادگاه قانون اساسی درآلمان[7]، مجلس نمایندگان و سنا در آمریکا[8]و[9]، مجلس عوام در انگلستان و دادگاه قانون اساسی در روسیه، این نقش نظارتی را ایفا می نمایند. بنابراین مشابه شوراینگهبان قانون اساسی در ایران در کشورهای دیگر هم نهادهایی تحت عنوان شورا یا دادگاه وجود دارند که وظیفة شان نظارت بر عملکرد قوة مجریه، قانون اساسی و بعضاً انتخابات است.

ب- مراجع اعمال نظارت درحیطة غیردولتی (بر فعالیت های سیاسی و فرهنگی) در ایران

از آنجا که نظارت بر فعالیت های سیاسی و فرهنگی در حقوق اساسی غیردولتی، شامل فعالیت مطبوعات و احزاب (تشکل های سیاسی) می شود، در تمامی نظام های حقوقی برای اعمال نظارت بر قسمتی از هرکدام از این دو نوع فعالیت، دو وزارتخانه پیش بینی شده است. بر فعالیت مطبوعات، وزارت ارشاد و بر فعالیت احزاب، وزارتکشور این نظارت را اعمال می کند.

6. شیوه های اِعمال نظارت در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

شیوه های مختلفی از اِعمال نظارت، در قانون اساسی جمهوری اسلامی پیش بینی شده است همچون: رأی اعتماد نمایندگان مجلس به وزرای کابینه[10]، اِعمال اصل 90 قانون اساسی از سوی نمایندگان مجلس در رسیدگی به شکایات، تذکر، سؤال[11]، استیضاح[12] وزرا و اِعمال حق تحقیق و تفحص[13] از سوی نمایندگان مجلس از جمله موارد نظارتِ قوة مقننه بر اَعمال قوة مجریه است. نظارت سازمان بازرسی کل کشور بر حُسن جریان امور و اجرای صحیح قوانین در دستگاه های اداری و نهادهای جمهوری اسلامی[14] و نظارت قوة قضائیه بر حُسن اجرای قوانین از طریق دادگاه ها[15]، نیز از موارد نظارت قوة قضائیه بر قوة مجریه است و همچنین تصویب و بررسی اعتبارنامه های نمایندگان در مجلس از موارد نظارت قوة مقننه بر خودش می باشد.

7. دلائل ضرورت وجود و اِعمال نظارت در حقوق اساسی

الف- حیطة دولتی (نظارت بر قانون اساسی و اَعمال قوة مجریه)

در خصوص دلیل ضرورت اِعمال نظارت بر اَعمال قوة مجریه باید خاطر نشان کرد که به طور کلی در نظام تفکیک قوا، قوة مجریه، با دراختیار داشتن بیشترین امکانات، قسمت اعظم قدرت زمامداری را اِعمال می کند. به همین خاطر، امکان بروز خطر از جانب این قدرت، علیه حقوق و آزادی های مردم، فراوان می باشد. در نظام پارلمانی، قوة مقننه با استفاده از شیوه های نظارتی خاص، قوة مجریه و اَعمال آن را تحت مراقبت قرار می دهد و بدین وسیله، امنیت و آزادی مردم تا حدود زیادی تأمین و تضمین می شود؛ به عبارت دیگر، اگر قوة مجریه از طریق قوة مقننه مورد نظارت قرار نگیرد عمل قوة مجریه می تواند به دیکتاتوری منجر شود. لذا قوة مقننه ازطریق فعالیت های پارلمانی موظف به نظارت بر عملکرد قوة مجریه است.

ب- حیطة غیردولتی (نظارت بر انتخابات و فعالیت های سیاسی و فرهنگی)

اما در خصوص دلیل ضرورت اِعمال نظارت بر فعالیت های سیاسی و فرهنگی باید عرض کرد که هر جامعه و حکومتی، دارای اصول و مبانی پذیرفته شده اعتقادی و فرهنگی مشترکی است که قسمتی از آن در قانون اساسی آن کشور متبلور است. و از آنجا که حفظ این اصول و مبانی، ضامن حفظ هویت و وحدت ملی در هر جامعه ای است، نظام های سیاسی به عنوان نمایندگان جوامع خود، سعی می کنند تا این اصول و مبانی از هرگونه خدشه و گزندی محفوظ باقی بماند. از این رو حدود آزادی ها را در چارچوب آنها تعریف کرده و از آنها به عنوان خط قرمزی که نباید از آن عبور کرد یاد می کنند و اجازه نمی دهند تا فرد، حزب یا نشریه ای این مبانی و اصول مشترک را زیر سؤال ببرد. بنابراین برای جلوگیری از چنین اتفاقی، اِعمال نظارت را لازم می دانند. متأسفانه برخی از روشنفکران ما به غلط تصور می کنند که فقط در نظام های ایدئولوژیک یا به طور خاص در نظام های دینی فعالیت های سیاسی و فرهنگی، تحت نظارت و یا در چارچوب مشخصی قرار دارد، در حالی که چنین برداشتی به هیچ وجه درست نیست؛ زیرا همة نظام های سیاسی دارای خطوط قرمز تعریف شده ای برای فعالیت های سیاسی و فرهنگی در جوامع خود هستند که محدودة این خطوط، همان مبانی مشترک مورد قبول در جامعة موردنظر و قانون اساسی آن کشور است و درست به همان میزان که نظام های ایدئولوژیک در مقابل تخطی از این اصول و مبانی حساس می باشند و ایستادگی می کنند، نظام های غیرایدئولوژیک و غیردینی نیزحساسند. برخلاف تلقی رایج در میان روشنفکران جامعه ما، نظام های لیبرال دموکراسی نیز از این کلیت مستثنی نیستند و این نظام ها در مدل های مختلف آن، مثل مدل «Presidential» (ریاستجمهوری) در آمریکا یا مدل «Parliamentary» (پارلمانی) در انگلستان یا مدل نیمه ریاستی در فرانسه و یا در آلمان و ژاپن نیز این حدود و چارچوب ها را در نظارت بر فعالیت های سیاسی و فرهنگی اِعمال می کنند.

برای مثال در کشور لیبرال دموکراسی آمریکا حزب کمونیست بیش از 50 سال - از پایان جنگ دوم جهانی به بعد - است که عملاً اجازة فعالیت سیاسی ندارد و دلیلی هم که برای این مسأله وجود دارد این است که این حزب، مرام و هدفی را دنبال می کند که مغایر با اصول و مبانی جامعه و حکومت آمریکاست و تحقق آن مرام (سرنگونی سرمایه داری) به منزله نابودی نظام کنونی آمریکا - که یک نظام سرمایه داری است - می باشد. در کشورهای اروپائی نظیر آلمان، فرانسه و انگلستان نیز شاهدیم که بعد از جنگ جهانی دوم، فعالیت احزاب نژادپرست قانوناً ممنوع شده است زیرا این احزاب، علاوه بر اینکه امنیت ملی و منطقه ای این کشورها را به خطر می اندازد ناقض یکی از اصول لیبرال دموکراسی (اصل تساوی افراد) نیز هستند. از این رو فعالیت هایی که از جانب این احزاب در این کشورها مشاهده می شود، فعالیت هایی غیررسمی و غیرقانونی است. همچنین فعالیت احزاب دینی[16] درکشورهای لیبرال دموکراسی ممنوع می باشد. به عنوان مثال مرحوم دکتر کلیم صدیقی بسیار تلاش نمود تا در انگلستان برای مسلمانان یک حزب سیاسی تشکیل دهد ولی وزارتکشور انگلستان با این استدلال که حزب دینی مخالف اصول لیبرال دموکراسی و ناقض اصل سکولاریسم (جدایی دین از سیاست) است، به او اجازه چنین کاری را نداد. پس این موضوع که فعالیت سیاسی در جامعه باید در یک چارچوبی از اصول و مبانی پذیرفته شده انجام گیرد یک امر رایج در دنیا می باشد. منتهی این اصول و مبانی در جوامع مذهبی، مذهبی و در جوامع غیرمذهبی، غیرمذهبی است. در مورد انتشار کتاب نیز به همین صورت است. برای مثال، کتاب «نبرد من» هیتلر در کشور آلمان با این استدلال که مبلّغ افکار نژادپرستانه است، ممنوع الانتشار می باشد و علی رغم اینکه جوامع غربی، چندان مذهبی نمی باشند، چاپ کتاب و بر روی پرده رفتن فیلمی که علیه مسیحیت باشد در اکثرکشورهای غربی قانوناً ممنوع است. بنابراین، بحث محدودیت و نظارت بر فعالیت های سیاسی و فرهنگی یک امر رایج در تمام جوامع دنیاست. لذا با پذیرش این اصل که فعالیت های سیاسی باید در یک چارچوب مشخص انجام شود، فقط کسانی اجازة فعالیت سیاسی پیدا می کنند که مجموعه ای از شرایط و ویژگی ها را داشته باشندکه از جمله آنها، شرط پذیرش قانون اساسی کشور متبوع می باشد. لذا در تمام کشورها به کسی که قانون اساسی آن کشور را قبول نداشته باشد اجازه فعالیت سیاسی و انتخاب شدن داده نمی شود. و افرادی که بخواهند انتخاب شوند باید واجد صفات و ویژگی هایی باشند که قسمتی از آن ویژگی ها به کشوری خاص و یا انتخاباتی خاص، اختصاص دارد و قسمتی از آنها نیز در همه کشورها مشترک می باشد.

از جمله ویژگی های مشترک، می توان به شرط سنی، شرط عدم سوءپیشینه، شرط التزام عملی و پذیرش قانون اساسی و تابعیت کشور متبوع و شرط سلامت روانی و عقلی اشاره کرد که برای همة انتخاب شوندگان لحاظ می شود. طبیعتاً موقعی که شرطی لحاظ شد باید مرجع تشخیص شرط هم مشخص شود. غالباً درکشورهای دیگر، احزاب یا وزارتکشور، مرجع تشخیص صلاحیت نامزدهای انتخابات می باشند و نظارتی را که اِعمال می کند چون دارای ضمانت اجراست استصوابی می باشد. لکن در ایران و برخی از کشورهای دیگر این نظارت در دو مرحله انجام می شود، در ایران، یک مرحله از نظارت به وسیله وزارتکشور، به صورت استطلاعی اِعمال می شود و مرحلة بعد به وسیلة شوراینگهبان به صورت نظارت استصوابی بر نظارت وزارتکشور اِعمال می گردد. بنابراین زمانی که بحث ضرورت نظارت مطرح می شود بحث ضرورت وجود ناظر هم بدیهی می گردد.

8. اشکالات و شبهات غیرحقوقی در خصوص نظارت استصوابی

بر نظارت استصوابی شوراینگهبان بر انتخابات اشکالات متعدد دیگری نیز گرفته شده است که چندان بعد حقوقی ندارد و بیشتر به اشکالات سیاسی و منطقی شبیه می باشد. از جمله:

1. این گونه نظارت، دخالت در رأی مردم است.

2. نقض حاکمیت ملت است.

3. اعمال قیمومت از سوی عده ای خاص (شوراینگهبان) بر اکثریت مردم است.

4. اهانت به مردم است (زیرا مگر مردم صغیر یا مجنون هستند که خود نتوانند مصالح خود را تشخیص دهند تا شوراینگهبان برای آنان تعیین تکلیف کند؟!).

5. این گونه نظارت مختص انتخابات در ایران است و در کشورهای دیگر اعمال نمی شود.

6. این نظارت در زمان حضرت امام(ره) نبوده و بعد از ایشان رایج شده است.

پاسخ به این اشکالات را می توان از اینجا شروع کرد که:

اولاً: این نظارت، به هیچ وجه مختص انتخابات ایران نیست بلکه در همه جای دنیا نیز این نوع نظارت،اعمال می شود (که قبلاً در بحث دلایل ضرورت نظارت و شیوه های اِعمال آن در انتخابات کشورهای دیگر توضیح داده شد) لذا تمام اشکالات پنج گانه فوق بر انتخابات کشورهای دیگر نیز می تواند وارد باشد و مختص نظارت شوراینگهبان بر انتخابات در ایران نیست.

ثانیاً: این گونه نظارت نه تنها دخالت در رأی مردم نیست بلکه نوعی تأکید بر رأی مردم نیز می باشد چون همان مردمی که در انتخابات شرکت می کنند، قبلاً به قانون اساسی آن کشور و قانون انتخابات رأی داده اند و در قانون اساسی و قانون انتخابات، شرایط انتخاب شوندگان را تعیین کرده اند. در حقیقت، مردم با رأی به قانون اساسی به طور مستقیم و رأی به قانون انتخابات به طور غیرمستقیم (از طریق نمایندگان شان در مجلس)، پذیرفته اند که اولاً کسانی باید انتخاب شوند که واجد شرایط خاصی باشند و ثانیاً مرجع تشخیص صلاحیت آنها را نیز تعیین کرده اند، لذا آن مرجع وکیل مردم است تا این شرایط و صلاحیت ها را اعمال کند نه قیم آنان. پس اِعمال نظارت از طرف شوراینگهبان در ایران و یا وزارتکشور در دیگر کشورها، نه تنها اِِعمال قیمومت بر مردم و دخالت در رأی آنان نیست بلکه تأکید بر اِعمال رأی و حق مردم و حفظ حاکمیت آنهاست. لذا این اشکالات به هیچ وجه نمی تواند وارد باشد.

نکتة دیگری که باید ذکر شود این است که باید از منتقدین نظارت استصوابی شوراینگهبان پرسیده شود که اگر این نظارت را از عهدة شوراینگهبان خارج کنیم آیا مشکل نظارت استصوابی حل خواهد شد؟ قطعاً جواب نمی تواند مثبت باشد زیرا به هر حال انتخابات نمی تواند بدون نظارت انجام شود لذا در فرض مذکور، باید انتخابات با نظارت استصوابی وزارتکشور (مانند برخی دیگر از کشورها) انجام شود. توضیح اینکه در کشور ما دوبار نظارت بر انتخابات صورت می گیرد یک بار وزارتکشور تأیید و رد صلاحیت می نماید و بار دوم، شوراینگهبان بر اِعمال نظر وزارتکشور، اِعمال نظارت می نماید. لذا هم اکنون نظارت وزارتکشور بر انتخابات، استطلاعی و نظارت شوراینگهبان، استصوابی است. حال اگر قرار باشد مسئولیت نظارت از شوراینگهبان گرفته شود و این نظارت تماماً برعهده وزارتکشور قرار گیرد و یا اینکه نظارت شوراینگهبان استطلاعی شود به طور طبیعی نظارت وزارتکشور، استصوابی می گردد. چنانچه در انتخابات شوراها همین گونه شد یعنی هیأت های اجراییِ وزارتکشور نامزدهای شوراها را، تأیید و رد صلاحیت کردند و هیأت های نظارت که وظیفه آنها طبق قانون شوراها اِعمال نظارت استصوابی بود و موظف به بررسی تأیید و رد صلاحیت های هیأت های اجرایی بودند، عملاً نظارتی را اِعمال نکردند یعنی هیأت های اجرایی، بیش از 30 هزار نفر را رد صلاحیت کردند که خود این عمل، با توجه به عدم اعتنای آنان به نظر هیأت های نظارت، اِعمال نظارت استصوابی بود و جالب اینجاست که این عمل در حالی صورت پذیرفت که بسیاری از آنان در مصاحبه ها و اظهارنظرهای خود به شدت با نظارت استصوابی مخالفت می کردند و آن را محکوم می نمودند.

در جواب به اشکال آخر، باید عرض کرد که در زمان حضرت امام(ره) نیز چنین نظارتی اِعمال می شده و اختصاص به زمان حال ندارد. اولین مورد اِعمال آن در انتخابات ریاستجمهوری سال 58 بود که آقای موسوی خوئینی ها از طرف امام(ره) مسئولیت اعمال نظارت استصوابی در تأیید و رد صلاحیت نامزدهای ریاستجمهوری را برعهده گرفتند (در آن زمان هنوز شوراینگهبان تشکیل نشده بود) که از این طریق نیز بسیاری رد صلاحیت شدند. مورد دیگر در سال 60 بود که در جریان انتخابات ریاستجمهوری، بسیاری ازکمونیست ها و بسیاری از کسانی که به اسلام اعتقاد نداشتند با اِعمال نظارت استصوابی رد صلاحیت شدند که این اقدام بر اساس قانون نظارت شوراینگهبان بر انتخابات، مصوب همان سال بود که بیان می داشت: «نظر شوراینگهبان در مورد ابطال یا توقف انتخابات قطعی و لازم الاجرا است و ادامة انتخابات در حوزه هایی که از طرف شوراینگهبان متوقف گردیده بدون اعلام نظر ثانوی شوراینگهبان وجهة قانونی ندارد و جز شوراینگهبان هیچ مقام و مرجع دیگری حق ابطال یا متوقف کردن انتخابات را ندارد.»[17]

در سال 62 نیز عده ای از نامزدهای نمایندگی رد صلاحیت شدند و در همان سال بود که عام بودن (یعنی استصوابی بودن) نظارت شوراینگهبان در قانون انتخابات کاملاً تصریح شد؛ بدین صورت که: «نظارت بر انتخابات مجلس برعهدة شوراینگهبان می باشد. این نظارت استصوابی، عام و در تمام مراحل و در کلیه امور مربوط به انتخابات جاری است.»[18] و سرانجام در سال 70، زمانی که بحث نظارت استصوابی به صورت یک شبهه از جانب برخی از جریان های سیاسی مطرح گردید، رئیس هیأت مرکزی نظارت بر انتخابات از شوراینگهبان تقاضای تفسیر اصل 99 قانون اساسی را نمود و شوراینگهبان نیز این اصل را این گونه تفسیر نمود که: «نظارت مذکور در اصل 99 قانون اساسی استصوابی است و شامل تمام مراحل اجرایی انتخابات ازجمله تأیید و رد صلاحیت کاندیداها می شود.»[19] پس از این تفسیر بود که ماده 3 قانون انتخابات، اصلاح گردید.

البته در این خصوص هنوز جای بحث بسیاری است که در این مختصر نمی گنجد.

سوتیتر

مقصود از نظارت استصوابی این است که ناظر علاوه بر کسب اطلاع، صواب دید هم بنماید یعنی بتواند حکم و دستور هم صادر نماید و حکم او نیز مطاع و نافذ باشد و اَعمال حقوقی بدون اذن و موافقت او اعتبار نداشته باشد.

متأسفانه برخی از روشنفکران ما به غلط تصور می کنند که فقط در نظام های ایدئولوژیک یا به طور خاص در نظام های دینی فعالیت های سیاسی و فرهنگی، تحت نظارت و یا در چارچوب مشخصی قرار دارد، در حالی که چنین برداشتی به هیچ وجه درست نیست.

این نظارت، به هیچ وجه مختص انتخابات ایران نیست بلکه در همه جای دنیا نیز این نوع نظارت،اعمال می شود.

این گونه نظارت نه تنها دخالت در رأی مردم نیست بلکه نوعی تأکید بر رأی مردم نیز می باشد.

حال اگر قرار باشد مسئولیت نظارت از شوراینگهبان گرفته شود و این نظارت تماماً برعهده وزارتکشور قرار گیرد و یا اینکه نظارت شوراینگهبان استطلاعی شود به طور طبیعی نظارت وزارتکشور، استصوابی می گردد.

پی نوشت ها:

 

 

. عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی.

[1]. حسن عمید، فرهنگ عمید، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ ششم، 1364، ج 2، ماده نظارت.

.[2] البته باید توجه داشت که تشکیل این هیأت از نظر برخی از حقوقدانان به دلیل آنکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی پیش بینی نشده و همچنین به دلیل دخالتی که از این طریق، قوة مجریه در دو قوة دیگر می نماید و اصل تفکیک قوا را نقض می کند مخالف قانون اساسی جمهوری اسلامی تشخیص داده شده است.

[3]. حسن عمید، فرهنگ عمید، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ ششم 1364، ج 1 ص 143.

[4]. سیدکاظم طباطبایی یزدی: محلقات العروة، ج ،2 ص 223.

[5]. مجموعة قوانین مدنی، ماده 78 قانون مدنی، مصوب 1307 ه‍ . ش.

[6]. این تفکیک بر اساس یک حصر عقلی صورت پذیرفته و به معنی وجود یک تقسیم بندی جدید نیست.

[7]. در آلمان فدرال، درصورت ادعای مباینت قوانین عادی یا قانون اساسی که از طرف یک سوم اعضای مجلس فدرال ابراز شده باشد، اتخاذ تصمیم درمورد چنین ادعایی و نهایتاً صدور رأی با «دادگاه قانون اساسی» می باشد.

[8]. مرجع تشخیص مطابقت و یا عدم مطابقت مصوبات کنگره آمریکا به موجب قانون اساسی این کشور، قوه قضائیه است.

[9]. به مجموع دو مجلس نمایندگان و سنا در آمریکا، کنگره اطلاق می شود.

[10]. قانون اساسی جمهوری اسلامی، اصل 87 .

[11]. همان، اصل 88 .

.[12] همان، اصل 89 .

.[13] همان، اصل 76.

.[14] همان، اصل 174.

.[15] همان، اصل 156.

.[16] توجه به این نکته ضروری است که حزب دینی اصطلاحاً به حزبی اطلاق می شود که دین را درعرصه های اجتماعی و حکومتی دخالت دهد. از این رو احزابی مانند دموکرات مسیحی در کشورهای لیبرال دموکراسی، اصطلاحاً حزب دینی محسوب نمی شوند زیرا این احزاب فقط در احوال شخصیه مثل ازدواج و طلاق، سقط جنین، آموزش های دینی در مدارس و مخالفت با هم جنس بازی وآموزش های جنسی در مدارس و ... که به طور کلی مسائل اخلاقی و فردی محسوب می شوند بر اخلاقیات دینی تأکید دارند لکن در مسائل سیاسی، اقتصادی و حقوقی هیچ تأکید و ادعایی در خصوص دخالت دستورهای دینی ندارند.

.[17] مجموعة قوانین سال 60، قانون نظارت شورای نگهبان بر انتخابات (مصوب8/4/60)، ماده 14.

.[18] مجموعة قوانین سال 62، قانون نظارت شورای نگهبان بر انتخابات (مصوب8/4/60)، ماده 3.

.[19] مجموعة قوانین سال 70، قانون نظارت شورای نگهبان بر انتخابات (مصوب8/4/60)، ماده 3.



 نگاشته شده توسط رضا کرمی نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 17 اسفند 1390  ساعت 10:49 ق.ظ

پدید آورنده : علی اخترشهر*

 

به حق انتخابات را می توان آینه تجلی حضور و مشارکت ملت در تعیین سرنوشت خویش نامید که در آن، فرهنگ و رشد خود را به نمایش می گذارند. این حضور و مشارکت نشانگر دو چیز است: تدبیر و توصیف. تدبیر سخن از عقل است و توصیف سخن از عشق و وصف حال. عشق به ایران و آرمان های مقدس انقلاب اسلامی و شهدا.

بر این اساس انتخابات، انتخاب عقل و عشق برای ماندگاری، در جهان پر از بحران و آشوب، و تلاش برای ساختن فردای بهتر. ساختنی که حضور سیاسی مردم را عقلانی ـ معنوی می داند و این ایجاد طرح نو در دنیای امروز است که برای سیاست و سازندگان امروز، رفتاری بدیع و ناشناخته باقی مانده است.

حال این پرسش مطرح است که در اندیشة مقام معظم رهبری، یک نماینده در نظام مردم سالار دینی چه وظایف و نقشی در یک سیستم دارد: تلاش برای پاسخ به این سؤال، ساختار پژوهش ما را شکل خواهد داد.

برای شرکت یک نماینده در انتخابات به سه عنصر نیاز است:

یکم. انتخاب مردم؛ دوم. نامزدهای انتخابات؛ سوم. ارتباط نامزدها با مردم.

اما شرح و بسط هر یک از این عناصر:

یکم. انتخاب مردم

مردم موتور اصلی حرکت جامعه و تضمین کنندة سعادت، رشد و تعالی جامعه اند و بی حضور و مشارکت آنان، اهداف متعالی اسلام و جامعه اسلامی هرگز تحقق نخواهد یافت.

الف) جایگاه مردم در قانون اساسی: مرور گذرا بر قانون اساسی و مطالعه فصول و اصول مختلف آن، نشان می دهد که مردم نقشی اساسی و جدی، هم در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی ایران، هم در تأسیس نظام جمهوری اسلامی و هم در استمرار و اداره نظام اسلامی داشته و دارند. از مهم ترین عرصه ها و نمودهای نقش و تأثیر مردم در نظام جمهوری اسلامی، می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1. شکل گیری انقلاب و پیروزی آن؛2. حق حاکمیت ملی؛ 3. تعیین نوع نظام؛ 4. تصویب قانون اساسی و اصلاحات آن؛ 5. انتخاب غیر مستقیم رهبری؛ 6. انتخاب مستقیم رئیس جمهوری؛ 7. انتخاب مستقیم نمایندگان مجلس؛ 8. شوراها؛ 9. همه پرسی؛ 10. نظارت عمومی و...

یکی از این نمودها، انتخاب نمایندگان مجلس است. طبق «اصل 63» قانون اساسی، «دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی چهارسال است» و«نمایندگان ملت به طورمستقیم و با رای مخفی انتخاب می شوند»[1]

ب) جایگاه مردم در اندیشه رهبران دینی: بر این اساس، رهبری جمهوری اسلامی معتقد است: «همه مسئول سرنوشت کشور و اسلام هستند، چه در نسل حاضر و چه در نسل های آتیه [2]و گمان نمی کنم که نقش و اهمیت انتخابات بر کسی پوشیده باشد». بحمدالله هر چه از عمر با برکت انقلاب شکوهمند اسلامی می گذرد، مردم مسلمان و متعهد کشور به اهمیت حضور و نقش تعیین کنندة خود در تمامی صحنه های انقلاب آشناتر می شوند و راز دوام، بقا و استحکام قیام الهی خود را بهتر کشف می نمایند.[3] از طرفی مقام معظم رهبری این حضور را حضوری مسئولانه می داند: «وظیفه آحاد عظیم ملت هم این است که در این حادثه بسیار مهم که به سرنوشت کشور مربوط می شود، به طور دلسوزانه و مسئولانه شرکت کنند».[4] از طرفی ایشان انتخابات را مظهر اقتدار ملی می داند: «... اگر ملت عزیز ایران بتواند در این انتخابات، آرای فراوان خود را به میدان بیاورد و حضور مردمی، حضور چشمگیری باشد، این بزرگ ترین مظهر اقتدار و عزت ملی است».[5]

ج) ویژگی های انتخاب مردم: طبق اندیشه رهبران دینی ما، انتخابات نمایندگان مجلس توسط مردم یک اصل است و این اصل به دلیل ویژگی های ذیل است.

1. مسئولیت پذیری همگانی.[6]

2. عدم مسامحه در انتخابات.[7]

3. شرکت در انتخابات برای حفظ حیثیت اسلام و مصالح کشور.[8]

4. مبتنی بودن سرنوشت کشور بر انتخابات.[9]

د) اصول انتخاب مردم: مقام معظم رهبری چند مسئله اساسی را در انتخاب مردم، شرط می داند.

1. مسئله حضور مردم: ایشان معتقد است که هر کس به نظام اسلامی علاقه دارد، در این انتخابات شرکت خواهد کرد و انتخابات را یک تکلیف الهی و اسلامی محاسبه می کنند. کسانی که به مسائل دینی توجه ندارند نیز باید به چشم یک تکلیف وجدانی و ملی به آن بنگرند.[10] علاوه بر این باید انتخابات را یک آزمایش بزرگ بدانند. بنابراین مقام معظم رهبری، حضور مردم را یک آزمایش بزرگ و شرکت در آن را یک تکلیف الهی، اسلامی، وجدانی و ملی می داند. حضرت آیت الله خامنه ای در اجتماع عظیم مردم یزد، با تشکر صمیمانه از ابراز احساسات گرم و پرشور آنان، اعتماد به نفس ملی را از عوامل اصلی توفیقات ملت ایران در میدانهای مختلف خواندند و با اشاره به اهمیت فراوان انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی، حضور گسترده و همه جانبه مردم در این انتخابات، تلاش برای شناسایی و انتخاب نامزدهای اصلح و مراعات رفتار صحیح انتخاباتی و پرهیز از تخریب نامزدها، را ضروری برشمردند.[11]

ایشان یکی از اهداف دشمنان اسلام را بی رونق کردن انتخابات و شرکت نکردن مردم در آن می داند که مردم باید نسبت به آن هوشیار باشند: «دشمن چشم دوخته است که انتخابات بی رونقی بشود، برای آنها این مهم است در درجه اول، دشمن مایل است که انتخابات، بی رونق شود.» [12]

2. ویژگی های حضور: از مهم ترین ویژگی های حضور مردم در انتخابات به این شرح است:

1ـ2. حضور حداکثری است: یکی از بزرگ ترین شاخص های مردمی بودن حکومت ها در دنیا، شرکت مردم در انتخابات و گزینش های بزرگ ملی است. از نظر رهبری، اگر مردم حضور حداکثری داشته باشند، نتایج ذیل حاصل می شود:

الف) کشور بیمه می شود: مقام معظم رهبری معتقد است: «حضور مردم در انتخابات، کشور را بالفعل بیمه می کند. انتخابات نشان دهنده واقعی حضور مردم در صحنه سیاسی کشور است. هر انتخاباتی که پر شور «برگزار» شود، کشور را بیمه می کند».[13]

ب) اقتدار حکام افزایش می یابد: «اگر ملت عزیز ایران بتواند در این انتخابات آرای فراوان خود را به میدان بیاورد و حضور مردمی، حضور چشمگیری باشد، این بزرگ ترین مظهر اقتدار و عزت ملی است». [14]

ج) آینده دولت را تضمین می کند: «حضور شما، پایداری انقلاب را محکم می کند و به مدیران آینده کشور جرأت و قدرت کار می بخشد و آینده را تضمین می کند».[15]

د) اثبات نظام مردم سالاری است: «حضور [شما] در پای صندوقها، نشان دادن مردم سالاری در این کشور، تقریباً از همه کشورهای غربی و کشورهای لائیک بیشتر بوده و این دفعه هم به فضل الهی همین طور خواهد شد».[16]

هـ)موجب پیشرفت و زنده شدن فضای زندگی خواهد شد: «حضور مردم زنده کنندة فضای زندگی در یک کشور است. وقتی مردم در سیاست دخالت نکنند و نسبت به اوضاع سیاسی اظهار نظر و دلسوزی نکنند و ندانند که چه کسی آمد و رفت و چه کسی مسئولیت پیدا کرد و ندانند که با چه کسی مبارزه می کنیم و به کدام سمت می رویم، کشور پیش نخواهد رفت.»[17]

2ـ2. حضور به همراه انتخاب اصلح: از نظر مقام معظم رهبری، مسئله انتخابات مسئله سپردن سرنوشت بخش عمده امکانات کشور به یک نفر و یک مجموعه است و سرنوشت مسائل اقتصادی، فرهنگی، روابط خارجی و مسائل گوناگون دیگر تا حدود زیادی به این قضیه وابسته است؛ از این رو «مردم وظیفه دارند، به ملاکهای دینی و شرعی و انقلابی نگاه کنند، به روابط و قوم و خویشی و این طایفه و این طور چیزها نگاه نکنند؛ ببینند واقعاً چه کسی با معیارهای الهی و انقلابی مناسب تر و به آن نزدیک تر است، او را انتخاب کنند و با شور و شوق به عنوان یک وظیفه در این کار دخالت کنند».[18] ایشان معتقد است که انتخاب فرد اصلح و دارای تقوا و تدبیر، وظیفه ای شرعی، عقلی و انقلابی است و کوتاهی در این امر، یا (کوتاهی) در حضور پای صندوق های رأی، خسارت های جبران ناپذیری به بار خواهد آورد.[19]

هـ) راههای شناخت نمایندگان مجلس:

1. تشخیص خود فرد: امام خمینی (ره) راه های شناخت نامزدهای شایسته را به مردم گوشزد می کند و می فرماید: «احدی شرعاً نمی تواند به کسی کورکورانه و بدون تحقیق رأی بدهد».(22) ایشان همچنین می فرماید: «فرض کنید که اگر همة کسانی که در رأس[اند] پیشنهاد بکنند که فلان آدم را شما وکیل کنید، لکن شما به نظرتان درست نباشد، جایز نیست شما تبعیت کنید، باید خودتان تشخیص بدهید که آدم صحیحی است تا اینکه بتوانید رأی بدهید».(23)

2. شناخت سوابق اشخاص: امام (ره) می نویسد: «امید است ملت مبارز و متعهد، به مطالعه دقیق در سوابق اشخاص و گروهها، آرای خود را به اشخاصی بدهند که به اسلام عزیز و قانون اساسی وفادار باشند».(24) ایشان در جایی دیگر می فرمایند: «در هر حال، مردم با بصیرت و درایت و تحقیق، کاندیداهایی را شناسایی کردند و به سوابق و روحیات و خصوصیات دینی ـ سیاسی نامزدهای انتخاباتی توجه نمایند».(25)

3. معرفی روحانیون متعهد: امام معتقد است: اگر برای کسی شناخت نامزد مشکل باشد، می تواند از طریق «معرفی روحانیون متعهد در شهرستانها یا اشخاص متدین موجه که گرایش به چپ و راست یا دسته ای نداشته باشند»،(26) به انتخاب بپردازد.

4 مشورت با علما و اشخاص مورد اعتماد: در نظر امام «مردم با علما و اشخاص مورد اعتمادشان مشورت کنند، بعد به هر کس که خواستند رأی دهند». (27)

دوم. نامزدهای انتخابات:

در نظام جمهوری اسلامی، نمایندگی شأن مهمی است. کسی که نامزد پست های حکومتی می شود، باید بداند که در چه نظامی وارد صحنه شده است؛ زیرا نظام های سیاسی، تفسیر و تلقی یکسانی از پست های حکومتی ندارند. در نظام غربی، پست های حکومتی ماهیت قدرت مدارانه دارند و انتخابات، عرصه مسابقه و رقابت خواهد بود و این رقابت در جهت کسب قدرت سیاسی است که این برگرفته از اندیشه غرب است که اعتقاد دارد علم تولیدکنندة قدرت است، از این رو رقابت انتخاباتی نامزدها، رقابت در قدرت طلبی است. اما در نظام اسلامی، پست های حکومتی ماهیت قدرت مدارانه ندارد؛ قدرت از آن خداست و اگر مقام و منصبی در نظام اسلامی است، نه برای تصاحب قدرت که برای جلب رضای الهی، در خدمت به بندگان او، عدالت گستری است. بنابراین چگونه آمدن و چگونه ماندن یک نماینده، بسیار مهم است.

الف) چگونه آمدن: طبق قانون اساسی شخصی که در انتخابات نمایندگی مجلس برای انتخاب شدن شرکت می کند، باید پیش از شروع انتخابات، آمادگی خود را رسماً اعلام دارد. وی باید صفات و شرایط لازم این مقام را دارا باشد.

بر طبق اندیشه های امام و مقام معظم رهبری، نماینده مجلس باید دارای ویژگی های ذیل باشد:

1. صالح و دیندار: یک نماینده باید «صد در صد مسلمان و معتقد به احکام اسلامی و معتقد به اجرای احکام اسلام و مخالف با مکتب های انحرافی و معتقد به جمهوری اسلامی باشد».[20] علت چنین شرطی این است که با این مقدمه، بسیاری از مشکلات یا پیش نمی آید یا اگر پیش بیاید، نماینده در صدد رفع آن برمی آید: «اگر [نماینده] شایسته و متعهد به اسلام و دلسوز برای کشور و ملت باشد، بسیاری از مشکلات پیش نمی آید و مشکلاتی اگر باشد، رفع می شود».[21]

2. اخلاص در عمل: از دیگر شرایط نماینده، اخلاص در عمل است. مراد از اخلاص آن است که کارها به انگیزه الهی و برای رضای خداوند باشد. از نظر رهبر دینی انقلاب اسلامی، کار یک نماینده باید نه فقط رضای مردم، بلکه کسب رضای خداوند باشد. کار مسئول امور و صاحب منصب در نظام اسلامی، فقط مواجهه با مردم نیست، اگر با خدا متصل نباشد، کار برای مردم و خدمت به آنها، یعنی همان مسئولیت اصلی ای که دارد، معطّل خواهد ماند.[22] ایشان معتقد است «هنر مردم شهرهای مختلف کشور این است که از میان این نامزدها، بهترین افراد را از لحاظ ایمان، اخلاص، امانت، دینداری و آمادگی برای حضور در میدانهای انقلاب انتخاب کنند و به کسانی رأی دهند که نسبت به نیازهای مردم دردشناس ترین و دردمندترین افراد باشند.»[23]

3. جدایی از جریان نفاق: بر طبق اندیشه رهبران ما، یک نماینده واقعاً باید به اسلام معتقد باشند؛ نه فقط در ظاهر به آن اظهار نمایند. امام خمینی در این باره می فرماید: «همه چیز ما باید روی موازین اسلامی باشد. افرادی که تعیین می شوند، باید کسانی باشند که به درد اسلام و جمهوری اسلامی بخورند و عقیده شان هم این باشد که اسلام خوب است، نه فقط اظهار کنند، ولی عقیده نداشته باشند، کما اینکه در اول انقلاب، خیلی ها اظهار اسلام می کردند».[24]

4. دلسوز باشد: در اندیشه رهبران، «دلسوزی» شرطی مهم برای انتخاب نمایندگی است.[25] از نظر مقام معظم رهبری بیشتر مشکلات ملت ها در هر جا که رنجی برده اند، این بوده که مسئولان دلسوزی که تنها همتشان بر طرف کردن مشکلات مردم باشد در میان آنها یا نبوده اند یا کم بوده اند:[26] «امید آن دارم که با وحدت کلمه و کوشش، در راه التیام بین قشرهای مختلف، موفق شوید که نمایندگانی متعهد، متفکر، دلسوز به ملت و به خصوص طبقه مستضعف و خدمتگزار به اسلام و مسلمین [باشید]».[27]

5. معتقد به اسلام، جمهوری اسلامی و قانون اساسی: این شرط از شرایط اصلی و حساس برای انتخاب نمایندگان است. این حساسیت به اندازه ای است که امام خمینی(ره) می فرماید: «من متواضعانه از شما می خواهم که حتی الامکان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نمایید و اشخاص اسلامی، معتقد، غیر منحرف از صراط مستقیم الهی را در نظر بگیرید و سرنوشت اسلام و کشور خود را به دست کسانی دهید که به اسلام و جمهوری اسلامی و قانون اساسی معتقد و نسبت به احکام نورانی الهی متعهد باشند و منفعت خود را بر مصلحت کشور مقدم ندارند».[28]

6. شجاع باشد: بسیاری از ملت ها به این دلیل پیشرفت نکرده اند که رؤسا و مسئولانشان، شجاعت نداشته اند، پس «کسانی را که انتخاب می کنید، باید مسائل را تشخیص دهند، نه افرادی باشند که اگر روس یا آمریکا یا قدرت دیگری تشری زد بترسند، باید بایستند و مقابله کنند».[29] مقام معظم رهبری معتقد است: «این ملت، چون ملت شجاع و آزاده ای است، ملتی است که تهدید قدرت های مستکبر جهانی او را به عقب نمی نشاند، بنابراین نماینده او هم باید شجاع باشد و نترسد، شجاعت در مقابل دشمن، شجاعت در مقابل باطل، شجاعت در پذیرش حرف حق».[30]

ب) چگونه ماندن: وقتی ملت توانست با انتخاب درست خود بر عرصة سیاست تأثیرگذار باشد، باقی ماندن یک نماینده بر این موقعیت، مهم ترین دغدغه او خواهد بود و این مسئله به تدبیر و عمل سیاسی نماینده منتخب وابسته است.

به موجب اصول قانون اساسی، نماینده در حدود اختیارات و وظایفی که به موجب قانون اساسی یا قوانین عادی به عهده دارد، در برابر ملت، رهبر مسئول است. این مسئولیت را می توان در اندیشه رهبران دید؛ مهم ترین مسئولیت نمایندگان در اندیشه رهبران دینی به این شرح است:

1ـ عدم تجمل و اسراف در زندگی: در نظر مقام معظم رهبری «مسئولان نظام اسلامی نباید در رفتار و عمل خودشان، مسرفانه و متجملانه زندگی کنند و بالاتر از آن، نباید طوری زندگی کنند که روش اسراف آمیز و تجمل آمیز را به یک فرهنگ تبدیل کنند».[31]

2ـ تلاش در راه حفظ استقلال کشور و عزت ملّی: از دیدگاه ایشان «این مجاهدت، تنها راهی است که ما در پیش داریم و باید نگذاریم، در عزم خودمان فتوری به وجود بیاید. این مجاهدت در میدان های گوناگونی است که اهم آنها، یکی مجاهدت در راه حفظ استقلال کشور و عزت ملی در برابر سیاست توسعه طلبی و انحصارطلبی ای است که آمریکا در نگاه چند ساله اخیر به دنیا دارد».[32]

3ـ مجاهدت در راه نشر فرهنگ اسلام و تفکر دینی: عامل دیگر مجاهدت در راه «نشر فرهنگ اسلام ناب و تفکر دینی و ترویج تفکری است که به بیداری دنیای اسلام انجامید، ترویج این تفکر در دنیای اسلام، چیزی است که در هیچ نقطه ای از دنیای اسلام، در زمان ما و لااقل قرن ها پیش از زمان ما سابقه نداشته است».[33]

امام خمینی (ره) نیز معتقد است، یک نماینده باید مدافع اسلام ناب محمدی باشد: «مردم [به افرادی] رأی دهند که متعهد به اسلام و وفادار به مردم باشند... و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدی (ص) باشند».[34]

4ـ مجاهدت در راه گسترش آبادانی و توسعه زندگی مردم کشور: رهبری معتقد است: «میدان دیگر، میدان مجاهدت برای گسترش آبادانی و توسعه زندگی مردم در داخل کشور است؛ البته بار عمده این مجاهدت، بر دوش دستگاه های اجرایی کشور است».[35]

5ـ مجاهدت برای بسط عدالت و رفع تبعیض و جلوگیری از تطاول بیت المال: «یکی از دشوارترین میدانهای مجاهدت، میدان مجاهدت برای بسط عدالت است... تا وقتی در جامعه عدالت باشد، تبعیض نباشد، نگاه متفاوت به اشخاص و قشرها نباشد و امتیازطلبی های زیادی و نابحق و نابجا در جامعه وجود نداشته باشد، مردم بر خیلی از ناکامی ها صبر می کنند».[36] از نظر رهبری «وظیفه بزرگ امروز، بر طرف کردن مشکلات زندگی مردم است؛ چه مشکلات اقتصادی که در درجه اول است و چه مشکلات دیگر که آنها هم مسائل مردم است. وظیفه اول و اساس تکلیف ما، به عنوان مسئول، خدمت به مردم است».[37]

6ـ مبارزه با فقر و فساد و تبعیض: «بنده باز هم با صدای بلند اعلام می کنم که مسئولان کشور، چه در قوّه مجریه، چه در قوّه قضائیه و چه در قوّه مقننه، باید با فقر، فساد و تبعیض در این مملکت، مبارزه کنند. اگر بخواهند وضع امنیت کشور را، وضع معیشت مردم را، وضع عزت بین المللی ما را تأمین کنند، راهش مبارزه با همین هاست».[38]

7ـ پاسخ گویی: حضرت آیت الله خامنه ای می فرماید: «مسئولان بلندپایه کشور، قوای سه گانه، همه باید پاسخگو باشند؛ پاسخگوی کار خود، پاسخگوی تصمیم خود، پاسخگوی سخنی که بر زبان آورده اند و تصمیمی که گرفته اند».[39]

8ـ معیار قرار دادن اسلام و قرآن.[40]

9ـ پایبندی به همه ارزش ها و حرکت بر اساس آن.[41]

10ـ عمل به قانون اساسی و خدمت به مردم و جلب محبت و اعتماد آنان.[42]

سوم. ارتباط نامزدها با مردم

در عرصه رقابت انتخاباتی، آنچه دو سوی انتخابات (مردم و نامزدهای انتخابات) را به هم پیوند می زند، ساز و کار تبلیغات است. «ترانس کوآلتر» می گوید: «تبلیغات تلاشی است که توسط برخی افراد یا گروه ها، با بهره گیری از وسایل ارتباطی برای کنترل، تغییر یا شکل دادن نگرش دیگر گروه ها انجام می شود».[43]حضرت امام خمینی (ره) در تعریف تبلیغات معتقد است: «تبلیغات همان شناساندن خوبی ها و تشویق به انجام آن و ترسیم بدی ها و نشان دادن راه گریز و منع از آن است».[44]

حال سؤال این است که نامزدهای انتخاباتی در نظام جمهوری اسلامی، باید چه معیارها و ضوابطی را برای تبلیغات رعایت کنند. در اندیشه رهبران ما، انتخابات در کشور مسابقه ای برای خدمت است؛ نه مسابقه ای برای کسب قدرت، پس در منطق اسلامی، قدرت، عزت، آبرو، خوشنامی و امکانات، فقط و فقط برای خدمت به مردم و حرکت دادن خود و جامعه و کشور در راه نظام مقدس اسلامی و رسیدن به آرمان های بلندی است که انسان ها نیاز دارند. بنابراین هر کس که آماده است تا بیش از دیگران زحمت بکشد و توقعی را که مسئولان کشورهای دیگر از مقام و موقعیت خود دارند، نداشته باشد، داخل این میدان شود.[45]

بنابراین، ملاک های تبلیغات اسلامی در انتخابات، از دیدگاه رهبران انقلاب اسلامی دارای ویژگی های ذیل است:

1ـ ارزش های نظام اسلامی را تخریب نکنند.

2ـ به تخریب یکدیگر نپردازند.

3ـ آمارهای دقیق را به مردم ارائه نمایند.

4ـ در کمال صداقت با مردم سخن بگویند و عقیده و نیت واقعی شان را بازگو کنند.

5ـ وحدت ملی را خدشه دار نکنند.

6ـ وعده های ناممکن به مردم ندهند و سطح مطالبات مردم را بالا نبرند.

7ـ از تبلیغات پر هزینه خودداری کنند: «در تبلیغات انتخابات که آزمایش عظیمی برای ملت است، مراقبت شود که مخارج بیش از [حد] متعارف و زیادی و اسراف گونه انجام نگیرد».[46] همچنین ایشان می فرمایند: «در شناخت نامزدها، نباید تبلیغات رنگین و متنوع و یا وعده های بزرگ و غیرعملی عمران و آبادانی را ملاک قرار داد، چرا که اینگونه کارها وظیفه دولت است و وظیفه نماینده مجلس شناخت و تصویب قوانین مورد نیاز و مشخص کردن مسیر حرکت قوای مجریه و قضاییه است.»[47]

8 ـ رعایت اخلاق اسلامی در انتخابات: «از آقایان کاندیداها و دوستان آنان انتظار دارم که اخلاق اسلامی ـ انسانی را در تبلیغ برای خود و کاندیداهای خویش مراعات و از هرگونه انتقاد از طرف مقابل که موجب اختلاف و هتک حرمت باشد، خودداری نمایند که برای پیشبرد مقصود، ولو اسلامی باشد، ارتکاب خلاف (اخلاقی و فرهنگی)، مطرود و از انگیزه های غیر اسلامی است».[48] رهبری در دیدار مردم یزد نیز فرمودند: «هتک آبرو و تخریب افراد در شب نامه ها، مطبوعات، پایگاههای اینترنتی و دیگر وسایل، به هیچ وجه صحیح و مصلحت نیست و اینجانب درخواست و اصرار می کنم که علاقه مندان نامزدها فقط به تبلیغ و تعریف از افراد مورد نظر خود بپردازند و از روشهای تخریبی معمول در برخی کشورها به شدت پرهیز کنند.»[49]

9. رعایت کمال آرامش و عدم ایجاد جو بحران در انتخابات: «من بسیار مایل هستم که گروه هایی که متعهد و معتقد به جمهوری اسلامی و خدمتگزار به اسلام هستند، در مبارزات انتخاباتی کمال آرامش را در تبلیغ کاندیداهاشان رعایت نمایند و نسبت به یکدیگر تفاهم و صمیمیت و اخوت اسلامی داشته باشند و از تفرقه و کدورت شدیداً احتراز کنند».[50]

10ـ عدم استفاده از اموال عمومی در انتخابات: «اینجانب به هیچ وجه و به هیچ کس اجازه نمی دهم تا از سهم مبارک امام (ع) یا از اموال دولت و اموال دفاتر و سازمانها و مجامع و اموال عمومی خرج انتخابات کند». [51]

خلاصه آنکه نماینده، از زمان آمدن تا زمان رفتن، نسبت به مردم، قانون اساسی، انقلاب اسلامی و دفاع از اندیشه ولایت مطلقه فقیه مسئول است و در این مسئولیت، باید در همه لحظه ها خدا را حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار خود بداند تا بتواند وظایف خود را به منصه عمل برساند.

پی نوشت ها:

 

 

* . دانشجوی دکترای انقلاب اسلامی، عضوهیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی لاهیجان

[1] . اصل 62 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.

[2] . 15/3/68، صحیفه نور، ج 21، ص 187.

[3] . صحیفه نور، ج 20، ص 193.

[4] . سخنرانی مقام معظم رهبری در اجتماع مردم گیلان، اردیبهشت 1380.

[5] . همان،1/1/1380.

[6] . صحیفه نور، ج 12، ص 6.

[7] . همان، ج 18، ص 198.

[8] . همان، ج 12، ص 7ـ 6.

[9] . همان، ج 18، ص 253.

[10]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 18/1/1378.

[11]. سخنرانی مقام معظم رهبری ، ۱۳۸۶/۱۰/۱۲

[12]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 18/1/1378.

[13]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 15/7/1377.

[14]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 1/1/1380.

[15]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 23/4/1368.

[16]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 18/3/1380.

[17]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 22/9/1368.

[18]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 14/11/1372.

[19]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 23/4/1368.

[20] . صحیفه نور، ج 12، ص 75.

[21] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 25/9/1379

[22] . همان

[23] . سخنرانی مقام معظم رهبری، ۱۳۸۶/۱۰/۱.

[24] . صحیفه نور، ج 18، ص 179.

[25] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 24/11/1382.

[26] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 4/3/1378.

[27] . صحیفه نور، ج 11، ص 273، 28/11/58.

[28] . همان، ص 269.

[29] . همان، صحیفه نور، ج 18، ص 198.

[30] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 24/11/1382.

[31] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 25/9/1379.

[32] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 19/6/82.

[33] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 19/6/82.

[34] . 11/1/67، صحیفه نور، ص 194.

[35]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 19/6/1382.

[36] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 19/6/1382.

[37] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 1/1/1378.

[38] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 7/1/1379.

[39] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 26/1/1383

[40] . 30/9/1370 و صحیفه نور، ج 12، ص 7، 22/12/58.

[41] . 23/2/1379 و صحیفه نور، ج 11، ص 273، مورخه 28/11/58.

[42] . 29/3/1379 و صحیفه نور، ج 21، ص 187، مورخه 15/3/68.

[43] . تبلیغات و جنگ روانی، ترجمه حسین حسینی، (تهران: دانشگاه امام حسین (ع))، 1372، ص 96.

[44] . روزنامه رسالت 15/1/68.

[45] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 11/2/1380.

[46] . خطبه دوم نماز جمعه تهران، شنبه 29 اردیبهشت 1380.

[47] . سخنرانی مقام معظم رهبری، ۱۳۸۶/۱۰/۱۲ .

[48] . صحیفه نور، ج 11، ص 187.

[49] . سخنرانی مقام معظم رهبری، ۱۳۸۶/۱۰/۱۲.

[50] . صحیفه نور، ج 11، ص 188.

[51] . همان، ج 2، ص 101.

 

به حق انتخابات را می توان آینه تجلی حضور و مشارکت ملت در تعیین سرنوشت خویش نامید که در آن، فرهنگ و رشد خود را به نمایش می گذارند. این حضور و مشارکت نشانگر دو چیز است: تدبیر و توصیف. تدبیر سخن از عقل است و توصیف سخن از عشق و وصف حال. عشق به ایران و آرمان های مقدس انقلاب اسلامی و شهدا.

بر این اساس انتخابات، انتخاب عقل و عشق برای ماندگاری، در جهان پر از بحران و آشوب، و تلاش برای ساختن فردای بهتر. ساختنی که حضور سیاسی مردم را عقلانی ـ معنوی می داند و این ایجاد طرح نو در دنیای امروز است که برای سیاست و سازندگان امروز، رفتاری بدیع و ناشناخته باقی مانده است.

حال این پرسش مطرح است که در اندیشة مقام معظم رهبری، یک نماینده در نظام مردم سالار دینی چه وظایف و نقشی در یک سیستم دارد: تلاش برای پاسخ به این سؤال، ساختار پژوهش ما را شکل خواهد داد.

برای شرکت یک نماینده در انتخابات به سه عنصر نیاز است:

یکم. انتخاب مردم؛ دوم. نامزدهای انتخابات؛ سوم. ارتباط نامزدها با مردم.

اما شرح و بسط هر یک از این عناصر:

یکم. انتخاب مردم

مردم موتور اصلی حرکت جامعه و تضمین کنندة سعادت، رشد و تعالی جامعه اند و بی حضور و مشارکت آنان، اهداف متعالی اسلام و جامعه اسلامی هرگز تحقق نخواهد یافت.

الف) جایگاه مردم در قانون اساسی: مرور گذرا بر قانون اساسی و مطالعه فصول و اصول مختلف آن، نشان می دهد که مردم نقشی اساسی و جدی، هم در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی ایران، هم در تأسیس نظام جمهوری اسلامی و هم در استمرار و اداره نظام اسلامی داشته و دارند. از مهم ترین عرصه ها و نمودهای نقش و تأثیر مردم در نظام جمهوری اسلامی، می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1. شکل گیری انقلاب و پیروزی آن؛2. حق حاکمیت ملی؛ 3. تعیین نوع نظام؛ 4. تصویب قانون اساسی و اصلاحات آن؛ 5. انتخاب غیر مستقیم رهبری؛ 6. انتخاب مستقیم رئیس جمهوری؛ 7. انتخاب مستقیم نمایندگان مجلس؛ 8. شوراها؛ 9. همه پرسی؛ 10. نظارت عمومی و...

یکی از این نمودها، انتخاب نمایندگان مجلس است. طبق «اصل 63» قانون اساسی، «دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی چهارسال است» و«نمایندگان ملت به طورمستقیم و با رای مخفی انتخاب می شوند»[1]

ب) جایگاه مردم در اندیشه رهبران دینی: بر این اساس، رهبری جمهوری اسلامی معتقد است: «همه مسئول سرنوشت کشور و اسلام هستند، چه در نسل حاضر و چه در نسل های آتیه [2]و گمان نمی کنم که نقش و اهمیت انتخابات بر کسی پوشیده باشد». بحمدالله هر چه از عمر با برکت انقلاب شکوهمند اسلامی می گذرد، مردم مسلمان و متعهد کشور به اهمیت حضور و نقش تعیین کنندة خود در تمامی صحنه های انقلاب آشناتر می شوند و راز دوام، بقا و استحکام قیام الهی خود را بهتر کشف می نمایند.[3] از طرفی مقام معظم رهبری این حضور را حضوری مسئولانه می داند: «وظیفه آحاد عظیم ملت هم این است که در این حادثه بسیار مهم که به سرنوشت کشور مربوط می شود، به طور دلسوزانه و مسئولانه شرکت کنند».[4] از طرفی ایشان انتخابات را مظهر اقتدار ملی می داند: «... اگر ملت عزیز ایران بتواند در این انتخابات، آرای فراوان خود را به میدان بیاورد و حضور مردمی، حضور چشمگیری باشد، این بزرگ ترین مظهر اقتدار و عزت ملی است».[5]

ج) ویژگی های انتخاب مردم: طبق اندیشه رهبران دینی ما، انتخابات نمایندگان مجلس توسط مردم یک اصل است و این اصل به دلیل ویژگی های ذیل است.

1. مسئولیت پذیری همگانی.[6]

2. عدم مسامحه در انتخابات.[7]

3. شرکت در انتخابات برای حفظ حیثیت اسلام و مصالح کشور.[8]

4. مبتنی بودن سرنوشت کشور بر انتخابات.[9]

د) اصول انتخاب مردم: مقام معظم رهبری چند مسئله اساسی را در انتخاب مردم، شرط می داند.

1. مسئله حضور مردم: ایشان معتقد است که هر کس به نظام اسلامی علاقه دارد، در این انتخابات شرکت خواهد کرد و انتخابات را یک تکلیف الهی و اسلامی محاسبه می کنند. کسانی که به مسائل دینی توجه ندارند نیز باید به چشم یک تکلیف وجدانی و ملی به آن بنگرند.[10] علاوه بر این باید انتخابات را یک آزمایش بزرگ بدانند. بنابراین مقام معظم رهبری، حضور مردم را یک آزمایش بزرگ و شرکت در آن را یک تکلیف الهی، اسلامی، وجدانی و ملی می داند. حضرت آیت الله خامنه ای در اجتماع عظیم مردم یزد، با تشکر صمیمانه از ابراز احساسات گرم و پرشور آنان، اعتماد به نفس ملی را از عوامل اصلی توفیقات ملت ایران در میدانهای مختلف خواندند و با اشاره به اهمیت فراوان انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی، حضور گسترده و همه جانبه مردم در این انتخابات، تلاش برای شناسایی و انتخاب نامزدهای اصلح و مراعات رفتار صحیح انتخاباتی و پرهیز از تخریب نامزدها، را ضروری برشمردند.[11]

ایشان یکی از اهداف دشمنان اسلام را بی رونق کردن انتخابات و شرکت نکردن مردم در آن می داند که مردم باید نسبت به آن هوشیار باشند: «دشمن چشم دوخته است که انتخابات بی رونقی بشود، برای آنها این مهم است در درجه اول، دشمن مایل است که انتخابات، بی رونق شود.» [12]

2. ویژگی های حضور: از مهم ترین ویژگی های حضور مردم در انتخابات به این شرح است:

1ـ2. حضور حداکثری است: یکی از بزرگ ترین شاخص های مردمی بودن حکومت ها در دنیا، شرکت مردم در انتخابات و گزینش های بزرگ ملی است. از نظر رهبری، اگر مردم حضور حداکثری داشته باشند، نتایج ذیل حاصل می شود:

الف) کشور بیمه می شود: مقام معظم رهبری معتقد است: «حضور مردم در انتخابات، کشور را بالفعل بیمه می کند. انتخابات نشان دهنده واقعی حضور مردم در صحنه سیاسی کشور است. هر انتخاباتی که پر شور «برگزار» شود، کشور را بیمه می کند».[13]

ب) اقتدار حکام افزایش می یابد: «اگر ملت عزیز ایران بتواند در این انتخابات آرای فراوان خود را به میدان بیاورد و حضور مردمی، حضور چشمگیری باشد، این بزرگ ترین مظهر اقتدار و عزت ملی است». [14]

ج) آینده دولت را تضمین می کند: «حضور شما، پایداری انقلاب را محکم می کند و به مدیران آینده کشور جرأت و قدرت کار می بخشد و آینده را تضمین می کند».[15]

د) اثبات نظام مردم سالاری است: «حضور [شما] در پای صندوقها، نشان دادن مردم سالاری در این کشور، تقریباً از همه کشورهای غربی و کشورهای لائیک بیشتر بوده و این دفعه هم به فضل الهی همین طور خواهد شد».[16]

هـ)موجب پیشرفت و زنده شدن فضای زندگی خواهد شد: «حضور مردم زنده کنندة فضای زندگی در یک کشور است. وقتی مردم در سیاست دخالت نکنند و نسبت به اوضاع سیاسی اظهار نظر و دلسوزی نکنند و ندانند که چه کسی آمد و رفت و چه کسی مسئولیت پیدا کرد و ندانند که با چه کسی مبارزه می کنیم و به کدام سمت می رویم، کشور پیش نخواهد رفت.»[17]

2ـ2. حضور به همراه انتخاب اصلح: از نظر مقام معظم رهبری، مسئله انتخابات مسئله سپردن سرنوشت بخش عمده امکانات کشور به یک نفر و یک مجموعه است و سرنوشت مسائل اقتصادی، فرهنگی، روابط خارجی و مسائل گوناگون دیگر تا حدود زیادی به این قضیه وابسته است؛ از این رو «مردم وظیفه دارند، به ملاکهای دینی و شرعی و انقلابی نگاه کنند، به روابط و قوم و خویشی و این طایفه و این طور چیزها نگاه نکنند؛ ببینند واقعاً چه کسی با معیارهای الهی و انقلابی مناسب تر و به آن نزدیک تر است، او را انتخاب کنند و با شور و شوق به عنوان یک وظیفه در این کار دخالت کنند».[18] ایشان معتقد است که انتخاب فرد اصلح و دارای تقوا و تدبیر، وظیفه ای شرعی، عقلی و انقلابی است و کوتاهی در این امر، یا (کوتاهی) در حضور پای صندوق های رأی، خسارت های جبران ناپذیری به بار خواهد آورد.[19]

هـ) راههای شناخت نمایندگان مجلس:

1. تشخیص خود فرد: امام خمینی (ره) راه های شناخت نامزدهای شایسته را به مردم گوشزد می کند و می فرماید: «احدی شرعاً نمی تواند به کسی کورکورانه و بدون تحقیق رأی بدهد».(22) ایشان همچنین می فرماید: «فرض کنید که اگر همة کسانی که در رأس[اند] پیشنهاد بکنند که فلان آدم را شما وکیل کنید، لکن شما به نظرتان درست نباشد، جایز نیست شما تبعیت کنید، باید خودتان تشخیص بدهید که آدم صحیحی است تا اینکه بتوانید رأی بدهید».(23)

2. شناخت سوابق اشخاص: امام (ره) می نویسد: «امید است ملت مبارز و متعهد، به مطالعه دقیق در سوابق اشخاص و گروهها، آرای خود را به اشخاصی بدهند که به اسلام عزیز و قانون اساسی وفادار باشند».(24) ایشان در جایی دیگر می فرمایند: «در هر حال، مردم با بصیرت و درایت و تحقیق، کاندیداهایی را شناسایی کردند و به سوابق و روحیات و خصوصیات دینی ـ سیاسی نامزدهای انتخاباتی توجه نمایند».(25)

3. معرفی روحانیون متعهد: امام معتقد است: اگر برای کسی شناخت نامزد مشکل باشد، می تواند از طریق «معرفی روحانیون متعهد در شهرستانها یا اشخاص متدین موجه که گرایش به چپ و راست یا دسته ای نداشته باشند»،(26) به انتخاب بپردازد.

4 مشورت با علما و اشخاص مورد اعتماد: در نظر امام «مردم با علما و اشخاص مورد اعتمادشان مشورت کنند، بعد به هر کس که خواستند رأی دهند». (27)

دوم. نامزدهای انتخابات:

در نظام جمهوری اسلامی، نمایندگی شأن مهمی است. کسی که نامزد پست های حکومتی می شود، باید بداند که در چه نظامی وارد صحنه شده است؛ زیرا نظام های سیاسی، تفسیر و تلقی یکسانی از پست های حکومتی ندارند. در نظام غربی، پست های حکومتی ماهیت قدرت مدارانه دارند و انتخابات، عرصه مسابقه و رقابت خواهد بود و این رقابت در جهت کسب قدرت سیاسی است که این برگرفته از اندیشه غرب است که اعتقاد دارد علم تولیدکنندة قدرت است، از این رو رقابت انتخاباتی نامزدها، رقابت در قدرت طلبی است. اما در نظام اسلامی، پست های حکومتی ماهیت قدرت مدارانه ندارد؛ قدرت از آن خداست و اگر مقام و منصبی در نظام اسلامی است، نه برای تصاحب قدرت که برای جلب رضای الهی، در خدمت به بندگان او، عدالت گستری است. بنابراین چگونه آمدن و چگونه ماندن یک نماینده، بسیار مهم است.

الف) چگونه آمدن: طبق قانون اساسی شخصی که در انتخابات نمایندگی مجلس برای انتخاب شدن شرکت می کند، باید پیش از شروع انتخابات، آمادگی خود را رسماً اعلام دارد. وی باید صفات و شرایط لازم این مقام را دارا باشد.

بر طبق اندیشه های امام و مقام معظم رهبری، نماینده مجلس باید دارای ویژگی های ذیل باشد:

1. صالح و دیندار: یک نماینده باید «صد در صد مسلمان و معتقد به احکام اسلامی و معتقد به اجرای احکام اسلام و مخالف با مکتب های انحرافی و معتقد به جمهوری اسلامی باشد».[20] علت چنین شرطی این است که با این مقدمه، بسیاری از مشکلات یا پیش نمی آید یا اگر پیش بیاید، نماینده در صدد رفع آن برمی آید: «اگر [نماینده] شایسته و متعهد به اسلام و دلسوز برای کشور و ملت باشد، بسیاری از مشکلات پیش نمی آید و مشکلاتی اگر باشد، رفع می شود».[21]

2. اخلاص در عمل: از دیگر شرایط نماینده، اخلاص در عمل است. مراد از اخلاص آن است که کارها به انگیزه الهی و برای رضای خداوند باشد. از نظر رهبر دینی انقلاب اسلامی، کار یک نماینده باید نه فقط رضای مردم، بلکه کسب رضای خداوند باشد. کار مسئول امور و صاحب منصب در نظام اسلامی، فقط مواجهه با مردم نیست، اگر با خدا متصل نباشد، کار برای مردم و خدمت به آنها، یعنی همان مسئولیت اصلی ای که دارد، معطّل خواهد ماند.[22] ایشان معتقد است «هنر مردم شهرهای مختلف کشور این است که از میان این نامزدها، بهترین افراد را از لحاظ ایمان، اخلاص، امانت، دینداری و آمادگی برای حضور در میدانهای انقلاب انتخاب کنند و به کسانی رأی دهند که نسبت به نیازهای مردم دردشناس ترین و دردمندترین افراد باشند.»[23]

3. جدایی از جریان نفاق: بر طبق اندیشه رهبران ما، یک نماینده واقعاً باید به اسلام معتقد باشند؛ نه فقط در ظاهر به آن اظهار نمایند. امام خمینی در این باره می فرماید: «همه چیز ما باید روی موازین اسلامی باشد. افرادی که تعیین می شوند، باید کسانی باشند که به درد اسلام و جمهوری اسلامی بخورند و عقیده شان هم این باشد که اسلام خوب است، نه فقط اظهار کنند، ولی عقیده نداشته باشند، کما اینکه در اول انقلاب، خیلی ها اظهار اسلام می کردند».[24]

4. دلسوز باشد: در اندیشه رهبران، «دلسوزی» شرطی مهم برای انتخاب نمایندگی است.[25] از نظر مقام معظم رهبری بیشتر مشکلات ملت ها در هر جا که رنجی برده اند، این بوده که مسئولان دلسوزی که تنها همتشان بر طرف کردن مشکلات مردم باشد در میان آنها یا نبوده اند یا کم بوده اند:[26] «امید آن دارم که با وحدت کلمه و کوشش، در راه التیام بین قشرهای مختلف، موفق شوید که نمایندگانی متعهد، متفکر، دلسوز به ملت و به خصوص طبقه مستضعف و خدمتگزار به اسلام و مسلمین [باشید]».[27]

5. معتقد به اسلام، جمهوری اسلامی و قانون اساسی: این شرط از شرایط اصلی و حساس برای انتخاب نمایندگان است. این حساسیت به اندازه ای است که امام خمینی(ره) می فرماید: «من متواضعانه از شما می خواهم که حتی الامکان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نمایید و اشخاص اسلامی، معتقد، غیر منحرف از صراط مستقیم الهی را در نظر بگیرید و سرنوشت اسلام و کشور خود را به دست کسانی دهید که به اسلام و جمهوری اسلامی و قانون اساسی معتقد و نسبت به احکام نورانی الهی متعهد باشند و منفعت خود را بر مصلحت کشور مقدم ندارند».[28]

6. شجاع باشد: بسیاری از ملت ها به این دلیل پیشرفت نکرده اند که رؤسا و مسئولانشان، شجاعت نداشته اند، پس «کسانی را که انتخاب می کنید، باید مسائل را تشخیص دهند، نه افرادی باشند که اگر روس یا آمریکا یا قدرت دیگری تشری زد بترسند، باید بایستند و مقابله کنند».[29] مقام معظم رهبری معتقد است: «این ملت، چون ملت شجاع و آزاده ای است، ملتی است که تهدید قدرت های مستکبر جهانی او را به عقب نمی نشاند، بنابراین نماینده او هم باید شجاع باشد و نترسد، شجاعت در مقابل دشمن، شجاعت در مقابل باطل، شجاعت در پذیرش حرف حق».[30]

ب) چگونه ماندن: وقتی ملت توانست با انتخاب درست خود بر عرصة سیاست تأثیرگذار باشد، باقی ماندن یک نماینده بر این موقعیت، مهم ترین دغدغه او خواهد بود و این مسئله به تدبیر و عمل سیاسی نماینده منتخب وابسته است.

به موجب اصول قانون اساسی، نماینده در حدود اختیارات و وظایفی که به موجب قانون اساسی یا قوانین عادی به عهده دارد، در برابر ملت، رهبر مسئول است. این مسئولیت را می توان در اندیشه رهبران دید؛ مهم ترین مسئولیت نمایندگان در اندیشه رهبران دینی به این شرح است:

1ـ عدم تجمل و اسراف در زندگی: در نظر مقام معظم رهبری «مسئولان نظام اسلامی نباید در رفتار و عمل خودشان، مسرفانه و متجملانه زندگی کنند و بالاتر از آن، نباید طوری زندگی کنند که روش اسراف آمیز و تجمل آمیز را به یک فرهنگ تبدیل کنند».[31]

2ـ تلاش در راه حفظ استقلال کشور و عزت ملّی: از دیدگاه ایشان «این مجاهدت، تنها راهی است که ما در پیش داریم و باید نگذاریم، در عزم خودمان فتوری به وجود بیاید. این مجاهدت در میدان های گوناگونی است که اهم آنها، یکی مجاهدت در راه حفظ استقلال کشور و عزت ملی در برابر سیاست توسعه طلبی و انحصارطلبی ای است که آمریکا در نگاه چند ساله اخیر به دنیا دارد».[32]

3ـ مجاهدت در راه نشر فرهنگ اسلام و تفکر دینی: عامل دیگر مجاهدت در راه «نشر فرهنگ اسلام ناب و تفکر دینی و ترویج تفکری است که به بیداری دنیای اسلام انجامید، ترویج این تفکر در دنیای اسلام، چیزی است که در هیچ نقطه ای از دنیای اسلام، در زمان ما و لااقل قرن ها پیش از زمان ما سابقه نداشته است».[33]

امام خمینی (ره) نیز معتقد است، یک نماینده باید مدافع اسلام ناب محمدی باشد: «مردم [به افرادی] رأی دهند که متعهد به اسلام و وفادار به مردم باشند... و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدی (ص) باشند».[34]

4ـ مجاهدت در راه گسترش آبادانی و توسعه زندگی مردم کشور: رهبری معتقد است: «میدان دیگر، میدان مجاهدت برای گسترش آبادانی و توسعه زندگی مردم در داخل کشور است؛ البته بار عمده این مجاهدت، بر دوش دستگاه های اجرایی کشور است».[35]

5ـ مجاهدت برای بسط عدالت و رفع تبعیض و جلوگیری از تطاول بیت المال: «یکی از دشوارترین میدانهای مجاهدت، میدان مجاهدت برای بسط عدالت است... تا وقتی در جامعه عدالت باشد، تبعیض نباشد، نگاه متفاوت به اشخاص و قشرها نباشد و امتیازطلبی های زیادی و نابحق و نابجا در جامعه وجود نداشته باشد، مردم بر خیلی از ناکامی ها صبر می کنند».[36] از نظر رهبری «وظیفه بزرگ امروز، بر طرف کردن مشکلات زندگی مردم است؛ چه مشکلات اقتصادی که در درجه اول است و چه مشکلات دیگر که آنها هم مسائل مردم است. وظیفه اول و اساس تکلیف ما، به عنوان مسئول، خدمت به مردم است».[37]

6ـ مبارزه با فقر و فساد و تبعیض: «بنده باز هم با صدای بلند اعلام می کنم که مسئولان کشور، چه در قوّه مجریه، چه در قوّه قضائیه و چه در قوّه مقننه، باید با فقر، فساد و تبعیض در این مملکت، مبارزه کنند. اگر بخواهند وضع امنیت کشور را، وضع معیشت مردم را، وضع عزت بین المللی ما را تأمین کنند، راهش مبارزه با همین هاست».[38]

7ـ پاسخ گویی: حضرت آیت الله خامنه ای می فرماید: «مسئولان بلندپایه کشور، قوای سه گانه، همه باید پاسخگو باشند؛ پاسخگوی کار خود، پاسخگوی تصمیم خود، پاسخگوی سخنی که بر زبان آورده اند و تصمیمی که گرفته اند».[39]

8ـ معیار قرار دادن اسلام و قرآن.[40]

9ـ پایبندی به همه ارزش ها و حرکت بر اساس آن.[41]

10ـ عمل به قانون اساسی و خدمت به مردم و جلب محبت و اعتماد آنان.[42]

سوم. ارتباط نامزدها با مردم

در عرصه رقابت انتخاباتی، آنچه دو سوی انتخابات (مردم و نامزدهای انتخابات) را به هم پیوند می زند، ساز و کار تبلیغات است. «ترانس کوآلتر» می گوید: «تبلیغات تلاشی است که توسط برخی افراد یا گروه ها، با بهره گیری از وسایل ارتباطی برای کنترل، تغییر یا شکل دادن نگرش دیگر گروه ها انجام می شود».[43]حضرت امام خمینی (ره) در تعریف تبلیغات معتقد است: «تبلیغات همان شناساندن خوبی ها و تشویق به انجام آن و ترسیم بدی ها و نشان دادن راه گریز و منع از آن است».[44]

حال سؤال این است که نامزدهای انتخاباتی در نظام جمهوری اسلامی، باید چه معیارها و ضوابطی را برای تبلیغات رعایت کنند. در اندیشه رهبران ما، انتخابات در کشور مسابقه ای برای خدمت است؛ نه مسابقه ای برای کسب قدرت، پس در منطق اسلامی، قدرت، عزت، آبرو، خوشنامی و امکانات، فقط و فقط برای خدمت به مردم و حرکت دادن خود و جامعه و کشور در راه نظام مقدس اسلامی و رسیدن به آرمان های بلندی است که انسان ها نیاز دارند. بنابراین هر کس که آماده است تا بیش از دیگران زحمت بکشد و توقعی را که مسئولان کشورهای دیگر از مقام و موقعیت خود دارند، نداشته باشد، داخل این میدان شود.[45]

بنابراین، ملاک های تبلیغات اسلامی در انتخابات، از دیدگاه رهبران انقلاب اسلامی دارای ویژگی های ذیل است:

1ـ ارزش های نظام اسلامی را تخریب نکنند.

2ـ به تخریب یکدیگر نپردازند.

3ـ آمارهای دقیق را به مردم ارائه نمایند.

4ـ در کمال صداقت با مردم سخن بگویند و عقیده و نیت واقعی شان را بازگو کنند.

5ـ وحدت ملی را خدشه دار نکنند.

6ـ وعده های ناممکن به مردم ندهند و سطح مطالبات مردم را بالا نبرند.

7ـ از تبلیغات پر هزینه خودداری کنند: «در تبلیغات انتخابات که آزمایش عظیمی برای ملت است، مراقبت شود که مخارج بیش از [حد] متعارف و زیادی و اسراف گونه انجام نگیرد».[46] همچنین ایشان می فرمایند: «در شناخت نامزدها، نباید تبلیغات رنگین و متنوع و یا وعده های بزرگ و غیرعملی عمران و آبادانی را ملاک قرار داد، چرا که اینگونه کارها وظیفه دولت است و وظیفه نماینده مجلس شناخت و تصویب قوانین مورد نیاز و مشخص کردن مسیر حرکت قوای مجریه و قضاییه است.»[47]

8 ـ رعایت اخلاق اسلامی در انتخابات: «از آقایان کاندیداها و دوستان آنان انتظار دارم که اخلاق اسلامی ـ انسانی را در تبلیغ برای خود و کاندیداهای خویش مراعات و از هرگونه انتقاد از طرف مقابل که موجب اختلاف و هتک حرمت باشد، خودداری نمایند که برای پیشبرد مقصود، ولو اسلامی باشد، ارتکاب خلاف (اخلاقی و فرهنگی)، مطرود و از انگیزه های غیر اسلامی است».[48] رهبری در دیدار مردم یزد نیز فرمودند: «هتک آبرو و تخریب افراد در شب نامه ها، مطبوعات، پایگاههای اینترنتی و دیگر وسایل، به هیچ وجه صحیح و مصلحت نیست و اینجانب درخواست و اصرار می کنم که علاقه مندان نامزدها فقط به تبلیغ و تعریف از افراد مورد نظر خود بپردازند و از روشهای تخریبی معمول در برخی کشورها به شدت پرهیز کنند.»[49]

9. رعایت کمال آرامش و عدم ایجاد جو بحران در انتخابات: «من بسیار مایل هستم که گروه هایی که متعهد و معتقد به جمهوری اسلامی و خدمتگزار به اسلام هستند، در مبارزات انتخاباتی کمال آرامش را در تبلیغ کاندیداهاشان رعایت نمایند و نسبت به یکدیگر تفاهم و صمیمیت و اخوت اسلامی داشته باشند و از تفرقه و کدورت شدیداً احتراز کنند».[50]

10ـ عدم استفاده از اموال عمومی در انتخابات: «اینجانب به هیچ وجه و به هیچ کس اجازه نمی دهم تا از سهم مبارک امام (ع) یا از اموال دولت و اموال دفاتر و سازمانها و مجامع و اموال عمومی خرج انتخابات کند». [51]

خلاصه آنکه نماینده، از زمان آمدن تا زمان رفتن، نسبت به مردم، قانون اساسی، انقلاب اسلامی و دفاع از اندیشه ولایت مطلقه فقیه مسئول است و در این مسئولیت، باید در همه لحظه ها خدا را حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار خود بداند تا بتواند وظایف خود را به منصه عمل برساند.

پی نوشت ها:

 

 

* . دانشجوی دکترای انقلاب اسلامی، عضوهیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی لاهیجان

[1] . اصل 62 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.

[2] . 15/3/68، صحیفه نور، ج 21، ص 187.

[3] . صحیفه نور، ج 20، ص 193.

[4] . سخنرانی مقام معظم رهبری در اجتماع مردم گیلان، اردیبهشت 1380.

[5] . همان،1/1/1380.

[6] . صحیفه نور، ج 12، ص 6.

[7] . همان، ج 18، ص 198.

[8] . همان، ج 12، ص 7ـ 6.

[9] . همان، ج 18، ص 253.

[10]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 18/1/1378.

[11]. سخنرانی مقام معظم رهبری ، ۱۳۸۶/۱۰/۱۲

[12]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 18/1/1378.

[13]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 15/7/1377.

[14]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 1/1/1380.

[15]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 23/4/1368.

[16]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 18/3/1380.

[17]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 22/9/1368.

[18]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 14/11/1372.

[19]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 23/4/1368.

[20] . صحیفه نور، ج 12، ص 75.

[21] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 25/9/1379

[22] . همان

[23] . سخنرانی مقام معظم رهبری، ۱۳۸۶/۱۰/۱.

[24] . صحیفه نور، ج 18، ص 179.

[25] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 24/11/1382.

[26] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 4/3/1378.

[27] . صحیفه نور، ج 11، ص 273، 28/11/58.

[28] . همان، ص 269.

[29] . همان، صحیفه نور، ج 18، ص 198.

[30] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 24/11/1382.

[31] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 25/9/1379.

[32] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 19/6/82.

[33] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 19/6/82.

[34] . 11/1/67، صحیفه نور، ص 194.

[35]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 19/6/1382.

[36] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 19/6/1382.

[37] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 1/1/1378.

[38] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 7/1/1379.

[39] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 26/1/1383

[40] . 30/9/1370 و صحیفه نور، ج 12، ص 7، 22/12/58.

[41] . 23/2/1379 و صحیفه نور، ج 11، ص 273، مورخه 28/11/58.

[42] . 29/3/1379 و صحیفه نور، ج 21، ص 187، مورخه 15/3/68.

[43] . تبلیغات و جنگ روانی، ترجمه حسین حسینی، (تهران: دانشگاه امام حسین (ع))، 1372، ص 96.

[44] . روزنامه رسالت 15/1/68.

[45] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 11/2/1380.

[46] . خطبه دوم نماز جمعه تهران، شنبه 29 اردیبهشت 1380.

[47] . سخنرانی مقام معظم رهبری، ۱۳۸۶/۱۰/۱۲ .

[48] . صحیفه نور، ج 11، ص 187.

[49] . سخنرانی مقام معظم رهبری، ۱۳۸۶/۱۰/۱۲.

[50] . صحیفه نور، ج 11، ص 188.

[51] . همان، ج 2، ص 101.

به حق انتخابات را می توان آینه تجلی حضور و مشارکت ملت در تعیین سرنوشت خویش نامید که در آن، فرهنگ و رشد خود را به نمایش می گذارند. این حضور و مشارکت نشانگر دو چیز است: تدبیر و توصیف. تدبیر سخن از عقل است و توصیف سخن از عشق و وصف حال. عشق به ایران و آرمان های مقدس انقلاب اسلامی و شهدا.

بر این اساس انتخابات، انتخاب عقل و عشق برای ماندگاری، در جهان پر از بحران و آشوب، و تلاش برای ساختن فردای بهتر. ساختنی که حضور سیاسی مردم را عقلانی ـ معنوی می داند و این ایجاد طرح نو در دنیای امروز است که برای سیاست و سازندگان امروز، رفتاری بدیع و ناشناخته باقی مانده است.

حال این پرسش مطرح است که در اندیشة مقام معظم رهبری، یک نماینده در نظام مردم سالار دینی چه وظایف و نقشی در یک سیستم دارد: تلاش برای پاسخ به این سؤال، ساختار پژوهش ما را شکل خواهد داد.

برای شرکت یک نماینده در انتخابات به سه عنصر نیاز است:

یکم. انتخاب مردم؛ دوم. نامزدهای انتخابات؛ سوم. ارتباط نامزدها با مردم.

اما شرح و بسط هر یک از این عناصر:

یکم. انتخاب مردم

مردم موتور اصلی حرکت جامعه و تضمین کنندة سعادت، رشد و تعالی جامعه اند و بی حضور و مشارکت آنان، اهداف متعالی اسلام و جامعه اسلامی هرگز تحقق نخواهد یافت.

الف) جایگاه مردم در قانون اساسی: مرور گذرا بر قانون اساسی و مطالعه فصول و اصول مختلف آن، نشان می دهد که مردم نقشی اساسی و جدی، هم در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی ایران، هم در تأسیس نظام جمهوری اسلامی و هم در استمرار و اداره نظام اسلامی داشته و دارند. از مهم ترین عرصه ها و نمودهای نقش و تأثیر مردم در نظام جمهوری اسلامی، می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1. شکل گیری انقلاب و پیروزی آن؛2. حق حاکمیت ملی؛ 3. تعیین نوع نظام؛ 4. تصویب قانون اساسی و اصلاحات آن؛ 5. انتخاب غیر مستقیم رهبری؛ 6. انتخاب مستقیم رئیس جمهوری؛ 7. انتخاب مستقیم نمایندگان مجلس؛ 8. شوراها؛ 9. همه پرسی؛ 10. نظارت عمومی و...

یکی از این نمودها، انتخاب نمایندگان مجلس است. طبق «اصل 63» قانون اساسی، «دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی چهارسال است» و«نمایندگان ملت به طورمستقیم و با رای مخفی انتخاب می شوند»[1]

ب) جایگاه مردم در اندیشه رهبران دینی: بر این اساس، رهبری جمهوری اسلامی معتقد است: «همه مسئول سرنوشت کشور و اسلام هستند، چه در نسل حاضر و چه در نسل های آتیه [2]و گمان نمی کنم که نقش و اهمیت انتخابات بر کسی پوشیده باشد». بحمدالله هر چه از عمر با برکت انقلاب شکوهمند اسلامی می گذرد، مردم مسلمان و متعهد کشور به اهمیت حضور و نقش تعیین کنندة خود در تمامی صحنه های انقلاب آشناتر می شوند و راز دوام، بقا و استحکام قیام الهی خود را بهتر کشف می نمایند.[3] از طرفی مقام معظم رهبری این حضور را حضوری مسئولانه می داند: «وظیفه آحاد عظیم ملت هم این است که در این حادثه بسیار مهم که به سرنوشت کشور مربوط می شود، به طور دلسوزانه و مسئولانه شرکت کنند».[4] از طرفی ایشان انتخابات را مظهر اقتدار ملی می داند: «... اگر ملت عزیز ایران بتواند در این انتخابات، آرای فراوان خود را به میدان بیاورد و حضور مردمی، حضور چشمگیری باشد، این بزرگ ترین مظهر اقتدار و عزت ملی است».[5]

ج) ویژگی های انتخاب مردم: طبق اندیشه رهبران دینی ما، انتخابات نمایندگان مجلس توسط مردم یک اصل است و این اصل به دلیل ویژگی های ذیل است.

1. مسئولیت پذیری همگانی.[6]

2. عدم مسامحه در انتخابات.[7]

3. شرکت در انتخابات برای حفظ حیثیت اسلام و مصالح کشور.[8]

4. مبتنی بودن سرنوشت کشور بر انتخابات.[9]

د) اصول انتخاب مردم: مقام معظم رهبری چند مسئله اساسی را در انتخاب مردم، شرط می داند.

1. مسئله حضور مردم: ایشان معتقد است که هر کس به نظام اسلامی علاقه دارد، در این انتخابات شرکت خواهد کرد و انتخابات را یک تکلیف الهی و اسلامی محاسبه می کنند. کسانی که به مسائل دینی توجه ندارند نیز باید به چشم یک تکلیف وجدانی و ملی به آن بنگرند.[10] علاوه بر این باید انتخابات را یک آزمایش بزرگ بدانند. بنابراین مقام معظم رهبری، حضور مردم را یک آزمایش بزرگ و شرکت در آن را یک تکلیف الهی، اسلامی، وجدانی و ملی می داند. حضرت آیت الله خامنه ای در اجتماع عظیم مردم یزد، با تشکر صمیمانه از ابراز احساسات گرم و پرشور آنان، اعتماد به نفس ملی را از عوامل اصلی توفیقات ملت ایران در میدانهای مختلف خواندند و با اشاره به اهمیت فراوان انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی، حضور گسترده و همه جانبه مردم در این انتخابات، تلاش برای شناسایی و انتخاب نامزدهای اصلح و مراعات رفتار صحیح انتخاباتی و پرهیز از تخریب نامزدها، را ضروری برشمردند.[11]

ایشان یکی از اهداف دشمنان اسلام را بی رونق کردن انتخابات و شرکت نکردن مردم در آن می داند که مردم باید نسبت به آن هوشیار باشند: «دشمن چشم دوخته است که انتخابات بی رونقی بشود، برای آنها این مهم است در درجه اول، دشمن مایل است که انتخابات، بی رونق شود.» [12]

2. ویژگی های حضور: از مهم ترین ویژگی های حضور مردم در انتخابات به این شرح است:

1ـ2. حضور حداکثری است: یکی از بزرگ ترین شاخص های مردمی بودن حکومت ها در دنیا، شرکت مردم در انتخابات و گزینش های بزرگ ملی است. از نظر رهبری، اگر مردم حضور حداکثری داشته باشند، نتایج ذیل حاصل می شود:

الف) کشور بیمه می شود: مقام معظم رهبری معتقد است: «حضور مردم در انتخابات، کشور را بالفعل بیمه می کند. انتخابات نشان دهنده واقعی حضور مردم در صحنه سیاسی کشور است. هر انتخاباتی که پر شور «برگزار» شود، کشور را بیمه می کند».[13]

ب) اقتدار حکام افزایش می یابد: «اگر ملت عزیز ایران بتواند در این انتخابات آرای فراوان خود را به میدان بیاورد و حضور مردمی، حضور چشمگیری باشد، این بزرگ ترین مظهر اقتدار و عزت ملی است». [14]

ج) آینده دولت را تضمین می کند: «حضور شما، پایداری انقلاب را محکم می کند و به مدیران آینده کشور جرأت و قدرت کار می بخشد و آینده را تضمین می کند».[15]

د) اثبات نظام مردم سالاری است: «حضور [شما] در پای صندوقها، نشان دادن مردم سالاری در این کشور، تقریباً از همه کشورهای غربی و کشورهای لائیک بیشتر بوده و این دفعه هم به فضل الهی همین طور خواهد شد».[16]

هـ)موجب پیشرفت و زنده شدن فضای زندگی خواهد شد: «حضور مردم زنده کنندة فضای زندگی در یک کشور است. وقتی مردم در سیاست دخالت نکنند و نسبت به اوضاع سیاسی اظهار نظر و دلسوزی نکنند و ندانند که چه کسی آمد و رفت و چه کسی مسئولیت پیدا کرد و ندانند که با چه کسی مبارزه می کنیم و به کدام سمت می رویم، کشور پیش نخواهد رفت.»[17]

2ـ2. حضور به همراه انتخاب اصلح: از نظر مقام معظم رهبری، مسئله انتخابات مسئله سپردن سرنوشت بخش عمده امکانات کشور به یک نفر و یک مجموعه است و سرنوشت مسائل اقتصادی، فرهنگی، روابط خارجی و مسائل گوناگون دیگر تا حدود زیادی به این قضیه وابسته است؛ از این رو «مردم وظیفه دارند، به ملاکهای دینی و شرعی و انقلابی نگاه کنند، به روابط و قوم و خویشی و این طایفه و این طور چیزها نگاه نکنند؛ ببینند واقعاً چه کسی با معیارهای الهی و انقلابی مناسب تر و به آن نزدیک تر است، او را انتخاب کنند و با شور و شوق به عنوان یک وظیفه در این کار دخالت کنند».[18] ایشان معتقد است که انتخاب فرد اصلح و دارای تقوا و تدبیر، وظیفه ای شرعی، عقلی و انقلابی است و کوتاهی در این امر، یا (کوتاهی) در حضور پای صندوق های رأی، خسارت های جبران ناپذیری به بار خواهد آورد.[19]

هـ) راههای شناخت نمایندگان مجلس:

1. تشخیص خود فرد: امام خمینی (ره) راه های شناخت نامزدهای شایسته را به مردم گوشزد می کند و می فرماید: «احدی شرعاً نمی تواند به کسی کورکورانه و بدون تحقیق رأی بدهد».(22) ایشان همچنین می فرماید: «فرض کنید که اگر همة کسانی که در رأس[اند] پیشنهاد بکنند که فلان آدم را شما وکیل کنید، لکن شما به نظرتان درست نباشد، جایز نیست شما تبعیت کنید، باید خودتان تشخیص بدهید که آدم صحیحی است تا اینکه بتوانید رأی بدهید».(23)

2. شناخت سوابق اشخاص: امام (ره) می نویسد: «امید است ملت مبارز و متعهد، به مطالعه دقیق در سوابق اشخاص و گروهها، آرای خود را به اشخاصی بدهند که به اسلام عزیز و قانون اساسی وفادار باشند».(24) ایشان در جایی دیگر می فرمایند: «در هر حال، مردم با بصیرت و درایت و تحقیق، کاندیداهایی را شناسایی کردند و به سوابق و روحیات و خصوصیات دینی ـ سیاسی نامزدهای انتخاباتی توجه نمایند».(25)

3. معرفی روحانیون متعهد: امام معتقد است: اگر برای کسی شناخت نامزد مشکل باشد، می تواند از طریق «معرفی روحانیون متعهد در شهرستانها یا اشخاص متدین موجه که گرایش به چپ و راست یا دسته ای نداشته باشند»،(26) به انتخاب بپردازد.

4 مشورت با علما و اشخاص مورد اعتماد: در نظر امام «مردم با علما و اشخاص مورد اعتمادشان مشورت کنند، بعد به هر کس که خواستند رأی دهند». (27)

دوم. نامزدهای انتخابات:

در نظام جمهوری اسلامی، نمایندگی شأن مهمی است. کسی که نامزد پست های حکومتی می شود، باید بداند که در چه نظامی وارد صحنه شده است؛ زیرا نظام های سیاسی، تفسیر و تلقی یکسانی از پست های حکومتی ندارند. در نظام غربی، پست های حکومتی ماهیت قدرت مدارانه دارند و انتخابات، عرصه مسابقه و رقابت خواهد بود و این رقابت در جهت کسب قدرت سیاسی است که این برگرفته از اندیشه غرب است که اعتقاد دارد علم تولیدکنندة قدرت است، از این رو رقابت انتخاباتی نامزدها، رقابت در قدرت طلبی است. اما در نظام اسلامی، پست های حکومتی ماهیت قدرت مدارانه ندارد؛ قدرت از آن خداست و اگر مقام و منصبی در نظام اسلامی است، نه برای تصاحب قدرت که برای جلب رضای الهی، در خدمت به بندگان او، عدالت گستری است. بنابراین چگونه آمدن و چگونه ماندن یک نماینده، بسیار مهم است.

الف) چگونه آمدن: طبق قانون اساسی شخصی که در انتخابات نمایندگی مجلس برای انتخاب شدن شرکت می کند، باید پیش از شروع انتخابات، آمادگی خود را رسماً اعلام دارد. وی باید صفات و شرایط لازم این مقام را دارا باشد.

بر طبق اندیشه های امام و مقام معظم رهبری، نماینده مجلس باید دارای ویژگی های ذیل باشد:

1. صالح و دیندار: یک نماینده باید «صد در صد مسلمان و معتقد به احکام اسلامی و معتقد به اجرای احکام اسلام و مخالف با مکتب های انحرافی و معتقد به جمهوری اسلامی باشد».[20] علت چنین شرطی این است که با این مقدمه، بسیاری از مشکلات یا پیش نمی آید یا اگر پیش بیاید، نماینده در صدد رفع آن برمی آید: «اگر [نماینده] شایسته و متعهد به اسلام و دلسوز برای کشور و ملت باشد، بسیاری از مشکلات پیش نمی آید و مشکلاتی اگر باشد، رفع می شود».[21]

2. اخلاص در عمل: از دیگر شرایط نماینده، اخلاص در عمل است. مراد از اخلاص آن است که کارها به انگیزه الهی و برای رضای خداوند باشد. از نظر رهبر دینی انقلاب اسلامی، کار یک نماینده باید نه فقط رضای مردم، بلکه کسب رضای خداوند باشد. کار مسئول امور و صاحب منصب در نظام اسلامی، فقط مواجهه با مردم نیست، اگر با خدا متصل نباشد، کار برای مردم و خدمت به آنها، یعنی همان مسئولیت اصلی ای که دارد، معطّل خواهد ماند.[22] ایشان معتقد است «هنر مردم شهرهای مختلف کشور این است که از میان این نامزدها، بهترین افراد را از لحاظ ایمان، اخلاص، امانت، دینداری و آمادگی برای حضور در میدانهای انقلاب انتخاب کنند و به کسانی رأی دهند که نسبت به نیازهای مردم دردشناس ترین و دردمندترین افراد باشند.»[23]

3. جدایی از جریان نفاق: بر طبق اندیشه رهبران ما، یک نماینده واقعاً باید به اسلام معتقد باشند؛ نه فقط در ظاهر به آن اظهار نمایند. امام خمینی در این باره می فرماید: «همه چیز ما باید روی موازین اسلامی باشد. افرادی که تعیین می شوند، باید کسانی باشند که به درد اسلام و جمهوری اسلامی بخورند و عقیده شان هم این باشد که اسلام خوب است، نه فقط اظهار کنند، ولی عقیده نداشته باشند، کما اینکه در اول انقلاب، خیلی ها اظهار اسلام می کردند».[24]

4. دلسوز باشد: در اندیشه رهبران، «دلسوزی» شرطی مهم برای انتخاب نمایندگی است.[25] از نظر مقام معظم رهبری بیشتر مشکلات ملت ها در هر جا که رنجی برده اند، این بوده که مسئولان دلسوزی که تنها همتشان بر طرف کردن مشکلات مردم باشد در میان آنها یا نبوده اند یا کم بوده اند:[26] «امید آن دارم که با وحدت کلمه و کوشش، در راه التیام بین قشرهای مختلف، موفق شوید که نمایندگانی متعهد، متفکر، دلسوز به ملت و به خصوص طبقه مستضعف و خدمتگزار به اسلام و مسلمین [باشید]».[27]

5. معتقد به اسلام، جمهوری اسلامی و قانون اساسی: این شرط از شرایط اصلی و حساس برای انتخاب نمایندگان است. این حساسیت به اندازه ای است که امام خمینی(ره) می فرماید: «من متواضعانه از شما می خواهم که حتی الامکان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نمایید و اشخاص اسلامی، معتقد، غیر منحرف از صراط مستقیم الهی را در نظر بگیرید و سرنوشت اسلام و کشور خود را به دست کسانی دهید که به اسلام و جمهوری اسلامی و قانون اساسی معتقد و نسبت به احکام نورانی الهی متعهد باشند و منفعت خود را بر مصلحت کشور مقدم ندارند».[28]

6. شجاع باشد: بسیاری از ملت ها به این دلیل پیشرفت نکرده اند که رؤسا و مسئولانشان، شجاعت نداشته اند، پس «کسانی را که انتخاب می کنید، باید مسائل را تشخیص دهند، نه افرادی باشند که اگر روس یا آمریکا یا قدرت دیگری تشری زد بترسند، باید بایستند و مقابله کنند».[29] مقام معظم رهبری معتقد است: «این ملت، چون ملت شجاع و آزاده ای است، ملتی است که تهدید قدرت های مستکبر جهانی او را به عقب نمی نشاند، بنابراین نماینده او هم باید شجاع باشد و نترسد، شجاعت در مقابل دشمن، شجاعت در مقابل باطل، شجاعت در پذیرش حرف حق».[30]

ب) چگونه ماندن: وقتی ملت توانست با انتخاب درست خود بر عرصة سیاست تأثیرگذار باشد، باقی ماندن یک نماینده بر این موقعیت، مهم ترین دغدغه او خواهد بود و این مسئله به تدبیر و عمل سیاسی نماینده منتخب وابسته است.

به موجب اصول قانون اساسی، نماینده در حدود اختیارات و وظایفی که به موجب قانون اساسی یا قوانین عادی به عهده دارد، در برابر ملت، رهبر مسئول است. این مسئولیت را می توان در اندیشه رهبران دید؛ مهم ترین مسئولیت نمایندگان در اندیشه رهبران دینی به این شرح است:

1ـ عدم تجمل و اسراف در زندگی: در نظر مقام معظم رهبری «مسئولان نظام اسلامی نباید در رفتار و عمل خودشان، مسرفانه و متجملانه زندگی کنند و بالاتر از آن، نباید طوری زندگی کنند که روش اسراف آمیز و تجمل آمیز را به یک فرهنگ تبدیل کنند».[31]

2ـ تلاش در راه حفظ استقلال کشور و عزت ملّی: از دیدگاه ایشان «این مجاهدت، تنها راهی است که ما در پیش داریم و باید نگذاریم، در عزم خودمان فتوری به وجود بیاید. این مجاهدت در میدان های گوناگونی است که اهم آنها، یکی مجاهدت در راه حفظ استقلال کشور و عزت ملی در برابر سیاست توسعه طلبی و انحصارطلبی ای است که آمریکا در نگاه چند ساله اخیر به دنیا دارد».[32]

3ـ مجاهدت در راه نشر فرهنگ اسلام و تفکر دینی: عامل دیگر مجاهدت در راه «نشر فرهنگ اسلام ناب و تفکر دینی و ترویج تفکری است که به بیداری دنیای اسلام انجامید، ترویج این تفکر در دنیای اسلام، چیزی است که در هیچ نقطه ای از دنیای اسلام، در زمان ما و لااقل قرن ها پیش از زمان ما سابقه نداشته است».[33]

امام خمینی (ره) نیز معتقد است، یک نماینده باید مدافع اسلام ناب محمدی باشد: «مردم [به افرادی] رأی دهند که متعهد به اسلام و وفادار به مردم باشند... و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدی (ص) باشند».[34]

4ـ مجاهدت در راه گسترش آبادانی و توسعه زندگی مردم کشور: رهبری معتقد است: «میدان دیگر، میدان مجاهدت برای گسترش آبادانی و توسعه زندگی مردم در داخل کشور است؛ البته بار عمده این مجاهدت، بر دوش دستگاه های اجرایی کشور است».[35]

5ـ مجاهدت برای بسط عدالت و رفع تبعیض و جلوگیری از تطاول بیت المال: «یکی از دشوارترین میدانهای مجاهدت، میدان مجاهدت برای بسط عدالت است... تا وقتی در جامعه عدالت باشد، تبعیض نباشد، نگاه متفاوت به اشخاص و قشرها نباشد و امتیازطلبی های زیادی و نابحق و نابجا در جامعه وجود نداشته باشد، مردم بر خیلی از ناکامی ها صبر می کنند».[36] از نظر رهبری «وظیفه بزرگ امروز، بر طرف کردن مشکلات زندگی مردم است؛ چه مشکلات اقتصادی که در درجه اول است و چه مشکلات دیگر که آنها هم مسائل مردم است. وظیفه اول و اساس تکلیف ما، به عنوان مسئول، خدمت به مردم است».[37]

6ـ مبارزه با فقر و فساد و تبعیض: «بنده باز هم با صدای بلند اعلام می کنم که مسئولان کشور، چه در قوّه مجریه، چه در قوّه قضائیه و چه در قوّه مقننه، باید با فقر، فساد و تبعیض در این مملکت، مبارزه کنند. اگر بخواهند وضع امنیت کشور را، وضع معیشت مردم را، وضع عزت بین المللی ما را تأمین کنند، راهش مبارزه با همین هاست».[38]

7ـ پاسخ گویی: حضرت آیت الله خامنه ای می فرماید: «مسئولان بلندپایه کشور، قوای سه گانه، همه باید پاسخگو باشند؛ پاسخگوی کار خود، پاسخگوی تصمیم خود، پاسخگوی سخنی که بر زبان آورده اند و تصمیمی که گرفته اند».[39]

8ـ معیار قرار دادن اسلام و قرآن.[40]

9ـ پایبندی به همه ارزش ها و حرکت بر اساس آن.[41]

10ـ عمل به قانون اساسی و خدمت به مردم و جلب محبت و اعتماد آنان.[42]

سوم. ارتباط نامزدها با مردم

در عرصه رقابت انتخاباتی، آنچه دو سوی انتخابات (مردم و نامزدهای انتخابات) را به هم پیوند می زند، ساز و کار تبلیغات است. «ترانس کوآلتر» می گوید: «تبلیغات تلاشی است که توسط برخی افراد یا گروه ها، با بهره گیری از وسایل ارتباطی برای کنترل، تغییر یا شکل دادن نگرش دیگر گروه ها انجام می شود».[43]حضرت امام خمینی (ره) در تعریف تبلیغات معتقد است: «تبلیغات همان شناساندن خوبی ها و تشویق به انجام آن و ترسیم بدی ها و نشان دادن راه گریز و منع از آن است».[44]

حال سؤال این است که نامزدهای انتخاباتی در نظام جمهوری اسلامی، باید چه معیارها و ضوابطی را برای تبلیغات رعایت کنند. در اندیشه رهبران ما، انتخابات در کشور مسابقه ای برای خدمت است؛ نه مسابقه ای برای کسب قدرت، پس در منطق اسلامی، قدرت، عزت، آبرو، خوشنامی و امکانات، فقط و فقط برای خدمت به مردم و حرکت دادن خود و جامعه و کشور در راه نظام مقدس اسلامی و رسیدن به آرمان های بلندی است که انسان ها نیاز دارند. بنابراین هر کس که آماده است تا بیش از دیگران زحمت بکشد و توقعی را که مسئولان کشورهای دیگر از مقام و موقعیت خود دارند، نداشته باشد، داخل این میدان شود.[45]

بنابراین، ملاک های تبلیغات اسلامی در انتخابات، از دیدگاه رهبران انقلاب اسلامی دارای ویژگی های ذیل است:

1ـ ارزش های نظام اسلامی را تخریب نکنند.

2ـ به تخریب یکدیگر نپردازند.

3ـ آمارهای دقیق را به مردم ارائه نمایند.

4ـ در کمال صداقت با مردم سخن بگویند و عقیده و نیت واقعی شان را بازگو کنند.

5ـ وحدت ملی را خدشه دار نکنند.

6ـ وعده های ناممکن به مردم ندهند و سطح مطالبات مردم را بالا نبرند.

7ـ از تبلیغات پر هزینه خودداری کنند: «در تبلیغات انتخابات که آزمایش عظیمی برای ملت است، مراقبت شود که مخارج بیش از [حد] متعارف و زیادی و اسراف گونه انجام نگیرد».[46] همچنین ایشان می فرمایند: «در شناخت نامزدها، نباید تبلیغات رنگین و متنوع و یا وعده های بزرگ و غیرعملی عمران و آبادانی را ملاک قرار داد، چرا که اینگونه کارها وظیفه دولت است و وظیفه نماینده مجلس شناخت و تصویب قوانین مورد نیاز و مشخص کردن مسیر حرکت قوای مجریه و قضاییه است.»[47]

8 ـ رعایت اخلاق اسلامی در انتخابات: «از آقایان کاندیداها و دوستان آنان انتظار دارم که اخلاق اسلامی ـ انسانی را در تبلیغ برای خود و کاندیداهای خویش مراعات و از هرگونه انتقاد از طرف مقابل که موجب اختلاف و هتک حرمت باشد، خودداری نمایند که برای پیشبرد مقصود، ولو اسلامی باشد، ارتکاب خلاف (اخلاقی و فرهنگی)، مطرود و از انگیزه های غیر اسلامی است».[48] رهبری در دیدار مردم یزد نیز فرمودند: «هتک آبرو و تخریب افراد در شب نامه ها، مطبوعات، پایگاههای اینترنتی و دیگر وسایل، به هیچ وجه صحیح و مصلحت نیست و اینجانب درخواست و اصرار می کنم که علاقه مندان نامزدها فقط به تبلیغ و تعریف از افراد مورد نظر خود بپردازند و از روشهای تخریبی معمول در برخی کشورها به شدت پرهیز کنند.»[49]

9. رعایت کمال آرامش و عدم ایجاد جو بحران در انتخابات: «من بسیار مایل هستم که گروه هایی که متعهد و معتقد به جمهوری اسلامی و خدمتگزار به اسلام هستند، در مبارزات انتخاباتی کمال آرامش را در تبلیغ کاندیداهاشان رعایت نمایند و نسبت به یکدیگر تفاهم و صمیمیت و اخوت اسلامی داشته باشند و از تفرقه و کدورت شدیداً احتراز کنند».[50]

10ـ عدم استفاده از اموال عمومی در انتخابات: «اینجانب به هیچ وجه و به هیچ کس اجازه نمی دهم تا از سهم مبارک امام (ع) یا از اموال دولت و اموال دفاتر و سازمانها و مجامع و اموال عمومی خرج انتخابات کند». [51]

خلاصه آنکه نماینده، از زمان آمدن تا زمان رفتن، نسبت به مردم، قانون اساسی، انقلاب اسلامی و دفاع از اندیشه ولایت مطلقه فقیه مسئول است و در این مسئولیت، باید در همه لحظه ها خدا را حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار خود بداند تا بتواند وظایف خود را به منصه عمل برساند.

پی نوشت ها:

 

 

* . دانشجوی دکترای انقلاب اسلامی، عضوهیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی لاهیجان

[1] . اصل 62 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.

[2] . 15/3/68، صحیفه نور، ج 21، ص 187.

[3] . صحیفه نور، ج 20، ص 193.

[4] . سخنرانی مقام معظم رهبری در اجتماع مردم گیلان، اردیبهشت 1380.

[5] . همان،1/1/1380.

[6] . صحیفه نور، ج 12، ص 6.

[7] . همان، ج 18، ص 198.

[8] . همان، ج 12، ص 7ـ 6.

[9] . همان، ج 18، ص 253.

[10]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 18/1/1378.

[11]. سخنرانی مقام معظم رهبری ، ۱۳۸۶/۱۰/۱۲

[12]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 18/1/1378.

[13]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 15/7/1377.

[14]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 1/1/1380.

[15]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 23/4/1368.

[16]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 18/3/1380.

[17]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 22/9/1368.

[18]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 14/11/1372.

[19]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 23/4/1368.

[20] . صحیفه نور، ج 12، ص 75.

[21] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 25/9/1379

[22] . همان

[23] . سخنرانی مقام معظم رهبری، ۱۳۸۶/۱۰/۱.

[24] . صحیفه نور، ج 18، ص 179.

[25] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 24/11/1382.

[26] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 4/3/1378.

[27] . صحیفه نور، ج 11، ص 273، 28/11/58.

[28] . همان، ص 269.

[29] . همان، صحیفه نور، ج 18، ص 198.

[30] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 24/11/1382.

[31] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 25/9/1379.

[32] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 19/6/82.

[33] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 19/6/82.

[34] . 11/1/67، صحیفه نور، ص 194.

[35]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 19/6/1382.

[36] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 19/6/1382.

[37] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 1/1/1378.

[38] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 7/1/1379.

[39] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 26/1/1383

[40] . 30/9/1370 و صحیفه نور، ج 12، ص 7، 22/12/58.

[41] . 23/2/1379 و صحیفه نور، ج 11، ص 273، مورخه 28/11/58.

[42] . 29/3/1379 و صحیفه نور، ج 21، ص 187، مورخه 15/3/68.

[43] . تبلیغات و جنگ روانی، ترجمه حسین حسینی، (تهران: دانشگاه امام حسین (ع))، 1372، ص 96.

[44] . روزنامه رسالت 15/1/68.

[45] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 11/2/1380.

[46] . خطبه دوم نماز جمعه تهران، شنبه 29 اردیبهشت 1380.

[47] . سخنرانی مقام معظم رهبری، ۱۳۸۶/۱۰/۱۲ .

[48] . صحیفه نور، ج 11، ص 187.

[49] . سخنرانی مقام معظم رهبری، ۱۳۸۶/۱۰/۱۲.

[50] . صحیفه نور، ج 11، ص 188.

[51] . همان، ج 2، ص 101.

 

به حق انتخابات را می توان آینه تجلی حضور و مشارکت ملت در تعیین سرنوشت خویش نامید که در آن، فرهنگ و رشد خود را به نمایش می گذارند. این حضور و مشارکت نشانگر دو چیز است: تدبیر و توصیف. تدبیر سخن از عقل است و توصیف سخن از عشق و وصف حال. عشق به ایران و آرمان های مقدس انقلاب اسلامی و شهدا.

بر این اساس انتخابات، انتخاب عقل و عشق برای ماندگاری، در جهان پر از بحران و آشوب، و تلاش برای ساختن فردای بهتر. ساختنی که حضور سیاسی مردم را عقلانی ـ معنوی می داند و این ایجاد طرح نو در دنیای امروز است که برای سیاست و سازندگان امروز، رفتاری بدیع و ناشناخته باقی مانده است.

حال این پرسش مطرح است که در اندیشة مقام معظم رهبری، یک نماینده در نظام مردم سالار دینی چه وظایف و نقشی در یک سیستم دارد: تلاش برای پاسخ به این سؤال، ساختار پژوهش ما را شکل خواهد داد.

برای شرکت یک نماینده در انتخابات به سه عنصر نیاز است:

یکم. انتخاب مردم؛ دوم. نامزدهای انتخابات؛ سوم. ارتباط نامزدها با مردم.

اما شرح و بسط هر یک از این عناصر:

یکم. انتخاب مردم

مردم موتور اصلی حرکت جامعه و تضمین کنندة سعادت، رشد و تعالی جامعه اند و بی حضور و مشارکت آنان، اهداف متعالی اسلام و جامعه اسلامی هرگز تحقق نخواهد یافت.

الف) جایگاه مردم در قانون اساسی: مرور گذرا بر قانون اساسی و مطالعه فصول و اصول مختلف آن، نشان می دهد که مردم نقشی اساسی و جدی، هم در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی ایران، هم در تأسیس نظام جمهوری اسلامی و هم در استمرار و اداره نظام اسلامی داشته و دارند. از مهم ترین عرصه ها و نمودهای نقش و تأثیر مردم در نظام جمهوری اسلامی، می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1. شکل گیری انقلاب و پیروزی آن؛2. حق حاکمیت ملی؛ 3. تعیین نوع نظام؛ 4. تصویب قانون اساسی و اصلاحات آن؛ 5. انتخاب غیر مستقیم رهبری؛ 6. انتخاب مستقیم رئیس جمهوری؛ 7. انتخاب مستقیم نمایندگان مجلس؛ 8. شوراها؛ 9. همه پرسی؛ 10. نظارت عمومی و...

یکی از این نمودها، انتخاب نمایندگان مجلس است. طبق «اصل 63» قانون اساسی، «دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی چهارسال است» و«نمایندگان ملت به طورمستقیم و با رای مخفی انتخاب می شوند»[1]

ب) جایگاه مردم در اندیشه رهبران دینی: بر این اساس، رهبری جمهوری اسلامی معتقد است: «همه مسئول سرنوشت کشور و اسلام هستند، چه در نسل حاضر و چه در نسل های آتیه [2]و گمان نمی کنم که نقش و اهمیت انتخابات بر کسی پوشیده باشد». بحمدالله هر چه از عمر با برکت انقلاب شکوهمند اسلامی می گذرد، مردم مسلمان و متعهد کشور به اهمیت حضور و نقش تعیین کنندة خود در تمامی صحنه های انقلاب آشناتر می شوند و راز دوام، بقا و استحکام قیام الهی خود را بهتر کشف می نمایند.[3] از طرفی مقام معظم رهبری این حضور را حضوری مسئولانه می داند: «وظیفه آحاد عظیم ملت هم این است که در این حادثه بسیار مهم که به سرنوشت کشور مربوط می شود، به طور دلسوزانه و مسئولانه شرکت کنند».[4] از طرفی ایشان انتخابات را مظهر اقتدار ملی می داند: «... اگر ملت عزیز ایران بتواند در این انتخابات، آرای فراوان خود را به میدان بیاورد و حضور مردمی، حضور چشمگیری باشد، این بزرگ ترین مظهر اقتدار و عزت ملی است».[5]

ج) ویژگی های انتخاب مردم: طبق اندیشه رهبران دینی ما، انتخابات نمایندگان مجلس توسط مردم یک اصل است و این اصل به دلیل ویژگی های ذیل است.

1. مسئولیت پذیری همگانی.[6]

2. عدم مسامحه در انتخابات.[7]

3. شرکت در انتخابات برای حفظ حیثیت اسلام و مصالح کشور.[8]

4. مبتنی بودن سرنوشت کشور بر انتخابات.[9]

د) اصول انتخاب مردم: مقام معظم رهبری چند مسئله اساسی را در انتخاب مردم، شرط می داند.

1. مسئله حضور مردم: ایشان معتقد است که هر کس به نظام اسلامی علاقه دارد، در این انتخابات شرکت خواهد کرد و انتخابات را یک تکلیف الهی و اسلامی محاسبه می کنند. کسانی که به مسائل دینی توجه ندارند نیز باید به چشم یک تکلیف وجدانی و ملی به آن بنگرند.[10] علاوه بر این باید انتخابات را یک آزمایش بزرگ بدانند. بنابراین مقام معظم رهبری، حضور مردم را یک آزمایش بزرگ و شرکت در آن را یک تکلیف الهی، اسلامی، وجدانی و ملی می داند. حضرت آیت الله خامنه ای در اجتماع عظیم مردم یزد، با تشکر صمیمانه از ابراز احساسات گرم و پرشور آنان، اعتماد به نفس ملی را از عوامل اصلی توفیقات ملت ایران در میدانهای مختلف خواندند و با اشاره به اهمیت فراوان انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی، حضور گسترده و همه جانبه مردم در این انتخابات، تلاش برای شناسایی و انتخاب نامزدهای اصلح و مراعات رفتار صحیح انتخاباتی و پرهیز از تخریب نامزدها، را ضروری برشمردند.[11]

ایشان یکی از اهداف دشمنان اسلام را بی رونق کردن انتخابات و شرکت نکردن مردم در آن می داند که مردم باید نسبت به آن هوشیار باشند: «دشمن چشم دوخته است که انتخابات بی رونقی بشود، برای آنها این مهم است در درجه اول، دشمن مایل است که انتخابات، بی رونق شود.» [12]

2. ویژگی های حضور: از مهم ترین ویژگی های حضور مردم در انتخابات به این شرح است:

1ـ2. حضور حداکثری است: یکی از بزرگ ترین شاخص های مردمی بودن حکومت ها در دنیا، شرکت مردم در انتخابات و گزینش های بزرگ ملی است. از نظر رهبری، اگر مردم حضور حداکثری داشته باشند، نتایج ذیل حاصل می شود:

الف) کشور بیمه می شود: مقام معظم رهبری معتقد است: «حضور مردم در انتخابات، کشور را بالفعل بیمه می کند. انتخابات نشان دهنده واقعی حضور مردم در صحنه سیاسی کشور است. هر انتخاباتی که پر شور «برگزار» شود، کشور را بیمه می کند».[13]

ب) اقتدار حکام افزایش می یابد: «اگر ملت عزیز ایران بتواند در این انتخابات آرای فراوان خود را به میدان بیاورد و حضور مردمی، حضور چشمگیری باشد، این بزرگ ترین مظهر اقتدار و عزت ملی است». [14]

ج) آینده دولت را تضمین می کند: «حضور شما، پایداری انقلاب را محکم می کند و به مدیران آینده کشور جرأت و قدرت کار می بخشد و آینده را تضمین می کند».[15]

د) اثبات نظام مردم سالاری است: «حضور [شما] در پای صندوقها، نشان دادن مردم سالاری در این کشور، تقریباً از همه کشورهای غربی و کشورهای لائیک بیشتر بوده و این دفعه هم به فضل الهی همین طور خواهد شد».[16]

هـ)موجب پیشرفت و زنده شدن فضای زندگی خواهد شد: «حضور مردم زنده کنندة فضای زندگی در یک کشور است. وقتی مردم در سیاست دخالت نکنند و نسبت به اوضاع سیاسی اظهار نظر و دلسوزی نکنند و ندانند که چه کسی آمد و رفت و چه کسی مسئولیت پیدا کرد و ندانند که با چه کسی مبارزه می کنیم و به کدام سمت می رویم، کشور پیش نخواهد رفت.»[17]

2ـ2. حضور به همراه انتخاب اصلح: از نظر مقام معظم رهبری، مسئله انتخابات مسئله سپردن سرنوشت بخش عمده امکانات کشور به یک نفر و یک مجموعه است و سرنوشت مسائل اقتصادی، فرهنگی، روابط خارجی و مسائل گوناگون دیگر تا حدود زیادی به این قضیه وابسته است؛ از این رو «مردم وظیفه دارند، به ملاکهای دینی و شرعی و انقلابی نگاه کنند، به روابط و قوم و خویشی و این طایفه و این طور چیزها نگاه نکنند؛ ببینند واقعاً چه کسی با معیارهای الهی و انقلابی مناسب تر و به آن نزدیک تر است، او را انتخاب کنند و با شور و شوق به عنوان یک وظیفه در این کار دخالت کنند».[18] ایشان معتقد است که انتخاب فرد اصلح و دارای تقوا و تدبیر، وظیفه ای شرعی، عقلی و انقلابی است و کوتاهی در این امر، یا (کوتاهی) در حضور پای صندوق های رأی، خسارت های جبران ناپذیری به بار خواهد آورد.[19]

هـ) راههای شناخت نمایندگان مجلس:

1. تشخیص خود فرد: امام خمینی (ره) راه های شناخت نامزدهای شایسته را به مردم گوشزد می کند و می فرماید: «احدی شرعاً نمی تواند به کسی کورکورانه و بدون تحقیق رأی بدهد».(22) ایشان همچنین می فرماید: «فرض کنید که اگر همة کسانی که در رأس[اند] پیشنهاد بکنند که فلان آدم را شما وکیل کنید، لکن شما به نظرتان درست نباشد، جایز نیست شما تبعیت کنید، باید خودتان تشخیص بدهید که آدم صحیحی است تا اینکه بتوانید رأی بدهید».(23)

2. شناخت سوابق اشخاص: امام (ره) می نویسد: «امید است ملت مبارز و متعهد، به مطالعه دقیق در سوابق اشخاص و گروهها، آرای خود را به اشخاصی بدهند که به اسلام عزیز و قانون اساسی وفادار باشند».(24) ایشان در جایی دیگر می فرمایند: «در هر حال، مردم با بصیرت و درایت و تحقیق، کاندیداهایی را شناسایی کردند و به سوابق و روحیات و خصوصیات دینی ـ سیاسی نامزدهای انتخاباتی توجه نمایند».(25)

3. معرفی روحانیون متعهد: امام معتقد است: اگر برای کسی شناخت نامزد مشکل باشد، می تواند از طریق «معرفی روحانیون متعهد در شهرستانها یا اشخاص متدین موجه که گرایش به چپ و راست یا دسته ای نداشته باشند»،(26) به انتخاب بپردازد.

4 مشورت با علما و اشخاص مورد اعتماد: در نظر امام «مردم با علما و اشخاص مورد اعتمادشان مشورت کنند، بعد به هر کس که خواستند رأی دهند». (27)

دوم. نامزدهای انتخابات:

در نظام جمهوری اسلامی، نمایندگی شأن مهمی است. کسی که نامزد پست های حکومتی می شود، باید بداند که در چه نظامی وارد صحنه شده است؛ زیرا نظام های سیاسی، تفسیر و تلقی یکسانی از پست های حکومتی ندارند. در نظام غربی، پست های حکومتی ماهیت قدرت مدارانه دارند و انتخابات، عرصه مسابقه و رقابت خواهد بود و این رقابت در جهت کسب قدرت سیاسی است که این برگرفته از اندیشه غرب است که اعتقاد دارد علم تولیدکنندة قدرت است، از این رو رقابت انتخاباتی نامزدها، رقابت در قدرت طلبی است. اما در نظام اسلامی، پست های حکومتی ماهیت قدرت مدارانه ندارد؛ قدرت از آن خداست و اگر مقام و منصبی در نظام اسلامی است، نه برای تصاحب قدرت که برای جلب رضای الهی، در خدمت به بندگان او، عدالت گستری است. بنابراین چگونه آمدن و چگونه ماندن یک نماینده، بسیار مهم است.

الف) چگونه آمدن: طبق قانون اساسی شخصی که در انتخابات نمایندگی مجلس برای انتخاب شدن شرکت می کند، باید پیش از شروع انتخابات، آمادگی خود را رسماً اعلام دارد. وی باید صفات و شرایط لازم این مقام را دارا باشد.

بر طبق اندیشه های امام و مقام معظم رهبری، نماینده مجلس باید دارای ویژگی های ذیل باشد:

1. صالح و دیندار: یک نماینده باید «صد در صد مسلمان و معتقد به احکام اسلامی و معتقد به اجرای احکام اسلام و مخالف با مکتب های انحرافی و معتقد به جمهوری اسلامی باشد».[20] علت چنین شرطی این است که با این مقدمه، بسیاری از مشکلات یا پیش نمی آید یا اگر پیش بیاید، نماینده در صدد رفع آن برمی آید: «اگر [نماینده] شایسته و متعهد به اسلام و دلسوز برای کشور و ملت باشد، بسیاری از مشکلات پیش نمی آید و مشکلاتی اگر باشد، رفع می شود».[21]

2. اخلاص در عمل: از دیگر شرایط نماینده، اخلاص در عمل است. مراد از اخلاص آن است که کارها به انگیزه الهی و برای رضای خداوند باشد. از نظر رهبر دینی انقلاب اسلامی، کار یک نماینده باید نه فقط رضای مردم، بلکه کسب رضای خداوند باشد. کار مسئول امور و صاحب منصب در نظام اسلامی، فقط مواجهه با مردم نیست، اگر با خدا متصل نباشد، کار برای مردم و خدمت به آنها، یعنی همان مسئولیت اصلی ای که دارد، معطّل خواهد ماند.[22] ایشان معتقد است «هنر مردم شهرهای مختلف کشور این است که از میان این نامزدها، بهترین افراد را از لحاظ ایمان، اخلاص، امانت، دینداری و آمادگی برای حضور در میدانهای انقلاب انتخاب کنند و به کسانی رأی دهند که نسبت به نیازهای مردم دردشناس ترین و دردمندترین افراد باشند.»[23]

3. جدایی از جریان نفاق: بر طبق اندیشه رهبران ما، یک نماینده واقعاً باید به اسلام معتقد باشند؛ نه فقط در ظاهر به آن اظهار نمایند. امام خمینی در این باره می فرماید: «همه چیز ما باید روی موازین اسلامی باشد. افرادی که تعیین می شوند، باید کسانی باشند که به درد اسلام و جمهوری اسلامی بخورند و عقیده شان هم این باشد که اسلام خوب است، نه فقط اظهار کنند، ولی عقیده نداشته باشند، کما اینکه در اول انقلاب، خیلی ها اظهار اسلام می کردند».[24]

4. دلسوز باشد: در اندیشه رهبران، «دلسوزی» شرطی مهم برای انتخاب نمایندگی است.[25] از نظر مقام معظم رهبری بیشتر مشکلات ملت ها در هر جا که رنجی برده اند، این بوده که مسئولان دلسوزی که تنها همتشان بر طرف کردن مشکلات مردم باشد در میان آنها یا نبوده اند یا کم بوده اند:[26] «امید آن دارم که با وحدت کلمه و کوشش، در راه التیام بین قشرهای مختلف، موفق شوید که نمایندگانی متعهد، متفکر، دلسوز به ملت و به خصوص طبقه مستضعف و خدمتگزار به اسلام و مسلمین [باشید]».[27]

5. معتقد به اسلام، جمهوری اسلامی و قانون اساسی: این شرط از شرایط اصلی و حساس برای انتخاب نمایندگان است. این حساسیت به اندازه ای است که امام خمینی(ره) می فرماید: «من متواضعانه از شما می خواهم که حتی الامکان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نمایید و اشخاص اسلامی، معتقد، غیر منحرف از صراط مستقیم الهی را در نظر بگیرید و سرنوشت اسلام و کشور خود را به دست کسانی دهید که به اسلام و جمهوری اسلامی و قانون اساسی معتقد و نسبت به احکام نورانی الهی متعهد باشند و منفعت خود را بر مصلحت کشور مقدم ندارند».[28]

6. شجاع باشد: بسیاری از ملت ها به این دلیل پیشرفت نکرده اند که رؤسا و مسئولانشان، شجاعت نداشته اند، پس «کسانی را که انتخاب می کنید، باید مسائل را تشخیص دهند، نه افرادی باشند که اگر روس یا آمریکا یا قدرت دیگری تشری زد بترسند، باید بایستند و مقابله کنند».[29] مقام معظم رهبری معتقد است: «این ملت، چون ملت شجاع و آزاده ای است، ملتی است که تهدید قدرت های مستکبر جهانی او را به عقب نمی نشاند، بنابراین نماینده او هم باید شجاع باشد و نترسد، شجاعت در مقابل دشمن، شجاعت در مقابل باطل، شجاعت در پذیرش حرف حق».[30]

ب) چگونه ماندن: وقتی ملت توانست با انتخاب درست خود بر عرصة سیاست تأثیرگذار باشد، باقی ماندن یک نماینده بر این موقعیت، مهم ترین دغدغه او خواهد بود و این مسئله به تدبیر و عمل سیاسی نماینده منتخب وابسته است.

به موجب اصول قانون اساسی، نماینده در حدود اختیارات و وظایفی که به موجب قانون اساسی یا قوانین عادی به عهده دارد، در برابر ملت، رهبر مسئول است. این مسئولیت را می توان در اندیشه رهبران دید؛ مهم ترین مسئولیت نمایندگان در اندیشه رهبران دینی به این شرح است:

1ـ عدم تجمل و اسراف در زندگی: در نظر مقام معظم رهبری «مسئولان نظام اسلامی نباید در رفتار و عمل خودشان، مسرفانه و متجملانه زندگی کنند و بالاتر از آن، نباید طوری زندگی کنند که روش اسراف آمیز و تجمل آمیز را به یک فرهنگ تبدیل کنند».[31]

2ـ تلاش در راه حفظ استقلال کشور و عزت ملّی: از دیدگاه ایشان «این مجاهدت، تنها راهی است که ما در پیش داریم و باید نگذاریم، در عزم خودمان فتوری به وجود بیاید. این مجاهدت در میدان های گوناگونی است که اهم آنها، یکی مجاهدت در راه حفظ استقلال کشور و عزت ملی در برابر سیاست توسعه طلبی و انحصارطلبی ای است که آمریکا در نگاه چند ساله اخیر به دنیا دارد».[32]

3ـ مجاهدت در راه نشر فرهنگ اسلام و تفکر دینی: عامل دیگر مجاهدت در راه «نشر فرهنگ اسلام ناب و تفکر دینی و ترویج تفکری است که به بیداری دنیای اسلام انجامید، ترویج این تفکر در دنیای اسلام، چیزی است که در هیچ نقطه ای از دنیای اسلام، در زمان ما و لااقل قرن ها پیش از زمان ما سابقه نداشته است».[33]

امام خمینی (ره) نیز معتقد است، یک نماینده باید مدافع اسلام ناب محمدی باشد: «مردم [به افرادی] رأی دهند که متعهد به اسلام و وفادار به مردم باشند... و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدی (ص) باشند».[34]

4ـ مجاهدت در راه گسترش آبادانی و توسعه زندگی مردم کشور: رهبری معتقد است: «میدان دیگر، میدان مجاهدت برای گسترش آبادانی و توسعه زندگی مردم در داخل کشور است؛ البته بار عمده این مجاهدت، بر دوش دستگاه های اجرایی کشور است».[35]

5ـ مجاهدت برای بسط عدالت و رفع تبعیض و جلوگیری از تطاول بیت المال: «یکی از دشوارترین میدانهای مجاهدت، میدان مجاهدت برای بسط عدالت است... تا وقتی در جامعه عدالت باشد، تبعیض نباشد، نگاه متفاوت به اشخاص و قشرها نباشد و امتیازطلبی های زیادی و نابحق و نابجا در جامعه وجود نداشته باشد، مردم بر خیلی از ناکامی ها صبر می کنند».[36] از نظر رهبری «وظیفه بزرگ امروز، بر طرف کردن مشکلات زندگی مردم است؛ چه مشکلات اقتصادی که در درجه اول است و چه مشکلات دیگر که آنها هم مسائل مردم است. وظیفه اول و اساس تکلیف ما، به عنوان مسئول، خدمت به مردم است».[37]

6ـ مبارزه با فقر و فساد و تبعیض: «بنده باز هم با صدای بلند اعلام می کنم که مسئولان کشور، چه در قوّه مجریه، چه در قوّه قضائیه و چه در قوّه مقننه، باید با فقر، فساد و تبعیض در این مملکت، مبارزه کنند. اگر بخواهند وضع امنیت کشور را، وضع معیشت مردم را، وضع عزت بین المللی ما را تأمین کنند، راهش مبارزه با همین هاست».[38]

7ـ پاسخ گویی: حضرت آیت الله خامنه ای می فرماید: «مسئولان بلندپایه کشور، قوای سه گانه، همه باید پاسخگو باشند؛ پاسخگوی کار خود، پاسخگوی تصمیم خود، پاسخگوی سخنی که بر زبان آورده اند و تصمیمی که گرفته اند».[39]

8ـ معیار قرار دادن اسلام و قرآن.[40]

9ـ پایبندی به همه ارزش ها و حرکت بر اساس آن.[41]

10ـ عمل به قانون اساسی و خدمت به مردم و جلب محبت و اعتماد آنان.[42]

سوم. ارتباط نامزدها با مردم

در عرصه رقابت انتخاباتی، آنچه دو سوی انتخابات (مردم و نامزدهای انتخابات) را به هم پیوند می زند، ساز و کار تبلیغات است. «ترانس کوآلتر» می گوید: «تبلیغات تلاشی است که توسط برخی افراد یا گروه ها، با بهره گیری از وسایل ارتباطی برای کنترل، تغییر یا شکل دادن نگرش دیگر گروه ها انجام می شود».[43]حضرت امام خمینی (ره) در تعریف تبلیغات معتقد است: «تبلیغات همان شناساندن خوبی ها و تشویق به انجام آن و ترسیم بدی ها و نشان دادن راه گریز و منع از آن است».[44]

حال سؤال این است که نامزدهای انتخاباتی در نظام جمهوری اسلامی، باید چه معیارها و ضوابطی را برای تبلیغات رعایت کنند. در اندیشه رهبران ما، انتخابات در کشور مسابقه ای برای خدمت است؛ نه مسابقه ای برای کسب قدرت، پس در منطق اسلامی، قدرت، عزت، آبرو، خوشنامی و امکانات، فقط و فقط برای خدمت به مردم و حرکت دادن خود و جامعه و کشور در راه نظام مقدس اسلامی و رسیدن به آرمان های بلندی است که انسان ها نیاز دارند. بنابراین هر کس که آماده است تا بیش از دیگران زحمت بکشد و توقعی را که مسئولان کشورهای دیگر از مقام و موقعیت خود دارند، نداشته باشد، داخل این میدان شود.[45]

بنابراین، ملاک های تبلیغات اسلامی در انتخابات، از دیدگاه رهبران انقلاب اسلامی دارای ویژگی های ذیل است:

1ـ ارزش های نظام اسلامی را تخریب نکنند.

2ـ به تخریب یکدیگر نپردازند.

3ـ آمارهای دقیق را به مردم ارائه نمایند.

4ـ در کمال صداقت با مردم سخن بگویند و عقیده و نیت واقعی شان را بازگو کنند.

5ـ وحدت ملی را خدشه دار نکنند.

6ـ وعده های ناممکن به مردم ندهند و سطح مطالبات مردم را بالا نبرند.

7ـ از تبلیغات پر هزینه خودداری کنند: «در تبلیغات انتخابات که آزمایش عظیمی برای ملت است، مراقبت شود که مخارج بیش از [حد] متعارف و زیادی و اسراف گونه انجام نگیرد».[46] همچنین ایشان می فرمایند: «در شناخت نامزدها، نباید تبلیغات رنگین و متنوع و یا وعده های بزرگ و غیرعملی عمران و آبادانی را ملاک قرار داد، چرا که اینگونه کارها وظیفه دولت است و وظیفه نماینده مجلس شناخت و تصویب قوانین مورد نیاز و مشخص کردن مسیر حرکت قوای مجریه و قضاییه است.»[47]

8 ـ رعایت اخلاق اسلامی در انتخابات: «از آقایان کاندیداها و دوستان آنان انتظار دارم که اخلاق اسلامی ـ انسانی را در تبلیغ برای خود و کاندیداهای خویش مراعات و از هرگونه انتقاد از طرف مقابل که موجب اختلاف و هتک حرمت باشد، خودداری نمایند که برای پیشبرد مقصود، ولو اسلامی باشد، ارتکاب خلاف (اخلاقی و فرهنگی)، مطرود و از انگیزه های غیر اسلامی است».[48] رهبری در دیدار مردم یزد نیز فرمودند: «هتک آبرو و تخریب افراد در شب نامه ها، مطبوعات، پایگاههای اینترنتی و دیگر وسایل، به هیچ وجه صحیح و مصلحت نیست و اینجانب درخواست و اصرار می کنم که علاقه مندان نامزدها فقط به تبلیغ و تعریف از افراد مورد نظر خود بپردازند و از روشهای تخریبی معمول در برخی کشورها به شدت پرهیز کنند.»[49]

9. رعایت کمال آرامش و عدم ایجاد جو بحران در انتخابات: «من بسیار مایل هستم که گروه هایی که متعهد و معتقد به جمهوری اسلامی و خدمتگزار به اسلام هستند، در مبارزات انتخاباتی کمال آرامش را در تبلیغ کاندیداهاشان رعایت نمایند و نسبت به یکدیگر تفاهم و صمیمیت و اخوت اسلامی داشته باشند و از تفرقه و کدورت شدیداً احتراز کنند».[50]

10ـ عدم استفاده از اموال عمومی در انتخابات: «اینجانب به هیچ وجه و به هیچ کس اجازه نمی دهم تا از سهم مبارک امام (ع) یا از اموال دولت و اموال دفاتر و سازمانها و مجامع و اموال عمومی خرج انتخابات کند». [51]

خلاصه آنکه نماینده، از زمان آمدن تا زمان رفتن، نسبت به مردم، قانون اساسی، انقلاب اسلامی و دفاع از اندیشه ولایت مطلقه فقیه مسئول است و در این مسئولیت، باید در همه لحظه ها خدا را حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار خود بداند تا بتواند وظایف خود را به منصه عمل برساند.

پی نوشت ها:

 

 

* . دانشجوی دکترای انقلاب اسلامی، عضوهیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی لاهیجان

[1] . اصل 62 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.

[2] . 15/3/68، صحیفه نور، ج 21، ص 187.

[3] . صحیفه نور، ج 20، ص 193.

[4] . سخنرانی مقام معظم رهبری در اجتماع مردم گیلان، اردیبهشت 1380.

[5] . همان،1/1/1380.

[6] . صحیفه نور، ج 12، ص 6.

[7] . همان، ج 18، ص 198.

[8] . همان، ج 12، ص 7ـ 6.

[9] . همان، ج 18، ص 253.

[10]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 18/1/1378.

[11]. سخنرانی مقام معظم رهبری ، ۱۳۸۶/۱۰/۱۲

[12]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 18/1/1378.

[13]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 15/7/1377.

[14]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 1/1/1380.

[15]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 23/4/1368.

[16]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 18/3/1380.

[17]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 22/9/1368.

[18]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 14/11/1372.

[19]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 23/4/1368.

[20] . صحیفه نور، ج 12، ص 75.

[21] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 25/9/1379

[22] . همان

[23] . سخنرانی مقام معظم رهبری، ۱۳۸۶/۱۰/۱.

[24] . صحیفه نور، ج 18، ص 179.

[25] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 24/11/1382.

[26] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 4/3/1378.

[27] . صحیفه نور، ج 11، ص 273، 28/11/58.

[28] . همان، ص 269.

[29] . همان، صحیفه نور، ج 18، ص 198.

[30] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 24/11/1382.

[31] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 25/9/1379.

[32] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 19/6/82.

[33] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 19/6/82.

[34] . 11/1/67، صحیفه نور، ص 194.

[35]. سخنرانی مقام معظم رهبری، 19/6/1382.

[36] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 19/6/1382.

[37] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 1/1/1378.

[38] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 7/1/1379.

[39] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 26/1/1383

[40] . 30/9/1370 و صحیفه نور، ج 12، ص 7، 22/12/58.

[41] . 23/2/1379 و صحیفه نور، ج 11، ص 273، مورخه 28/11/58.

[42] . 29/3/1379 و صحیفه نور، ج 21، ص 187، مورخه 15/3/68.

[43] . تبلیغات و جنگ روانی، ترجمه حسین حسینی، (تهران: دانشگاه امام حسین (ع))، 1372، ص 96.

[44] . روزنامه رسالت 15/1/68.

[45] . سخنرانی مقام معظم رهبری، 11/2/1380.

[46] . خطبه دوم نماز جمعه تهران، شنبه 29 اردیبهشت 1380.

[47] . سخنرانی مقام معظم رهبری، ۱۳۸۶/۱۰/۱۲ .

[48] . صحیفه نور، ج 11، ص 187.

[49] . سخنرانی مقام معظم رهبری، ۱۳۸۶/۱۰/۱۲.

[50] . صحیفه نور، ج 11، ص 188.

[51] . همان، ج 2، ص 101.

 



 نگاشته شده توسط رضا کرمی نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 17 اسفند 1390  ساعت 10:48 ق.ظ

منابع مقاله:
 

پایگاه تحلیلی-تبیینی برهان، استکی، امیر؛

 


 

«امنیت انتخابات» و برداشتی که ناظران بیرونی یعنی مردم از آن دارند، تحت تأثیر عواملی قرار می گیرد که از آن ها به تصویر واقعیت یاد می کنند، تصویری که به شکل آگاهانه یا غیر آگاهانه به سمتی هدایت می شود که نتیجه ی امنیتی به دنبال دارد...
در مردم سالاری دینی که نوعی نظام سیاسی است و مبتنی بر ویژگی های بومی ایران اسلامی طراحی شده است، انتخابات ابزاری مهم در فرآیند انتقال قدرت است. از آن جایی که فرآیند انتقال قدرت و ویژگی های این فرآیند نشانگر میزان ثبات، کارآمدی و توانمندی یک نظام سیاسی است و هم چنین تأثیراتی که این فرآیند بر میزان مشروعیت جامعه شناختی یک نظام سیاسی می تواند داشته باشد، از این رو انتخابات و صحت برگزاری آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
هم چنین با توجه به شرایط جامعه ی سیاسی ایران و تنوع قومیتی موجود در کشور و نیز با توجه به این که انتخابات مجلس در قیاس با انتخابات ریاست جمهوری با این مسأله (تنوع قومیتی) نزدیکی بیش تری دارد، از این رو برگزاری درست آن عامل مهمی در افزایش همگرایی و جلوگیری از تشتت بین اقوام مختلف است. اهمیت این مسأله زمانی آشکارتر می شود که ما تلاش های منسجم دشمنان در رابطه با القای فضای تشتت و نارضایتی در کشور را در نظر بگیریم.

آنچه مراد ما از امنیت انتخابات است آن دسته عواملی است که بر برگزاری انتخابات به شکل درست و صحیح آن تأثیر می گذارند. توجه به این نکته لازم است که رویکرد نظام مردم سالار جمهوری اسلامی همواره برگزاری انتخابات ها در بیش ترین درجه ی ممکن از صحت و سلامتی بوده است و از این رو چنین رویکردی باعث توجه و اهتمام زیاد به ارگان ها و نهادهای مجری و ناظر بر این فرآیند در ساختار نظام سیاسی جمهوری اسلامی است.
وجود ابزاری نظارتی به نام شورای نگهبان که یک نهاد فرا حکومتی است در کنار توجه به نوع نیروهای عملیاتی برگزار کننده ی انتخابات که عمدتاً از معتمدین محلی و افراد وجیه در نزد ساکنین حوزه های رأی گیری تشکیل می شوند، امنیت روانی لازم برای انتخابات را در مرحله ی اجرا تضمین می کند. ولی این تمام موضوع نیست
امنیت انتخابات و برداشتی که ناظران بیرونی یعنی مردم از مقوله ی امنیت انتخابات دارند، تحت تأثیر عواملی قرار می گیرد که به نوعی از آن ها به «تصویر واقعیت» یاد می کنند. عواملی که می توان از جمله ی آن ها به نوع و سمت و سوی رقابت های انتخاباتی، نوع تبلیغات و چگونگی هزینه کرد در آن، نوع عملکرد رسانه ها، نوع افراد حاضر در رقابت انتخاباتی و ... اشاره کرد.

آنچه مطمح نظر ما در این نوشته است، بررسی اجمالی موضوعات یاد شده و به ویژه رقابت ها و تبلیغات انتخاباتی و تأثیر آن بر امنیت انتخابات است. در این بررسی سعی بر این است که ابتدا با تمرکز بر مفهوم مطرح شده ی «تصویر واقعیت» ابتدا نسبتی که رقابت های انتخاباتی با این مفهوم ایجاد می کنند، روشن شود و سپس این نسبت در رابطه با مسأله ی انتخابات آینده بررسی شود. همان گونه که گفته شد، وجود ساختارهای آزموده شده در برگزاری انتخابات در ساختار نظام سیاسی جمهوری اسلامی که مهم ترین آن ها شورای نگهبان و عوامل اجرای معتمد محلی و مردمی هستند.
توجه به موفقیت این روش برگزاری و نظارت در طی بیش از 3 دهه ی گذشته از عمر انقلاب، بررسی مسأله ی امنیت انتخابات را بیش تر به بررسی عوامل «بیرون ساختاری» معطوف می کند. آنچه به عنوان «تصویر واقعیت» در بالا مطرح شد، ارتباط مستقیمی با برداشت مردم به عنوان پارامتر محوری در فرآیند انتخابات از مسایل مربوط به انتخابات دارد.

«تصویر واقعیت» به برداشتی ناقص و در اکثر موارد هدایت یافته گفته می شود، برداشتی که یا به شکل آگاهانه و یا غیرآگاهانه به سمتی هدایت می شود. در مسأله ی امنیت انتخابات باید به هر دو نوع این برداشت ها توجه شود. نوع آگاهانه ی آن که عمدتاً محصول رسانه هاست، می تواند نگاه مخاطب بیرونی را به سمت و سویی متمایل کند که احساس خاصی نسبت به صحت انتخابات بیاید. احساسی که می تواند مثبت یا منفی یا ترکیبی از این دو باشد.
این مسأله زمانی اهمیت خود را بیش تر نشان می دهد که ما شناختی درست از ماهیت مسأله ی «جنگ نرم» داشته باشیم. در اینجا هدف، بررسی ابعاد جنگ نرم نیست، از این رو فقط به ذکر همین نکته بسنده می شود که موضوع محوری در این جنگ تغییر تصاویر از حقیقت است. یعنی دشمن، در این جنگ تمام توان خود را به کار می برد که برداشت و نگاه مردم را به خواست خود نزدیک کند. ناگفته پیداست که این خواست در مورد انتخابات تلقین نمایشی، غیر رقابتی و غیر سالم بودن انتخابات است.

این تلاش دشمنان نظام اسلامی همواره با شدت و ضعف متفاوت وجود داشته است و به خودی خود تأثیر قابل توجهی بر روی نگاه مردم به مسأله ی انتخابات نداشته است. اماعواملی وجود دارند که می توانند به اصطلاح خواست دشمن را محقق سازند. مهم ترین آن ها مسأله ی رقابت های انتخاباتی است که خود به هر دو شکل آگاهانه و غیرآگاهانه در ساخت «تصویر واقعیت» نقش دارد.
شکل آگاهانه ی آن عناد و نفاق است ولی آنچه بیش تر باید روی آن تأمل کرد، شکل ناآگاهانه ی آن است. افرادی که نیت بدی هم ندارند ممکن است تحت تأثیر فضای روانی تبلیغاتی یا برای قرار گرفتن در موقعیت بهتری نسبت به رقیب یا رقبای خود دست به اعمال و حرکاتی بزنند که تصورات سه گانه ی نامطلوب و نادرست: «فرمایشی»، «نمایشی» و «غیر سالم بودن» انتخابات را دامن بزند. 
 در این جاست که وجود چنین کدهایی از فضای درون گفتمانی انقلاب راه را برای شکل گیری تصورات یاد شده در ذهن مردم باز می کند که همان گونه که ذکر شد، این مسأله بزرگ ترین چالش را برای امنیت انتخابات در هر سه مرحله به وجود می آورد. برای خارج شدن بحث از حالت انتزاعی آن به چند مورد از این نوع اقدام ها اشاره می شود:

یکی از خسارت بارترین این اعمال نوعی رقابت انتخاباتی است که سعی در نشان دادن این موضوع دارد که یک نامزد یا یک گروه مد نظر رهبر معظم انقلاب هستند. تجربه ی انتخابات ریاست جمهوری 88 به خوبی مؤید آسیب هایی است که این نوع رقابت انتخاباتی می تواند به بار آورد. از طرف دیگر اغلب گروه های اپوزیسیون و رسانه های خارجی سعی در نشان دادن یک گروه یا یک نامزد به عنوان نماینده ی اپوزیسیون نظام دارند تلاشی که نوع تبلیغات پر خرج و آغشته به تهمت و تخریب به آن یاری می رساند.
این خود وقتی در کنار تلاش برای معرفی یک گروه به عنوان نمایندگان حاکمیت و مورد نظر آن قرار می گیرد این تصور را در ذهن مردم ایجاد می کند که نظام خواهان انتخاب شدن یک گروه است و با دو دو تا چهارتایی که به راحتی به دنبال این فرض می آید به این نتیجه می رسد که انتخابات نمایشی است و در نهایت تقلب خواهد شد! در این جاست که فضای انتخابات به علت استفاده ی گروه های معاند و مخالف به سمت امنیتی شدن و التهاب پیش می رود
در این فضا آمادگی ذهنی وجود دارد که با استفاده از آن می توان از احساسات مردم سوء استفاده کرد و به ویژه در مورد انتخابات مجلس و وجود رقابت های قومی و قبیله ای جریان امور را به سمت آشوب و درگیری پیش برد. آشوب و درگیری در فضای یاد شده دیگر صرف یک درگیری میان دو طایفه و یا دو قوم نیست و سمت و سوی آن به طرف مقابله با نظام و تضعیف آن کشیده می شود.

در روی دیگر سکه اگر گروهی که نماینده ی اپوزیسیون جا زده شده اند، انتخاب شوند، این تصور ایجاد خواهد شد که حاکمیت و نظام مورد قبول مردم نیست! یاد آوری فضای بعد از 2 خرداد 1376 به راحتی مؤید آسیب های جدی است که این دو قطبی سازی قادر است به بار آورد. فضایی که در آن نامزد اصلی شکست خورده گزینه ی مورد نظر رهبر و نامزد پیروز به عنوان مخالف نظام جا زده شده بود و فرصت را برای کینه توزان فراهم کرد که تیشه به ریشه ی مقبولیت مردمی نظام بزنند.
در این نوع از فضاها اوضاع حتی وخیم تر نیز خواهد شد. در صورتی که نامزد یا گروه پیروز، آن موردی باشد که به عنوان نماینده ی خواست حاکمیت جا زده شده است. تجربه ی تلخ و نزدیک حوادث پس از انتخابات و فتنه ی پیچیده ای که به دنبال آن آمد، مؤید این تحلیل است. باز باید متذکر شد که انتخابات مجلس این بار در قالب کوچک تر شهرها و با توجه به همان حساسیت های قومی این پتانسیل را دارا می باشد و قراینی وجود دارد که دشمنان در آرزو و تدارک شرایطی مشابه حوادث فتنه ی 88 هستند.

متأسفانه در انتخابات پیش رو هم، بعضی از گروه ها دانسته یا ندانسته به علت اعتبار بسیار زیاد رهبر انقلاب در بین مردم، سعی در انتصاب خود به ایشان دارند و تلاش می کنند که گروه مورد نظر خود را با قراینی به خواست رهبر انقلاب مربوط سازند. حرکات و رفتارهایی که در نهایت می تواند به هزینه کردن از جیب اعتبار و مشروعیت نظام تمام شود. این مصداق گرچه تنها مصداق از آنچه که گفتیم بر شکل گیری «تصویر واقعیت» مؤثر است، نیست ولی مهم ترین آن هاست و حداقل این که تجربه ی سال های اخیر این چنین به ما نشان می دهد. 
اما می شود به موضوعات مهم دیگری نیز اشاره کرد که یکی از آن ها نوع هزینه کردهای گروه های سیاسی در رقابت های انتخاباتی است، به وجود آمدن شبهه ی استفاده از بیت المال در تبلیغات انتخاباتی کافی است تا در کنار عوامل دیگری هم چون عدم شفافیت منابع مالی جریان های سیاسی و ریخت و پاش های زیاد مالی و پاره ای عوامل بیرونی، تصورات نامطلوب سه گانه ی یاد شده را ایجاد کند.

توجه به این نکته بسیار سودمند است که بعضی از گروه ها با توجیهی مبتنی بر ناجی انقلاب بودن گروه خود! چنین سوء استفاده هایی از بیت المال را مجاز می دانند! و به خرج مردم و به کام گروه و دسته ی خود دست به عمل می زنند. در اینجا توجه به این نکته، اساسی است که هرچه ارگان ها و نهادها نسبت نزدیک تری با حاکمیت داشته باشند، احتمال شکل گیری شبهه ی یاد شده بیش تر و ضرر آن نیز به شکلی فزاینده متوجه اساس حاکمیت و نظام خواهد شد.

از دیگر عواملی که می توان نام برد، می شود به حضور شخصیت های حقوقی در رقابت های انتخاباتی اشاره کرد. رییس فلان مجلس یا بهمان ارگان به شکل مشخص قبل از کناره گیری از سمت خود در مقام هدایت و رهبری و نه صرفاً حضور به میدان می آید و راه را برای ایجاد «تصویر واقعیت» دلخواه دشمنان باز می کند. چیزی که باز تجربه های انتخابات های قبلی حاکی از آسیب ناک بودن آن است.
از این دست، مصادیق تعداد بیش تری از جمله وعده های کذب انتخاباتی، تبلیغات زود هنگام با سوء استفاده از امکانات عمومی، بد اخلاقی های انتخاباتی و ... را می شود عنوان کرد که برای پرهیز از اطاله ی کلام از پرداختن به جزییات آن ها خودداری می کنیم و بررسی آن ها را به فرصتی دیگر می سپاریم.

آنچه در این نوشته ذکر شد، بیش تر مربوط به دوران پیش از فرآیند انتخابات است و اصولاً رقابت های انتخاباتی نیز قبل از برگزاری انتخابات مطرح هستند ولی ناگفته پیداست که آسیب های بررسی شده علاوه بر تأثیرات منفی که می توانند در میزان اقبال مردم به انتخابات داشته باشند، تأثیرات مخرب خود را بیش تر در مرحله ی پس از برگزاری انتخابات نمایان می کنند و با توجه به آنچه شرح آن رفت، فضای پس از انتخابات را تلخ و جوّ را ملتهب و امنیتی خواهند کرد.
پس به عنوان جمع بندی باید به ضرورت آگاهی نسبت به تبعات بعضی از رفتارها و اعمال تبلیغاتی اشاره کرد و علاج واقعه را قبل از وقوع جست و اجازه نداد که هیچ گروهی به بهانه های مختلف سعی در ایجاد تصویری از حقایق کند که لطمات اصلی آن متوجه شاکله و اقتدار مردمی نظام جمهوری اسلامی می شود.



 نگاشته شده توسط رضا کرمی نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 17 اسفند 1390  ساعت 10:46 ق.ظ

منابع مقاله:
 

نشریه خراسان - مورخ شنبه 29/11/1390، واعظی، رضا؛

 


 

انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در پیش است .انتخاباتی که با دسته بندی ها و جبهه سازی های جدید هر روز رنگ تازه ای می گیرد و البته از این میان و با رجوع به تجربه های گذشته، مستقل ها هم سهم قابل توجهی دارند . به این که چه جبهه ای برنده این ماراتن باشد کاری نداریم زیرا این جبهه بندی ها همچون گذشته هیچ برنامه ای مشخص برای اداره کشور و این که در مجلس نهم چه خواهند کرد ارائه نداده اند تا به قضاوت عمومی گذاشته شود ولی می خواهم از چند منظر به اصل اهمیت این انتخابات و ضرورت های مشارکت گسترده مردم اشاره کنم که البته نتیجه آن در سطح ملی بسیار حایزاهمیت است. اول این که از حیث  نظری  تقریبا وفاقی  کامل  درباره  تعریف  انتخابات  و رابطه  اش  با مشارکت  سیاسی  و جایگاه  آن  در حکومت های  مردم سالار  وجود دارد. بنا به  ماهیت  مردمی  این  نوع  از حاکمیت، مشارکت  سیاسی  و انواع  آن  در تعیین  خط  مشی های  سیاسی  نقشی  اساسی  دارد زیرا انتخابات   ابزار قدرت  مردم  است . نمود توانایی  بالقوه  مردم  در انتقال  مقام  به  فرد یا گروهی  از نمایندگان  است. فرصتی  برای  جانشینی  یا انتقال  آرام  یک  مقام  است. به  مردم  این  امکان  را می  دهد که  موافقت  یا مخالفت  خود را با سیاست های  عمومی  بیان  کنند و از سوی  دیگر به  ارائه  امیال  و خواسته های  خویش  بپردازند.امکان  رقابت  سیاسی  غیرجابرانه  را فراهم  می  آورد. تغییرات  آرام  را از طریق  مخالفتها و موافقتها میسر می سازد.   حکومت  را از تمرکزگرایی  بازمی  دارد و به  بازتوزیع  قدرت  و منابع  می پردازد.  ابزار رساندن  پیرامون  سیاسی  به  سمت  مرکز و عرصه  سیاسی  است . به  سازمان  یا دولت  مشروعیت  می بخشد نقش  حکومت  شوندگان را در کنترل  و نفوذ بر حکمرانان  اجرا می کند و روشی  است  که  انتقال  منافع  اکثریت  به  سیاست گذاری های  عمومی  را فراهم  می سازد .بنابراین انتخابات در نظام های مردم سالار ، نماد حضور مردم در تعیین سرنوشت خویش است و در واقع راهی برای تحقق اداره جامعه به دست مردم از طریق نمایندگان آن هاست حال این حضور هرچه پررنگ تر باشد زمینه تحقق اراده مردمی بیشتر خواهد شد .این موضوع در کشورما که نوع مردم سالاری آن مبتنی برارزش های اسلامی است و تابع قاعده حق و تکلیف نیز است اهمیتی دوچندان می یابد زیرا هم حضور در انتخابات یک وظیفه شهروندی است و هم یک وظیفه شرعی و دینی است. دوم این که این دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی دارای شرایطی متفاوت از دوره های پیشین به ویژه دوره های انتخابات گذشته مجلس است . اولین انتخابات پس از انتخابات ریاست جمهوری و فتنه سال 1388 است . بنابراین در داخل و خارج از کشور و به ویژه بوق های تبلیغاتی غرب توجه بیشتری به رفتار مردم در این دوره خواهد شد تا ببینند که اتفاقات رخ داده در سال 88 چقدر در رفتار ملت ایران اثر منفی داشته است و یا این که برعکس مردم با درک دقیق اتفاقات و توطئه هایی که درآن زمان تدارک دیده شده بود با آگاهی و درایتی بیشتر در این دوره از انتخابات حاضر می شوند نکته دیگر تحقق مشارکت قاطع مردم در انتخابات ریاست جمهوری دهم است که حدود 85 درصد بود اگر چه تفاوت های زیادی بین انتخابات ریاست جمهوری و مجلس وجود دارد و در ادامه به آن اشاره خواهیم داشت . از سوی دیگر این انتخابات اولین انتخابات پس از جراحی بزرگ اقتصادی کشور یعنی اجرای قانون هدفمندی یارانه هاست . در سطح خارجی هم بیداری اسلامی رخ داده است و تمام نگاه ها متوجه رفتار ملت ایران است که مهم ترین الگو برای مردم منطقه محسوب می شود ضمن این که دشمنان ملت ایران هم بیشتر از همیشه دندان تیز کرده و تهدید می کنند تا شاید ملت ایران را بترسانند بنابراین حضور پررنگ مردم در این انتخابات پیام های داخلی و خارجی بسیاری دارد و در واقع نمایش اقتدار، عزت و همدلی و قدرت ملت ایران است تا نشان دهند که از هیچ کس و هیچ چیز هراس ندارند به ویژه از غربی که اکنون به دلیل بیداری ملت ها و بحران گسترده اقتصادی و سیاسی با مشکلات جدی دست و پنجه نرم می کند و بسیار آسیب پذیر و در مقایسه با گذشته ضعیف تر شده است . سوم این که انتخابات در ایران برخلاف بسیاری از کشورهای حتی مردم سالار مهم ترین عنصر صیانت از کشور و نظام است ارتباط تنگاتنگ نظام با مردم و تبدیل شدن حضور مردمی در ایران به عنوان مهم ترین عنصرتاثیر گذار در تقویت توان ملی این ضرورت را ایجاب می کند که همواره حضور مردم در صحنه های مختلف از جمله در انتخابات گسترده باشد . زیرا مشارکت مردم پایه های نظام را مستحکم می کند، آبروی ملت ایران را زیاد و دشمن را از طمع ورزیدن به کشور و از فکر ضربه زدن و توسعه و فساد و فتنه منصرف می کند. چهارمین نکته واقع بینی در زمینه مشارکت مردم است . بررسی دوره های گذشته انتخابات مجلس و ریاست جمهوری نشان می دهد متوسط مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری بالاتر از انتخابات مجلس یا شوراها یا انتخابات خبرگان رهبری بوده است. متوسط مشارکت مردم در ۱۰ دوره انتخابات ریاست جمهوری حدود 70 درصد است حال آن که متوسط مشارکت مردم در انتخابات مجلس برخلاف رقابت های محلی و حتی قبیله ای که معمولا در آن موثر است کمتر از 60 درصد بوده است .
در انتخابات ۸ دوره گذشته مجلس بیش از 165 میلیون رای به صندوق ها ریخته شده که بیشترین درصد مشارکت در دوره پنجم با 71 درصد بوده است ، بنابراین انتظار مشارکت بالای مردم آن هم درحد انتخابات ریاست جمهوری انتظاری غیر منطقی به نظر می رسد . در هر حال جدای از این مسائل عملکرد ملت ایران نشان داده است که همیشه موقعیت و اولویت های اصلی کشور را بهتر از بازیگران عرصه سیاست درک می کنند و همواره برای صیانت از نظام در میدان حاضر بوده اند . شاخصه ای که در مراسم 22 بهمن ماه امسال به خوبی نمود یافت و اعتراف رسانه های غربی را هم در پی داشت.



 نگاشته شده توسط رضا کرمی نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 17 اسفند 1390  ساعت 10:38 ق.ظ

منابع مقاله:
 

پایگاه جبهه متحد، ؛

مردم ما طی 3 دهه گذشته نشان داده اند که علی رغم همه مشکلات و سختی های پیش رو همواره پشتیبان نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده و به عنوان یک نمونه بارز می توان به شرکت گسترده آنها در انتخابات مختلف طی 30 سال گذشته اشاره کرد.
طی سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی و علی رغم وجود تحریم های گسترده، جنگ تحمیلی و ناامنی در برخی نقاط کشور بواسطه فعالیت گروهک های ضدانقلاب، حضور حداکثری مردم در پای صندوق های رأی موید این مطلب بود که آنها همواره پاسدار آرمان های امام (ره) و انقلاب هستند.

در همین راستا در استان کردستان بمانند سایر نقاط کشور طی 3 دهه گذشته انتخابات بدون هیچ گونه خللی برگزار شده و بر اساس آمارهای موجود میانگین شرکت کنندگان در انتخابات از میانگین کشوری بیشتر بوده است.

این در حالی است که طی 8 سال جنگ تحمیلی دشمن داخلی و خارجی در تلاش بودند تا با استفاده از تمام امکانات خود حتی خللی چند ساعته در روند برگزاری انتخابات ایجاد کنند که با تدبیر مسئولین و حضور گسترده مردم این امر هیچ گاه محقق نشد.

طی این سال ها مجریان برگزاری انتخابات تمام امکانات موجود را به کار بسته اند تا انتخاباتی سالم و شفاف را در کشور برگزار نمایند و انتخابات پیش رو نیز می تواند به عنوان برگ زرین دیگری در پرونده مجریان و دست اندکاران انتخابات ثبت شود.

انتخابات 12 اسفندماه از چند نظر حائز اهمیت است، اول اینکه اجماع کشورهای غربی در راستای تشدید تحریم های اقتصادی این شائبه را در آنها ایجاد نموده که مردم ما در انتخابات شرکت نمی کنند.

دراین راستا دشمن طی ماه های گذشته تمام امکانات سخت افزاری و نرم افزاری خود را به منظور فشار اقتصادی بر کشور بکار بسته تا شاید به خیال خود مردم را نسبت به انقلاب دلسرد کند، غافل از این که مردم ما همواره در بحران های مختلف و فشارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی نشان داده اند که ذره ای از آرمان های امام، انقلاب و شهدا کوتاه نمی آیند و در هر شرایطی پشتیبان ولایت مطلقه فقیه هستند.

مردم ولایت مدار ما در همه لحظات حساس نشان داده اند که با تمام توان در راه حفظ مصالح نظام مقدس جمهوری اسلامی ثابت قدم بوده و به آن وفادارند.

تهدیدهای نظامی کشورها غربی و آمریکا و رژیم اشغالگر قدس را می توان یکی دیگر از راهکارهای دشمن برای ایجاد ترس و واهمه در مردم برای عدم مشارکت در انتخابات پیش رو دانست.

طی ماه های گذشته دشمنان با این استراتژی که قصد حمله نظامی به کشور را دارند در صدد کاهش مشارکت مردم در انتخابات بودند که این بار نیز با تدبیر رهبر فرزانه انقلاب نقشه های آنها نقش بر آب شد.

رهبری با هوشمندی و درایت فراوان که خاصه رهبری جامع الشرایطی ایشان است، با تدبیری عالمانه این بار نیز در این راستا پاسخ دندان شکنی به دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی داده و مثل همیشه آنها را ناامید کردند.

حضور معظم له در استان کرمانشاه و استقبال بی نظیر مردم کرد ولایت مدار غرب کشور از ایشان که با پوشش رسانه های داخلی و خارجی صورت پذیرفت، نقطه پایانی بود بر خواب های بدون تعبیر دشمنان  و سرآغاز کابوسی همیشگی که به آنها یادآوری می کرد مردم ما همواره پیرو ولایت هستند.

و اینگونه بود که این بار نیز نقشه دشمنان برای ایجاد تفرقه در بین مردم و کاهش مشارکت در انتخابات بی اثر ماند.

اما با این حال مردم با هوشیاری تمام باید این نکته مهم و اساسی را همواره مد نظر قرار دهند که دشمنان حتی لحظه ای از ایجاد توطئه در قبال ملت ما کوتاه نخواهند آمد و پس از هر بار شکست از راهی دیگر در صدد ضربه زدن به نظام مقدس جمهوری اسلامی بر خواهند آمد.

ایجاد شبهه در برگزاری انتخابات آخرین حربه ای است در دستور کاری دشمنان خارجی و عوامل فتنه و ضدانقلاب داخلی قرار گرفته است.

بر این اساس آنها در تلاشند که انتخابات پیش رو را انتخاباتی ناسالم جلوه داده تا شاید از میزان مشارکت مردم در این آزمون بزرگ کاسته شود.

احیای کارکردهای مخرب فتنه 88 و دامن زدن به شایعات از مهم ترین استراتژی های دشمنان برای مایوس کردن مردم در خصوص شرکت در انتخابات است.

بر این اساس به منظور خنثی کردن این ترفند شوم دشمنان طبق اطلاع رسانی ستاد انتخابات کشور، انتخابات امسال با استفاده از تمام ظرفیت های موجود کشور بمانند دوره های قبل بصورت کاملا شفاف و بدون هیچ گونه شائبه ای برگزار خواهد شد.

امسال سیستم مکانیزه بصورت مکمل سیستم سنتی عمل کرده و به هیچ وجه امکان بروز تخلف و تقلب در برگزاری انتخابات وجود نخواهد داشت.

از سوی دیگر حضور هیئت های ناظر و نمایندگان کاندیداها در پای صندوق های رأی مهر تایید دیگری بر شفافیت و سلامت انتخابات را خواهد داشت.

با طرح مسایل فوق به نظر می رسد این دوره از انتخابات از ویژگی های مهمی برخوردار بوده و وظیفه تک تک ماست که با شرکت فعالانه خود مجریان برگزاری انتخابات را در برگزاری انتخاباتی سالم و شفاف یاری داده و با مشارکت حداکثری خود این بار نیز مثل همیشه دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی را مأیوس و ناامید کنیم.



 نگاشته شده توسط رضا کرمی نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 17 اسفند 1390  ساعت 10:30 ق.ظ
خبرنامه دانشجویان ایران: اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان طی بیانیه‌ای شاخص‌های نماینده اصلح از نگاه خود را رائه کرد.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور با صدور بیانیه‌ای خواستار حضور حماسی مردم در انتخابات ۱۲ اسفندماه شد.

متن این بیانیه بدین شرح است:

انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی زوایایی دارد که باید از بیرون و داخل به طور کامل نگاه شود و درصورت نگاه ناقص و طیفی بخشی از آن را از دست خواهیم داد و تصمیم و نتیجه درست و کامل نمی‌توان از آن گرفت. 

انتخابات نهمین دوره مجلس در این دوره زمانی به دلیل اتفاقات بین‌المللی و تحولات رخ داده و در حال شکل‌گیری ناشی از بیداری اسلامی دارای اهمیت ویژه‌ای ست که تمام دست و پا زدن‌ها و تحریم و تهدید‌های غربی علیه ایران اسلامی برای این است که اعلام کنند به این حکومت‌های نوپا که اولاً ایران الگوی مناسبی برای شما نیست و ثانیاً اگر هم باشد ما در مقابل کشورهای مستقل و آزاده این گونه متحد می‌شویم و نمی‌گذاریم به روش ایران شکل بگیرید.

اما اینان غافل اند که همان طور که شما بساط قدرت نمایی خود را پهن کرده‌اید که تا جامعه متحول جهانی را از ایران دلسرد کنید همین بساط برای شما منجلابی خواهد شد که رسوایی و شکست بیشترتان را در مقابل ملت و نظام یکپارچه ایران اسلامی رقم خواهد زد.

ملت‌های منطقه به خصوص مردم مظلوم بحرین به ایران چشم دوخته‌اند چرا که بعد از شکل گیری این انقلاب‌ها این اولین انتخابات ایران اسلامی است هرچند مردم در راهپیمایی‌های این 2 سال اخیر نیز پشتوانی خود را از تئوری انقلاب اسلامی نشان داده‌اند ولی مردم منطقه بیدار شده برای الگو برداری و پیش بینی صحیح از آینده خود نیاز دارند که مشارکت و چگونگی انتخابات ایران را نظاره کنند.

چهار ضلعی آمریکا، اتحادیه اروپا، روسیه و چین به میدان نزاع جهانی وارد شده‌اند و دیگر گفت‌وگوهای پنهانی و تبانی‌های سیاسی کنار رفته و وارد میدان کارزار شده‌اند و عملاً در مقابل هم جبهه گیری می‌نمایند.

امنیت پوشالی رژیم صهیونیستی بیش از پیش به خطر افتاده است و حامیان و سران آن برای محافظت از آن به هر عمل احمقانه‌ای دست خواهند زد تا این غده چرکی کمی بیشتر بتواند به حیات ننگین خود ادامه دهد اما با یاری خدا حلقه فشار به اسرائیل غاصب و جنایت کار هر روز تنگ‌تر شده و برچیده شدن کامل آن نزدیک است.

سوریه و شرایط حاکم بر دولت بشار اسد بیشتر از اینکه یک مطالبه مردمی برای ملت سوریه باشد به مطالبه و میدان زورگویی غربی‌ها و دول وابسته و حقیر مقابل غرب تبدیل شده است. حرف ملت و نظام ایران است که اگر می‌خواهند برادری خود در مقابل سوریه نشان دهند اجازه دهند مردم سوریه خودشان برای خود تصمیم گیرنده باشند و بیش از این با این تحریم‌ها و حرکات کودکانه به استقلال و فهم ملت‌ها و ملت سوریه توهین نکنند.

ضدانقلاب و رسانه‌های تمام قد در خدمت آنها از ماه‌ها پیش نیروهای خود را در پیکان حمله به نظام و انتخابات قرار داده‌اند تا اولاً مشارکتی پایین رقم بخورد که این آرزو را به گور خواهند برد و بعد از آن اگر مشارکت بالا بود مانند سال 88 این مشارکت را به سمت و سوی انحرافی بکشانند که ملت ایران این بار با چشمان بازتر و تجارب ارزنده تری از سال 88 در میدان مقابله‌ی با دسیسه های شوم آن‌ها جهاد می‌کنند.

اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان بار دیگر حمایت تمام قد خود را در میدان عمل از بیانات مقام معظم رهبری در مورد مقابله با اسرائیل خبیث اعلام می‌کند و بهتر است بدانند که اگر این بار هم فکر حمله به لبنان به میدان عمل کشیده شود خانواده بزرگ دانشجویان ایران اسلامی با افتخار خون خود را در کنار برادرانشان در حزب الله لبنان تقدیم راه سید و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (ع) خواهند کرد.

اما بطن انتخابات در داخل کشور شامل یک معجونی است که برای رسیدن به طمع واقعی آن باید به شناخت کامل از آن برسیم و به این شناخت نمی‌رسیم مگر به کمک واشکافی تمام اجزا این پازل داخلی و بعد از شناخت درست چیدن این پازل با الگوی فکری صحیح باعث می‌شود برخی تیکه‌ها خود به خود از دایره اهمیت خارج شوند و برخی دیگر اهمیت بودنشان را جلوی دیدگان منصف فریاد زنند.

سنگری که این بار هم مورد هجوم رسانه‌های بیگانه و دشمنان قسم خورده این نظام قرار گرفته مسئله اصل حضور مردم در انتخابات است. مردمی که هیچ وقت اجازه و مشورت خود را از بیگانگان نگرفته‌اند و نه تنها همیشه پرشور و نشاط در انتخابات مشارکت می‌نمایند بلکه این حضورشان با بهترین انتخاب‌ها همراه بوده و همیشه از بحث‌ها و تحرکات مردمی پیداست نمی‌خواهند به این راحتی انتخاب اشتباه صورت بگیرد و برای رای و نظر خود احترام و اهمیت ویژه‌ای قائل هستند.

اصل حضور مردم در انتخابات تذکر دهنده چند موضوع مهم برای شاهدان این مشارکت پرشور است:

با این حضور احساس علاقه و تکلیف در اقشار مختلف به چشم می‌خورد که پیر و جوان و مدیر و کارگر برایشان فرقی ندارد که در چه جایگاهی هستند و مهم این است که این انتخابات برای بهتر طی شدن مسیر جمهوری اسلامی ایران برگزار می‌شود و با هر نگاه یا گرایشی برای همه واضح است که مردمی که در انتخابات شرکت می‌کنند هدفشان رشد این نظام و انقلاب و پیشرفت روز افزون آن است.

نکته ایست که دشمنان غربی و شرقی را همیشه ناراحت و ناامید کرده است و آنها خوب می‌دانند که باید اول از همه مشارکت مردمی و اعتماد مردم را از نظام سست کنند و سپس به این ملت نفوذ کنند اما حقیقتاً مگر می‌شود به اراده های ملتی که خودشان همیشه انتخاب گر بودند نفوذ کرد؟

آن هم به کاندیداهایی که برخاسته از فکر و نظر خودشان بوده و بعد از انتخاب هم در نظارت و بازخواست از انتخاب شده‌ها همین مردم در صف اول حضور داشته و دارند اما در شکستن این حضور مردمی تمام تلاششان بر این است که ابتدا سیاه نمایی علیه نظام و دستاوردهای آن به عمل آورند و سپس تلاش می‌کنند تا به هر روشی اعتماد مردم از نظامشان را پایین آورند که اهدافشان اسیر اراده و پویایی ملت شده و خواهد شد.

تمامی این شرکت کنندگان پای استقلال و افتخار آفرینی‌های دانشمندان و نخبگانش از تمام وجودشان خرج می‌کند و سختی تحریم و تهدید را می‌پذیرد اما زیر بار ذلت حرف زور و منطق کودکانه غربی‌ها نمی‌رود. منطق مضحکشان این است که علم تا زمانی خوب است که در اختیار نظام زورگو و طرفدار صهیونیسم جهانی باشد یا این که حداقل در مقابل جنایات و خباثت‌های رژیم منحوس اسراییل ساکت و مطیع باشد.

ادعای منطق از این مسئله دارند اما یک اندیشه شکست خورده و باطل است و در مکتب شیعه اثنا عشری نه تنها واجب است که این فرض را نپذیریم بلکه واجب است جلوی مسیر ظالم ایستاد و اولین سیلی را ما به گوشش نظام زور گوی استکبار بزنیم حتی اگر پشتوانه نظامی و تسلیحاتی زیادی داشته باشد.

مشارکت مردم در انتخابات قبل از تعیین نوع کاندیداها لبیک دیگری به نظام و رویه آن است که اگرچه برخی مردم انتقاداتی به برخی مسائل دارند اما در اصل نمی‌خواهند به روزهای حکومت طاغوتی برگشته یا حتی مشابه کشورهای حوزه خودمان مستعمره حرف زور قرار گیریم و رای می‌دهیم چون معتقدیم ایران برای ایرانی است و ایرانی باید آزاده باشد و آزاده فکر کند و تصمیم بگیرد و افتخار می‌کنیم که فاصله ما تا مسئولین نظام مان فاصله اعضای یک خانواده است. اگرچه در یک خانواده اعضا با هم اختلاف سلیقه دارند ولی تمامی آنها به پیشرفت آن خانواده می‌اندیشند و این آه و حسرت دشمنان نظام را بر او رده است که چرا این مردم 33 سال پیش از صفر شروع کردند و نظام جدیدی آفریدند که مشابهش وجود نداشت و این قدر به پیروزی آن نظام اطمینان داشته‌اند و پای اهدافش هرچقدر خون جوانانشان را می‌دهند پر انرژی تر به سمت جلو حرکت می‌کنند.

مشخص است نظامی که با مکتب قرآن و اهل بیت پایه ریزی شده و فطرت پاک انسان‌ها را سیراب می‌کند نه دچار رکود شده و درجا میزند و نه در مسیر پیشرفت با تحریم و تهدید و ترور دلسرد خواهد شد که این‌ها برای مو منان موید این است که در کلیت مسیر و راه به بیراهه نرفته‌اند.

اصول و فروع اخلاقی و عقلانی نظام دینی حقیقی تمام جان‌های این سرزمین را اغنا کرده و وقتی اصولی با هر کجای دنیا مقایسه می‌شود در تئوری و اندیشه صاحب استوارترین منطق‌ها هستیم و اگر جایی اشتباه عمل شده است مقصر انسان‌ها هستند که ذات انسان با فراموشی و اشتباه آمیخته است و باید با نظارت درست و کامل از این اشتباهات کاست و به پیشروی و اصلاح ادامه داد.

در پایان اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان شاخص‌های زیر را برای نمایندگان اصلح جهت تکیه زدن به کرسی نمایندگی مجلس شورای اسلامی از طرف جامعه پرافتخار ایران اسلامی بیان می‌دارد:

1- ارزش‌های اسلامی را بر همه روابط اجتماعی و سیاسی اولا بداند

2- با تمام نمایندگان در جهت حفظ و بسط آرمان‌ها و ارزش‌های اسلام و انقلاب کوشا باشد

3- در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عج) پیرو ولایت مطلقه فقیه باشد و سخنان ایشان را در کلیه امور فصل الخطاب بداند

4- به مردم به عنوان ولی نعمت و به خود به عنوان خدمت گذار مردم بیاندیشد و زندگی‌اش را پر پایه رفع مشکلات مردم سازماندهی نماید و در مقابل قانون شکنی قاطعانه عمل نماید و از حق مردم در اجرای قانون اساسی کوتاه نیاید

5- روحیه استکبار ستیزی را در خود تقویت نماید و بدون هیچ ترسی از آفریدگان خدا فقط از خداوند متعال مرعوب باشد و در مقابل تهدیدها ترسی به دل راه ندهد

6- تعصبات قومی نژادی فرقه ای را کنار گذاشته و با دید کلان‌تری به مصالح ملی بیندیشد

7- نسبت به مسائلی که نیاز به روشنگری برای ملت ایران دارد به عنوان یک عمار با بصیرت به خوبی عمل نماید و در مواقع حساس با آگاهی بخشی از هر طریقی به وظیفه خود عمل نماید

8- منافع مردم زحمت کش را و برطرف نمودن مشکلات معیشتی‌شان را که از وظایف حکومت اسلامی است با در نظر گرفت بارقه‌ی امید مردم به مجلس در اولویت خود قرار دهد و بین مرکز نشین ها و حاشیه‌نشینان فرقی قائل نباشد

9- نسبت به اخبار داخلی نظام محرم بوده و از جنجال سازی نسبت به مشکلات دوری جوید و در جهت رفع حداکثری نقاط ضعف و مشکلات قدم بر دارد و مجلس را به جاسوس خانه دشمنان تبدیل ننماید

10- از قضایای وقف دانشگاه آزاد درس گرفته و با بصیرت تر و آگاه تر نسبت به تصویب یا عدم تصویب لوایح و قوانین کوشا باشد

11- در همه موارد انتخاباتی از تبلیغات رایج در دنیا غرب که بر مبنا نیرنگ ، فریب،جوسازی و شایعه پراکنی مصنوع است خودداری نماید

12- از دریافت هدیه‌ها و کمک‌های مالی و پول‌های باد آورده‌ی صاحبان زر دوری جسته که روزی باید صدها برابر این پول را به خاطر جبران کمک‌هایشان چه به صورت مستقیم چه به صورت غیر مستقیم برگرداند

13- طرح نظارت بر نمایندگان مجلس را با تعصب و شدت بیشتری دنبال نماید که هر جا نظارت باشد رشد فردی و اجتماعی حاصل می‌گردد

14- همکاری دولت و مجلس را برای خود در جهت تحقق چشم انداز توسعه بیست ساله و برنامه پنجم توسعه و طرح تحول اقتصادی در اولویت بداند

15- ارتباط بسیطی با کارگزاران قوای مجریه و قضاییه در جهت تعامل بین قوا و نظارت بر عملکردشان در انجام قوانین داشته باشد

16- با توجه به تحریم‌های روز افزون و نیاز به اقتصاد مقاومتی با تصویب قوانین لازم جهت حمایت از تولید کنندگان در زمینه های تولید صنعت دام‌پروری و کشاورزی قدم بردارد

در پایان اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان خاک پای شما دانشجویان و همه ملت فهیم ایران را در روز 12 اسفند پای صندوق‌های رای طوطیای چشم قرار داده و آرزوی راهیابی پاک‌ترین و کارآمدترین نیروها در مجلس و شکل گیری مجلسی در جایگاه واقعی خود را داریم.

 



 نگاشته شده توسط رضا کرمی نظرات 0 | لينک مطلب


دوشنبه 15 اسفند 1390  ساعت 05:37 ب.ظ

حوادث پس از انتخابات ۸۸ سنگ محکی بود برای بصیرت مردم که امت امام خامنه ای در چه وضعی از حدود بصیرت قرار دارند و همه دشمنان داخلی و خارجی (شاید در اوج حیرت) نظاره گر حمایت یک امت از امام خود و حفظ نظام تنها با سلاح بصیرت بودند.
صبح انتخابات: مقام معظم رهبری در خطبه دوم نماز عید فطر فرمودند : “انتخابات که مظهر حضور مردم است، مظهر مردم‌سالارى دینى است، باید پشتوانه‌ى امنیت ما باشد. نباید اجازه داد که این چیزى که ذخیره‌ى امنیت است، پشتوانه‌ى امنیت است، به امنیت ما صدمه وارد کند.”
این تاکید رهبر انقلاب از دو زاویه قابل تبیین است. اول نگاه سیستمی به حکومت و آسیب های آن که حدیثی از پیامبر اکرم مبنای این تفکر است و نگاه دوم مورد اقتضایی است که مبنای آن سخن امام راحل است.
در نگاه اول؛ پیامبر اکرم فرموده اند: “الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم” که حکومت با کفر باقی می ماند اما با ظلم هرگز٫
در آسیب شناسی بایستی ابتدا سیستم را شناسایی کرد. سپس نیاز و تهدید و بعد از پیش بینی بحران احتمالی به راه های مقابله با آن پرداخت.
به عنوان مثال؛ در سیستم بدن انسان یکی از نیازها آب است و تشنگی نقطه آسیب پذیری انسان. لذا آب سمی تهدیدی محسوب می شود که در صورت نفوذ بحران مسمومیت را به وجود می آورد. البته همیشه دروازه تهدید مسایل نیاز و درونی نیست و گاهی نیز تهدید از طریق ضعف که بیرونی است ضربه خود را وارد می کند.
با توجه به حدیث پیامبر اکرم؛ یکی از مهمترین عوامل بقای نظام، عدالت است و مهترین جلوه عدالت نیز رضایت مندی مردم. پس نظام برای بقامندی خود نیاز به رضایت مندی مردم دارد.
نکته: مقبولیت؛ تنها رکن تشکیل حکومت هاست بجز حکومت اسلامی که رکن مشروعیت نیز هم وزن با مقبولیت دارای اهمیت است.
پس در آسیب شناسی یک حکومت، مقبولیت مهترین رکن و نقطه آسیب پذیری آن است و رضایت مندی مهترین نیاز و شرط تحقق آن و هر حرکتی که نتیجه آن سلب اعتماد مردم از نظام باشد به عنوان تهدیدی برای نظام تلقی می شود.
به عنوان نمونه می توان به تذکر رهبر انقلاب در مورد عدم انتشار اخبار افراد متهم حتی بعد از محکومیت اشاره کرد. منظومه فکری معظم له حقا بر این باور است که نباید به هیچ قیمتی اعتماد مردم را به نظام جمهوری اسلامی متزلزل کرد.
در صورت نفوذ تهدیداتی که هدف سلب اعتماد مردم به نظام را در دستور کار خود قرار داده است، بحران عدم مقبولیت برای نظام پیش می آید که تنها راه مقابله با آن برنامه ریزی برای احیای اعتماد مردم به نظام مانند اجرای عدالت، مهروزری و… است.
انتخابات یکی از بارزترین مولفه هایی است که اعتماد مردم به نظام در آن نمود پیدا می کند. تاکید مقام معظم رهبری برای اجرای انتخابات به نحو احسن از این جهت است که انتخابات شاخصی است برای ارزشگذاری عملکرد دستگاه ها که در صورت اجرای درست عدالت می توان حضور حداکثری مردم را در پای صندوق های رای انتظار داشت.
اما در نگاه دوم؛ مبنا سخن امام راحل است که : “حفظ نظام از واجبات است”. برای حفظ بقای نظام نیاز به ثبات در جامعه وجود دارد و قبل از آن انسجام در اجتماعی که جامعه را شکل می دهد.
پس برای حفظ بقای نظام در واقع نیاز است به حفظ انسجام تار و پودهای اجتماع و ثبات امنیت در جامعه.
مقام معظم رهبری در منویات خود، ضمانت اجرای پیمودن مراحل بقا و حفظ نظام را در دو مولفه اصلی “وحدت” و بصیرت” تعریف کرده اند. وحدت در انسجام تار و پودهای تشکیل دهنده نظام البته به همراه بصیرت در انتخاب چرایی و چگونگی وحدت قطعا می تواند ضامن یک امنیت پایدار برای تنها حکومت اسلامی در دنیا باشد. حکومتی که از سال ۱۳۵۷ تمام عزم خود را برای اسلامی شدن نظام خود به قیمت از دست دادن صدها هزار جوان خود آغاز کرد.
بصیرت؛ واژه ای که تقریبا کمتر از نصف کلمه وحدت در سخنان رهبر انقلاب تکرار شد و تنها دلیل کمتر تکرار شدن آن و دغدغه نداشتن بصیرت در بین مردم از طرف امام خامنه ای، مستبصر بودن تقریبا تمام ملت ایران است.
حوادث پس از انتخابات ۸۸ سنگ محکی بود برای بصیرت مردم که امت امام خامنه ای در چه وضعی از حدود بصیرت قرار دارند و همه دشمنان داخلی و خارجی (شاید در اوج حیرت) نظاره گر حمایت یک امت از امام خود و حفظ نظام تنها با سلاح بصیرت بودند.
اما رهبر انقلاب همواره به امر وحدت اصرار خاصی دارند. ایشان وحدت را در سه حوزه مردم با یکدیگر-مسئولین با یکدیگر-مردم با مسئولین بارها مورد سفارش قرار داده و برهم خوردن وحدت در هر یک از این سه حوزه را مقدمه به وجود آمدن بحران امنیتی ذکر کرده اند. لذاست که همواره به حفظ آبرو مسئولین حتی متهمین و محکومین در پیشگاه مردم تاکید خاصی دارند.
رهبر انقلاب در طول عمر امامت خود سه عامل را به عنوان پشتوانه امنیت ملی متذکر شده اند. ایشان بسیج و حضور در راهپیمایی ها را در کنار حضور در انتخابات از پشتوانه هایی برای امنیت می دانند که در صورت اجرایی نشدن آن ها، امکان و تبع آن احتمال صدمه زدن به امنیت نظام را دارند.
مهمترین وجه مشترک بسیج، راهپیمایی و انتخابات؛ “وحدت” است. این سه عامل جلوه بیرونی وحدت برای یک ملت است که می تواند نمایانگر بصیرت ورزی مردم در اتحاد داشتن در اصل”حفظ نظام از واجبات است” باشد.
البته این نکته قابل ذکر است که امام یک امت با توجه به مسائل و پیشامدهای روز نکاتی را یادآور می شود و نه اینکه فقط همین سه عامل بسیج،راهپیمایی و انتخابات پشتوانه امنیت ملی است.
امید است ملت با بصیرت ایران در ادامه ولایت پذیری خود با حضور پرشکوه در پای صندوق های رای؛ فارغ از جنس انتخاب؛ در آزمون بعدی سربلند و بار دیگر امام خود را سرافراز کنند.



 نگاشته شده توسط رضا کرمی نظرات 1 | لينک مطلب


دوشنبه 15 اسفند 1390  ساعت 05:26 ب.ظ


الف) ماهیت حقوقی شورای نگهبان

در یک جامعه‌ی مدنی، نهادینه شدن قانون و ارزش‌های بنیادین شهروندان، از بزررگ‌ترین ارزشهاست. این امر در ممالکی مانند ایران که یک دوره‌ی حکومت استبداد و سلطنتی را تجربه کردهاند به روشنی نمایان است. به عنوان مثال ملت فرانسه بعد از انقلاب 1978م. و ملت ایران پس از انقلاب 1357ه.ش. برای اجتناب از هر نوع خودکامگی مجدد در بین قدرتمداران جدید، اقدام به تأسیس نهادهای نظارتی در قانون اساسی کشورهای خود نمودند. نهادهای یاد شده، در کشورهای مختلف اسامی متفاوت دارند؛ به عنوان نمونه در فرانسه «شورای قانون اساسی» و در ایران «شورای نگهبان» نام دارد.
 
وظیفهی خطیر حفظ و صیانت قانون اساسی نوشته و قانون اساسی نانوشته که همان آرمانها و ارزشهای انقلابیون می­باشد، به عهده‌ی این نهادها می‌باشد. این دو نهاد نظارتی که شباهت بسیاری با هم دارند، مهم‌ترین اعمال نظارت را در دو مورد به عمل میآورند:

1- تطبیق قوانین کشور با قانون اساسی و ارزشهای جامعه؛

2- نظارت بر انتخابات که تجلی حضور و مشارکت مردمی در یک نظام مردم سالار است.

در نوشتار حاضر تنها به بررسی نظارت بر انتخابات میپردازیم. در فرآیند انتخابات، احزاب و کاندیداها برای رسیدن به قدرت امکان دارد از هر وسیله‌ای استفاده کنند که بعضاً به نفع مردم نباشد. برخی رفتار ناشایست از سوی داوطلبین در فریب و تظاهر به مردممداری از جمله اقدام‌هایی است که ممکن است، انجام بگیرد. از این رو در هیچ کشوری نیست که نوعی نظارت بر اقدام‌های احزاب و کاندیداهای منفرد صورت نگیرد. گاهی این نظارت به واسطه‌ی شورایی متشکل از مجلسین (سنا و نمایندگان)، گاهی توسط دادگاه قانون اساسی و گاه مانند فرانسه به وسیلهی نهاد شورای نظارت بر قانون اساسی انجام میپذیرد.
 
در کشور ما همان طور که بیان شد، صالح‌ترین ساختار حقوقی جهت نظارت و صیانت از منافع ملی، شورای نگهبان در نظر گرفته شده است، این اختیار و البته تکلیف در اصل 99 قانون اساسی ذکر شده است. اصل 99: «شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست‌ جمهوری‌، مجلس شورای‌ اسلامی و مراجعه به آرای عمومی و همه‌پرسی را بر عهده‌ دارد.»

ب) اعضا و ترکیب شورای نگهبان و استقلال آن

همان طور که بیان شد، هدف از تأسیس یک نهاد نظارتی، پاسداری از قوانین و آرمانهای جامعه در مقابل سیاستمداران و قدرتمداران حکومت است، از این رو نهاد مورد بحث باید دارای استقلال نسبی از حکومت باشد. هرچند در عمل چنین امری اتفاق نمیافتد؛ به عنوان مثال در آمریکا اعضای دیوان عالی، منتصب از طرف رییس جمهور هستند، در آلمان اعضای دادگاه قانون اساسی، از سوی قوای سهگانه تعیین می‌شوند و در فرانسه به موجب قانون اساسی 1958م. جمهوری پنجم فرانسه، شورای قانون اساسی مرکب از 9 عضو است که رییس جمهور، رییس مجلس سنا و رییس مجلس ملی، هر کدام سه نفر را به این سمت انتخاب می‌نمایند.[1]

با این وجود ساختار شورای نگهبان در ایران دارای ویژگی‌های برجستهای است که آن را به لحاظ استقلال نسبی از نهادهای نظارتی دیگر کشورها متمایز میسازد. لازم است ابعاد یک نهاد مستقل را بررسی کنیم. یک نهاد مستقل حداقل دارای استقلال ساختاری و پرسنلی است. در مورد شورای نگهبان؛ جایگاه قانونی آن و عدم مسؤولیت نهاد یاد شده در قبال قوه‌ی مجریه، استقلال آن را نتیجه میدهد. منظور از استقلال مطرح شده در بحث انتخابات، استقلال از قوه‌ی مجریه می‌باشد؛ زیرا نظارت شورای نگهبان بر مجری انتخابات که همانا قوه‌ی مجریه یا به عبارتی وزارت کشور است، اعمال میشود.
 
بنابراین با توجه به اصل 91 قانون اساسی، شورای نگهبان جمهوری اسلامی ایران از استقلال کامل حقوقی برخوردار است. مطابق با اصل یاد شده، اعضای این شورا مرکب از 6 فقیه و 6 حقوقدان است که فقهای شورای نگهبان از طرف رهبری و حقوقدانان با پیشنهاد رییس قوه‌ی قضاییه و رأی نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی انتخاب میشوند. ملاحظه می­شود قوه‌ی مجریه هیچ تأثیر حقوقی بر شورای نگهبان ندارد و اعضای شورا نیز در مقابل وزرا پاسخ‌گو نیستند.[2]

در نظام حقوقی ایران اگر چه اعضای شورای نگهبان تقریباً شبیه مدل حکومتی انتخاب میشوند اما استقلال آنها نسبت به قوه‌ی مجریه تضمین شده است. هم‌چنین با تدبیر قانون اساسی در اصل 141، رییس جمهور، معاونان او، وزیران و کارمندان دولت از داشتن بیش از یک شغل دولتی منع شدهاند و از آن جا که برگزاری انتخابات به عهدهی قوه‌ی مجریه است، اصل ممنوعیت اعضای این قوه در شورای نگهبان ضامن این استقلال میشود.[3] در این صورت چنانچه کاندیدایی از نحوهی اجرای انتخابات توسط مقام اجرایی شکایت داشته باشد، مرجع بالاتری وجود خواهد داشت که مستقل از نهاد اجرایی، به شکایت‌ها و اعتراض‌ها رسیدگی کند.
 
ترکیب این نهاد از مطلوبیت قابل ملاحظهای برخوردار است. 6 فقیه جهت بررسی و اعمال احکام شریعت اسلام که منتخب رهبری هستند و خود رهبری هم غیر مستقیم منتخب مردم بوده است و به عبارتی نماینده و حامی مردم است در مقابل قوا؛ و 6 حقوقدان که توسط نمایندگان مردم در مجلس و نه رییس مجلس تعیین می‌شوند. به این صورت امید می‌رود بهترین نتیجه در احقاق حقوق ملت حاصل شود. این در حالی است که به عنوان مثال در فرانسه علی‌رغم توصیه‌ی اکثر سیستمهای حقوقی جهان مبنی بر حقوقدان بودن اعضای شورای قانون اساسی، در این کشور اعضای شورا از میان دولتمردان و رهبران احزاب سیاسی انتخاب میشوند.

کوتاه سخن این که در ایران انتخاب 6 فقیه مبتنی بر نگرش دیرینه‌ی فقهی به مقوله‌ی انتخاب مرجع تقلید است که یکی از شیوه‏های آن مراجعه به اهل فن و خبره در زمینه‌ی شناخت مرجع می‏باشد، از این رو انتخاب رهبری نیز توسط منتخبان خبره‌ی مردم صورت می‏پذیرد و معرفی 6 حقوقدان عضو شورا توسط قوه‌یقضاییه و رأی مستقیم نمایندگان، مبتنی بر دو تئوری مدرن حقوقی می‏باشد (تئوری مردم‌سالاری و تئوری تفکیک قوا). در این زمینه، شیوه‌ی قانون ‏اساسی ایران از شیوه‌ی قانون ‏اساسی فرانسه، به ملاک‏های مردم‌سالاری نزدیک‏تر است.[4]

ج) سابقه‌ی تاریخی

ایجاد مرجعی جهت تطبیق قوانین حکومتی با شرع مقدس، سابقهای طولانی دارد؛ با ورود اسلام همیشه روحانیت شیعه در مقابل پادشاهان مستبد سعی در سوق دادن قوانین حکومتی به سمت شریعت داشتند. در دوران مشروطیت در اصل دوم متمم قانون اساسی مقرر داشتند 5 نفر از فقهای طراز اول بر انطباق قوانین مجلس بر شرع مقدس اسلام نظارت کنند. بنابراین بعد از انقلاب اسلامی، اندیشهی تأسیس نهادی به نام شورای نگهبان مبتنی بر 3 تفکر بوده است: 1- حق نظارت روحانیون بر اجرای شریعت اسلامی؛ 2- اصل دوم متمم قانون مشروطیت؛ 3- مکانیزم شورای قانون اساسی فرانسه به دلیل این که برخی از تدوینکنندگان پیشنویس قانون اساسی از فارغ‌التحصیلان رشته‌ی حقوق در فرانسه بودند.

د) لزوم نظارت

مهم‌ترین جلوهی مشارکت سیاسی مردم در امور جامعه، انتخابات است. شهروندان در جریان انتخابات نمایندگان خود را با توجه به اشتراک فکری و سیاسی که با آنها دارند و وقت و انرژی خود را در راه خدمت به منافع عمومی مصروف میدارند، انتخاب میکنند. در این راستا داوطلبین نمایندگی، به معرفی خود و برنامههایشان میپردازند؛ در این میان امکان اقدام‌هایی متذورانه برای جلب حمایت مردم از سوی کاندیداها وجود دارد، اقدام‌هایی که به واسطه‌ی آن حقوق ملت و نظام مردمی از بین خواهد رفت. چنین صغری و کبری اجمالی، اهمیت امر نظارت بر تبلیغات و دیگر امور جاری در امر انتخابات را به منظور حفظ و صیانت از آرا و نظرات مردم و هم‌چنین آرمانهای نظام آشکار میکند. نظارت بر انتخابات دارای دو جنبه است:
 
1- جنبه‌ی پیشگیرانه که از وقوع تخلف جلوگیری میکند؛
 
2- جنبهی پیگیری و تعقیب در رفع و ابطال موارد تخلف.

«لئون دوگی» استاد و نظریه پرداز حقوق اساسی، موارد زیر را در جهت انتخابات سالم ضروری میداند:

1- داوطلب نمایندگی باید شرایط انتخاب شدن را داشته باشد.

2- نماینده‌ی منتخب باید اکثریت لازم را کسب کرده باشد.

3- تمام امور و اعمال مربوط به انتخابات باید براساس قانون صورت بگیرد.

پر واضح است نظارت بر احراز شرایط یاد شده، باید توسط قوهی ناظرهای منفک از قوهی اجرایی صورت بگیرد. با توجه به مطالب بیان شده، سهل انگاری در امر نظارت، آفات زیر را در زمینه‌های مختلف به دنبال خواهد داشت: این آفات در زمینهی فرهنگی عبارت‌اند از:
 
1- توسل کاندیداها به هر ابزار نامقدسی برای پیروزی: این همان نظر ماکیاول است که هدف وسیله را توجیه میکند.[5]

2- تضعیف فرهنگ ایثار و جوانمردی: که پایههای فرهنگ سیاسی در صحنه انتخابات را متزلزل خواهد کرد.

3- توزیع هدایا در بین افراد و گروه‌های سنی و صنفی خاص.

آفات سیاسی عبارت‌اند از:

1- تدلیس در معرفی چهره و شخصیت کاندیدا؛

2- سوءاستفاده از عنوانهای اداری و پستهای اجرایی در جهت موافقت خود یا کاندیداهای مورد نظر خود در انتخابات؛

3- وامدار سیاسی احزاب و جناحهای سیاسی شدن از راه مقید بودن به تفکر جناحی؛

4- تهدید افراد و ایجاد جوّ رعب و وحشت به منظور شکست رقیب.

آفات اجتماعی شامل:

1- سوءاستفاده از نیازمندیها و نقاط ضعف گروهی از مردم؛

2- همآوایی با طیفها و گروه‌ها بعضاً متضاد؛

3- وعدههای کاذب و غیر معقول؛

4- ایجاد یأس و ناامیدی در بین مردم؛

5- امتیازطلبی غیر معقول برخی نمایندگان و حامیانشان؛

6- بیتوجهی به مواد قانونی مربوط به انتخابات؛

7- تطمیع افراد در جهت جلب آرا؛

8- سکوت و بیتفاوتی خواص.

آفات اخلاقی:

1- تخریب شخصیت رقبا با پخش شایعه‌ها و دیگر ترفندهای غیراخلاقی؛

2- ترویج رفتارهای مصنوعی و بدآموزی بین مردم؛

3- استفاده‌ی ابزاری از انسانها و شهروندان در جهت جلب آرا.

آفات اقتصادی هم عبارت‌اند از:

1- وامدار مالی برخی از متمکنین و انجام نوعی معامله‌ی پشت پرده بین کاندیداها و سرمایه داران؛

2- سوء استفاده از بیت المال و امکانات دولتی از طرف برخی کاندیداها؛

3- به کارگیری بیت‌المال در جهت پیشبرد امور انتخابات از جانب هواداران بعضی از کاندیداها؛

4- صرف هزینههای مالی گزاف در جلب آرا. [6]

با توجه به موارد بیان شده، قطع به یقین وجود نهاد نظارتی برای دست‌یابی به انتخاباتی صحیح، منصفانه و مردم‌سالارانه ضروری است و البته در وجود نظارت اختلاف نظری نزد صاحب اندیشان وجود ندارد. تفاوت دیدگاه در نوع و گسترهی نظارت است.

هـ) ‌نوع نظارت (استصوابی یا اطلاعی)

در نوع نظارت شورای نگهبان اختلاف نظر وجود دارد. گروهی که معتقد به نظارت «اطلاعی» هستند بیان میدارند صرف اطلاع شورا از روند انتخابات در امر صحت آن کفایت میکند و نیاز به نظارت بیش‌تر نیست و اصولاً انتظار نمیرود یک شورای 12 نفره تمام انتخابات را زیر نظر بگیرد. اما در مقابل معتقدین به امر نظارت «استصوابی» بیان میدارند اگر هدف شورا از نظارت بر انتخابات، صحت امر انتخابات و تأیید تمام مراحل آن در راستای برگزاری انتخاباتی سالم و مردم‌سالارانه است، نظارت باید تمام مراحل را شامل شود و به صورت کامل انجام گیرد تا هدف قانون اساسی از تأسیس چنین نهادی تأمین شود.
 
به عقیدهی این گروه، نهاد نظارت نمیتواند منتظر شکایت‌های احتمالی بماند تا بر مبنای آن اقدام کند چه بسا مواردی که مخالف قانون عمل شود اما به هر دلیلی اعتراضی به شورای نگهبان نشود. افزون بر این که، لفظ نظارت در اصل 99 به طور مطلق آورده شده است و لازمهی اطلاق لفظ، نظارت کامل که همان نظارت استصوابی است، می‌باشد.[7]

در نهایت شورای نگهبان بر طبق اصل 98 قانون اساسی: «تفسیر قانون اساسی به عهدهی شورای نگهبان است که با تصویب سه چهارم آنان انجام میشود.» اقدام به اظهار نظر تفسیری نمود. طبق نظریه‌ی تفسیری شماره‌ی 1234 تاریخ 1/3/1370 شورای نگهبان: « نظارت مذکور در اصل نود و نهم (99) قانون اساسی استصوابی است و شامل تمام مراحل اجرایی انتخابات از جمله تأیید و رد صلاحیت کاندیداهامی‌شود.»

علاوه بر شورای نگهبان، ماده‌ی3 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی مصوب 7/9/1378؛ نظارت شورای نگهبان بر امر انتخابات را نظارت استصوابی دانسته و اعلام مینماید: «نظارت بر انتخابات مجلس شورای اسلامی به ‌عهده‌یشورای نگهبان می‌باشد. این نظارت، استصوابی، عام و در تمام مراحل در کلیه‌یامور ‌مربوط به انتخابات جاری است.»

لازم به ذکر است که اصولاً نظارت حقیقی همان نظارت استصوابی است و نظارت اطلاعی تنها یک اطلاع از وضع امور است که با هدف قانون اساسی از تأسیس نهادی نظارتی با عنوان شورای نگهبان تطبیق ندارد چرا که نظارت به جهت جلوگیری از هر گونه انحراف شکلی و ماهوی از مسیر انتخابات و با هدف پاسداری از حقوق و منافع ملت و آرمانهای انقلاب اسلامی می­باشد. مطلب یاد شده با توجه به آفاتی که در مبحث قبل اشاره شد نیز حایز اهمیت مینماید. در بررسی تطبیقی نهادهای نظارتی اکثر کشورها خواه نظارت از راه قوه‌ی مجریه باشد، خواه شورای نظارت یا دیوان عالی، پی به استصوابی بودن نظارت میبریم.
 
در جریان امر نظارت البته شاید امکان نوعی اعمال نظر طرفدارانه‌ی نهادهای نظارتی در مورد احزاب وجود داشته باشند اما به هر حال نظارت حقیقی که مانع از پیامدهای منفی عدم نظارت میشود به همین صورت است و نظارت اطلاعی تنها یک نظارت تشریفاتی و با کارکرد محدود است.

در فرانسه برای بررسی سلامت انتخاب، ریاست جمهوری‏ اعلام کردهاند نباید شورا لزوماً با دریافت شکایاتی مواجه شود تا تصمیم‏گیری کند. شمارش آرا باید تحت مراقبت مستقیم‏ شورا صورت گیرد.[8]

و) تأیید صلاحیت نمایندگان مجلس

فصل سوم قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی مصوب 7/9/1378 شرایط زیر را جهت احراز صلاحیت کاندیداها عنوان می­دارد.

‌ماده 28 - انتخاب شوندگان هنگام ثبت نام باید دارای شرایط زیر باشند:

1 - اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران؛

2 - تابعیت کشور جمهوری اسلامی ایران؛

3 - ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه‌یفقیه؛
 
4 – داشتن حداقل مدرک کارشناسی ارشد و یا معادل آن؛[9]

5 - نداشتن سوء شهرت در حوزه‌یانتخابیه؛

6 - سلامت جسمی در حد برخورداری از نعمت بینایی، شنوایی و گویایی؛

7 - حداقل سن 30 سال تمام و حداکثر 75 سال تمام.

‌تبصره‌ی 1 - داوطلبان نمایندگی اقلیت‌های دینی مصرح در قانون اساسی از التزام عملی به اسلام، مذکور در بند (1) مستثنی بوده و باید در دین خود‌ ثابتالعقیده باشند.

حدود نظارت در کشورها متناسب با عوامل فرهنگی، سیاسی مردم و نظام حاکم بر آن است. وظیفهی پاسداری و صیانت از آرمانها و ارزشهای ملت و نظام در هر کشوری بر دوش نهاد نظارتی آن کشور قرار دارد. انجام این مهم در ساختارهای حقوقی مختلف به صورتهای متفاوتی اعمال میشود.
 
در کشوری مانند فرانسه در انتخابات ریاست جمهوری، مدعی صلاحیت ریاست جمهوری باید بتواند حداقل امضای 500 شخصیت کشور را به همراه خویش داشته باشد. این شرط امتیازی برای قانون فرانسه محسوب می‏شود. هر چند این سیستم نیز ناکارآمدی‏های خاص خویش را دارد ولی حداقل ارایه‌ی ملاکی جهت ضابطه‏مند شدن کاندیداتوری می‏باشد. در انتخابات اخیر ریاست جمهوری فرانسه (2002 میلادی)، وزیر کشور اسبق «شارل پاسکوا» نتوانست 500 امضای لازم را کسب کند و از صحنه‌یانتخابات حذف شد، در حالی که یک جوان پستچی گمنام با کسب 500 امضا به صحنه‌یمبارزه‌های انتخاباتی راه یافت.[10]شورای قانون اساسی در سال 1974م. یکی از داوطلبان محروم‏ از حق رأی به دلیل ورشکستگی را انتخاب‏ناپذیر اعلام کرد. از طرفی در انتخابات پارلمان این کشور، کاندیداهای معرفی شده از طرف احزاب قبلاً به تأیید احزاب رسیدهاند.

در این موضوع تفاوت عمدهای که جامعه‌ی ایرانی با جامعه‌ی فرانسوی دارد وجود ارزشهای اسلامی و تقید به شرع مقدس اسلام است که شورای نظارت ایران را موظف به لحاظ کردن آنها در امر نظارت نموده است. با همین فلسفه 6 عضو شورای نگهبان از فقهای منصوب ولایت فقیه هستند و از طرف جامعه‌ی ایرانی موظف به بررسی صلاحیت کاندیداهایی هستند که قرار است امر نمایندگی مردم را در پیشبرد اهداف و مقاصد کشور و نظام به عهده داشته باشند. این وظیفهی شورای نگهبان ناشی از «اسلامیت» این جمهوری است.
 
در حالی که جمهوری فرانسه، خود را یک جمهوری «لاییک» می‏داند (اصل دوم) و بنابراین در این زمینه وظیفه و تکلیفی برای خویش قایل نیست و البته تفکری که در کشور فرانسه با کاندیداتوری داوطلبین با تفکرات فاشیسم جلوگیری می‌شود و مذهبیون این کشور نیز در صورت تمایل برای کاندیداتوری باید از تفکرات مذهبی که دارند در جریان انتخابات و تبلیغات و بعداً در اداره‌ی جاری برائت بجویند وگرنه رد صلاحیت می‌شوند.

ز) نظارت بر شورای نگهبان
 
عدهای معتقدند افزون بر نظارت درون سازمانی که در شورای نگهبان وجود دارد و براساس آن هیأتهای نظارت شهرستان در مقابل هیأتهای نظارت استان پاسخ‌گو هستند و هیأتهای اخیر مقابل هیأت نظارت مرکزی و هیأت نظارت مرکزی به شورای نگهبان پاسخ‌گو است؛ نظارت برون سازمانی هم ضرورت دارد. در این مورد باید گفت:

نخست، بر نهاد عالی نظارت در کشورها، نظارت مستقیم وجود ندارد. نهاد عالی یعنی نهادی که وظیفه‌ی صیانت از ارزش­های نظام اسلامی و حقوق مردم و قانون اساسی در قالب نظارت بر مصوبات مجلس و هم‌چنین نظارت بر انتخابات را دارد. عدهای عدم نظارت سازمان بازرسی کل کشور بر شورای نگهبان را یک ایراد میدانند در حالی که سازمان بازرسی کل کشور بر آرای صادره از سوی قوه‌ی قضاییه هم نظارت ندارد و اساساً در جایگاهی نیست که بر نهادهای عالی مملکتی نظارت بکند.

دوم، در نظام حقوقی ایران نظارتهای متمایزی در نظر گرفته شده است که از موارد اغنای سیستم حقوقی در کشور ماست و ایران اسلامی این نوع نظارتها را وامدار قوانین مترقی اسلام در جهت:
 
1- سنت امر به معروف و نهی از منکر بین مردم و مسؤولین مبتنی بر اصل 8 قانون اساسی که وظیفه‌ی نظارتی و مطالبهگری مردم نسبت به مسؤولین را ضروری میداند. قرآن کریم می‌فرماید: «و الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیا بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ»[11]

2- بند 8 اصل 110 قانون اساسی که اعمال نظارت رهبری با حکم حکومتی را بیان میدارد. مطمئناً اعمال نظرات از طرف رهبر عادل در جهت منافع مردم و نظام اسلامی در مقابل تصمیمات اعضای نهاد نظارتی خواهد بود.

مضافاً اینکه حق عزل فقهای شورای نگهبان به استناد بند 6 اصل 110 قانون اساسی با رهبر است و این نظارتی رسمی بر اعضا و شورا محسوب میشود. اصل 76 قانون اساسی نیز مجلس را محق دانسته که در تمام امور کشور تحقیق و تفحص نماید.

ح)‌ شکایت به شورای نگهبان

حق طرح شکایت از نتیجه‌ی انتخابات در ایران به موجب ماده‌ی 68 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی مصوب 7/9/1378 پذیرفته شده و بررسی آن به عهده‌ی شورای نگهبان است. از آن جا که شورای نگهبان، نهاد نظارتی عالی است. تصمیم و رأی آن فصل‌الخطاب میباشد. همین سیستم در فرانسه هم وجود داردو نظر شورای قانون اساسی در رابطه با نتیجه‌ی انتخابات قطعی است. اعلام قطعی نتایج در محدوده‌ی 10 روز و در قالب یک تصمیم واقعی است و شورا همراه با ورودها، ملاحظه‌ها و نتیجه‏گیری تصمیم‏گیری می‏کند.[12]

سخن نهایی این که انتخابات فرصت حضور مردم برای اداره‌ی کشور است و این مهم لزوم نظارت بر روند سالم جریان انتخابات را نشان میدهد. از علل وجودی نهاد نظارتی حمایت از آرای ملت در مقابل اقدام‌های کاندیداها برای جلب آرای ایشان است. در همین راستا به این نکته توجه شود که نهاد نظارتی ملزم است مصالح شهروندان و البته مصالح نظام و آرمانهای کشور را مدنظر قرار دهد و اقداماتش در جهت حمایت باشد نه محدودیت و بدانیم که هیچ ساختاری در نظامهای مردمی بدون اشکال نیست، انتقاد سازنده درباره‌ی ایرادها و رفع آنها، مجالی وسیعتر می‌طلبد. هر چند بررسی اجمالی صورت گرفته قوت نسبی ساختار کنونی را بیان میکند اما بحث در نزد صاحب نظران ادامه خواهد داشت.
 
پی نوشت ها:
 
[1]. طباطبایی‌مؤتمنی، منوچهر، ص 202

[2] . فلاح زاده، علی محمد، مجله‌ی ناظر، ص 37

[3]. هاشمی، سید محمد، ص228

[4]. فرشتیان، حسن، ص 117

[5]. طالبی، عباس، به نقل از: استراوس، لئو، فلسفه‌ی سیاسی چیست؟، ترجمه‌ی دکتر فرهنگ رجایی، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول 1373، ص 273

[6]. طالبی، عباس، صص 15-10

[7]. عمید زنجانی، عباسعلی، ص64

[8]. تقی زاده، جواد، ص 64 به نقل از: Dominique TURPIN,op.cit,p

[9]. اصلاحی مورخ: 13/10/1385

[10]. فرشتیان، حسن، ص125
 
[11]. سوره توبه، آیه 71
 
[12]. تقی زاده، جواد، ص 64 به نقل از Dominique TURPIN,op.cit,p



 نگاشته شده توسط رضا کرمی نظرات 0 | لينک مطلب


دوشنبه 15 اسفند 1390  ساعت 05:23 ب.ظ

سابقه برگزاري انتخابات در ايران به 97 سال پيش برمي‌گردد. اولين بار تشكيل مجلس در ايران به زمان بعد از مشروطيت مي‌رسد. فرمان مشروطيت در تاريخ 14 جمادي‌الثاني سال 1324 هجري قمري از طرف مظفرالدين شاه قاجار صادر شد. به طور كلي اولين دوره مجلس شوراي ملي در تاريخ 17 مهر 1285 هجري شمسي افتتاح شد. قبل از پيروزي انقلاب اسلامي طي 24 دوره قانونگذاري شاهد مصوبات، وقايع و حوادث بسياري بوديم. پس از پيروزي انقلاب اسلامي چندين نوبت همه پرسي و انتخابات عمومي و سراسري در كشور برگزار شده است. اولين و مهم‌ترين آن كه در حقيقت تعيين‌كننده نوع حكومت كشور بود، همه‌پرسي تغيير نظام شاهنشاهي به جمهوري اسلامي ايران است و به اين ترتيب مردم، اراده و خواست خود را در تاريخ ثبت كردند. بعد از انقلاب مردم هميشه ترازوي خوبي براي چگونه انتخاب‌كردن متوليان امور خود بوده‌اند و به خوبي مي‌دانسته‌اند كه چگونه و چه كساني را برگزينند. اعتقادات مذهبي و آرماني و نقش آن در انتخابات قرآن در يك جا به پيامبر اسلام فرمان مي‌دهد كه بايد در اداره امور مردم و دولت با آنان مشورت كند و بدون مشورت آنان به تنهايي تصميم نگيرد. اين فرمان با توجه به مرتبه بلند پيامبر و اعتبار الهي او در نظر مردم بسيار قابل توجه است و در جاي ديگر مي‌گويد ويژگي مؤمنان آن است كه امور زندگي‌شان را بر پايه مشورت و نظر‌خواهي اداره مي‌كنند. هم‌چنين قرآن به عنوان يكي از منابع مهم در اسلام، انسان‌ها و به طور اخص مسلمانان را ترغيب به انديشيدن و تفكر كرده است. در قرآن مكرراً به تبعيت مردم از تمام دستورهاي پيامبر(ص) در مقام رهبري جامعه سفارش شده است و پس از پيامبر اسلام(ص) نيز مسلمانان همين جايگاه را از آن خلفاي پيامبر(ص) مي‌دانستند، پس مردم ايران با اتكا به آموزه‌هاي ديني خويش، انتخابات را يك معروف مي‌دانند و لذا خود را مكلف به اين امر مي‌دانند. همانطور كه در دين اسلام امر به معروف و نهي‌از منكر از واجبات كفايي است، مردم مسلمان ما امر انتخابات را نيز يك امر واجب ديني و فريضه الهي مي‌دانند و خود را در انجام آن موظف مي‌دانند. به طوري كه امام راحل فرمودند: «شركت در انتخابات يك واجب كفايي است» و مردم مسلمان نيز بنا بر اعتقاد به ولايت فقيه و هم‌چنين با مراجعه به سوره شورا كه در آيه‌اي مي‌فرمايد: «و امرهم شورا بينهم» شركت در انتخابات را يك واجب كفايي مي‌دانند. بنا بر ادله‌ تاريخي در دين اسلام علي (ع) هم به رأي و خواست و مشورت مردم خلافت را پذيرفتند. برخلاف مسيحيت كه انتخاب پاپ به عنوان برترين مقام روحاني، توسط جمعي از كاردينال‌ها صورت مي‌گيرد، نقش مستقيم مردم ايران در انتخابات چون رهبري، به عنوان برترين مقام ديني نيز بر ارج و اعتبار رأي و نظر مردم در انديشه اسلامي دلالت دارد. پس مردم ما بنابر اعتقادات مذهبي و ديني كه دارند خود را مكلف به شركت در امر انتخابات مي‌دانند و بر اساس آيات قرآني همچون سوره «شورا» و سنت پيغمبر كه انسان را مكلف به شور و مشورت مي‌داند از اين قاعده پيروي نموده، در انتخابات شركت نموده و به نماينده اصلح و متعهد رأي داده و كشور را به سر منزل سعادت سوق مي‌دهند و اين نشان مي‌دهد كه مسئله مشاركت مردم در اداره امور و شركت آنان در انتخابات فراتر از يك نظر خواهي صرف، بلكه يك فريضه‌ الهي است كه مسلمانان آن را از اصول دين خود مي‌دانند. در يك حكومت اسلامي و آرماني، مردمي كه داراي تربيت مذهبي و اسلامي مي‌باشند در انتخابات شركت مي‌كنند و با رأي دادن خود كشتي جامعه اسلامي را به سر منزل سعادت مي‌رسانند و همانطور كه بنا بر وظيفه ديني خود روزانه 17 ركعت نماز مي‌خوانند، بر حسب تكليف اجتماعي، خود را ملزم به شركت در كارها و امور جامعه ديني مي‌دانند. شكوه و عظمت جامعه اسلامي در بسياري از امور ديده مي‌شود، از جمله نماز عيد فطر، نماز جمعه، را‌هپيمايي روز قدس و...» و در همين راستا انتخابات كه يك سنت پيامبر اعظم و يك فريضه ديني است هربار با شكوه و عظمت فراوان برگزار مي‌شود. زيرا يك فرد مسلمان متعهد، معتقد است كه هر شخصي به اندازه كل جامعه تأثيرگذار است و خود را نسبت به تعيين سرنوشت ملت و كشورش مديون مي‌داند. اساس هر فرهنگي مبتني بر يك رشته ‌باورها و اعتقادات است و اگر آن باورها و اعتقادات متزلزل شود امكان حيات براي آن وجود ندارد و بايد اين اعتقادات ديني و اخلاقي و اجتماعي را از گزند آفات بي‌باوري و بي‌اعتقادي حفظ كرد. مسلماً اين باورها و اعتقادات هر چه بيشتر به سوي عدالت‌خواهي سير داشته باشد به همان ميزان عدالت اجتماعي نيز به سوي ترقي راه خواهد يافت. همان‌طور كه ملت ايران در عرصه‌هاي مختلف نظام و انقلاب اسلامي آگاهي و شعور خود را به اثبات رسانده و حضوري فعال داشته‌اند، مي‌دانند شركت در صحنه‌هاي ملي، تعيين‌كننده و تأثيرگذار است. حضور مردم در انتخابات، يعني پيام اتحاد ملت ايران به دنيا، يعني به دست‌گرفتن حق تعيين سرنوشت و مشاركت مردم در تعيين نقش سياسي و اجتماعي خود كه در حقيقت وظيفه ملي و قانوني محسوب مي‌شود. اگر به مسئله انتخابات با دانش و فهم نگاه شود، ما شاهد تمدن اسلامي جديدي خواهيم بود. مشاركت مردم در عرصه تصميم‌گيري سياسي و اجتماعي از ويژگي‌هاي يك نظام سياسي و ديني مطلوب است و نشان‌دهنده اعتماد مردم به دولت و نمايندگانشان است و بي‌تفاوتي و كناره‌گيري از عرصه‌هاي مختلف، مطمئناً هيچ تأثيري ندارد، بلكه مشكلات را افزايش مي‌دهد. در نظام جمهوري اسلامي همه شخصيت‌ و نهادها از رهبر گرفته تا مجلس و شوراها متكي به رأي مردم هستند، لذا اميدواريم دولتمردان و دست‌اندركاران برگزاري يك انتخابات سالم را به ملت نويد دهند تا مردم با علاقه و اعتقاد بيشتر براي پشتيباني از ارزش‌هاي انقلاب اسلامي و آرمان‌هاي امام راحل در انتخابات شركت كنند و افراد متعهد پرتلاش و توانمند را انتخاب نمايند.



 نگاشته شده توسط رضا کرمی نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :11
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net